پخش مجدد چند مستند از ناهید پرشون فیلم ساز ساکن سوئد با اعتراض گروههایی در فضای مجازی مواجه شده است. بنا به گفته خود خانم پرشون صحبت از انتقاد فرا رفته است و کار به توهین و بی حرمتی و حتی تهدید کشیده است.
بخصوص دو فیلم ناهید پرشون به نام های “روسپی گری در پشت پرده حجاب” و ” یک مرد و چهار زن” با هجمه گروهی از ایرانیان روبرو شده است چرا که ناهید پرشون ” آبروی ایران و ایرانیان را بر باد داده است”. به این “آبرو برباد بردن” بر خواهم گشت. باید تاکید کنم که اعتراض به فیلم های ناهید پرشون از همه مرزهای استاندارد نقد و بحث عبور کرده است و به یک تخریب نفرت انگیز شخصی مبدل شده است. حتی نام خانوادگی ایشان نیز از این هجمه درگزند نبوده است و کمک انساندوستانه او برای نجات یکی از شخصیت های فیلم “روسپی گری در پشت پرده حجاب” یک امر جنایی جلوه داده می شود. این برخوردهای تحقیر و توهین آمیز که نافی حرمت انسانی یک آدم است طبعا زشت و زننده هستند و باید قویا محکوم شود. اما خود بحث بر سر چیست؟
ناهید پرشون در دو فیلمی که بالا بدان اشاره شد گوشه ایی از واقعیت مصیبت بار امروز جامعه ایران و بویژه زنان را به تصویر کشیده است. مسئله چند همسری و مسئله روسپی گری. چند همسری در ایران طبق قوانین اسلامی حاکم بر کشور مجاز است و متاسفانه یک واقعیت جامعه امروز ایران است. تن فروشی که بدلیل فقر و تنگدستی دهان باز کرده است و شماری زیادی از زنان و دختران جامعه ما را به کام خود کشیده است هم یک مسئله بزرگ اجتماعی در ایران است. در عین حال حکومت با صیغه اسلامی یک صنعت پر رونق برای مفتخوران حاکم ایجاد کرده است. باندهای حاکم بر ایران با صدور دختران جوان به شیخ نشین های عربی، به قیمت سیه روزی آن نگونبختان، پول های افسانه ایی به جیب می زنند.
به نظر من باید از ناهید پرشون بخاطر ساختن این دو فیلم که بخش کوچکی از مشکلات زنان ایران را تحت حاکمیت یک رژیم زن ستیز بخوبی تصویر می کند، تقدیر کرد. شرط اول تغییر هر ناهنجاری اجتماعی این است که قبل از هر چیز آنرا برسمیت بشناسیم، بر آن فوکوس داشته باشیم، ریشه های آنرا دریابیم و سپس برای تغییرش آستین بالا بزنیم. به اعتقاد من ناهید پرشون بعنوان یک مستند ساز به نحو ماهرانه ایی این واقعیات تلخ را مورد توجه قرار داده است و تا همینجا سهم مهمی برای تغییر این شرایط ادا کرده است. وی در این دو فیلم مناسبات ناعادلانه و تبعیض آمیز حاکم بر ایران را هدف قرار داده است.
کسی که از دیدن فیلم های ناهید پرشون عصبانی می شود و به “غیرت ایرانی اش” بر می خورد نشان می دهد که غیرت انسانی ندارد. ما در اینجا به نیروی نهی از منکرات “ضد ایرانی” احتیاج نداریم. ما به نیرویی احتیاج داریم که به مناسبات ضد انسانی نه بگوید و از زاویه انسان درد انسانهای بی دفاع آن جامعه را فریاد کند. کسی که چشم بند عظمت طلبی ایرانی را بر چشم گذاشته است نه فقط خود را ازدیدن واقعیات محروم می کند بلکه خواسته و یا نخواسته در کنار رژیمی قرار می گیرد که عامل تحمیل چنین جهنمی به مردم ایران است. جمهوری اسلامی سعی دارد به جهانیان نشان دهد که جامعه ایران جامعه گل و بلبل است. خامنه ای هم وقتی که جناحهای مختلف حکومتی به جان هم می افتند و از یکدیگر افشاگری می کنند به طرفین نهیب می زند که این همه تصویر سیاه از جامعه ندهید. خودش می داند که حاکمیتش مسئول این سیاهی است و می خواهد همه این زشتی ها را بپوشاند. حالا عده ایی در خارج کشور پیدا شده اند و می خواهند جلوی پخش فیلم های یک فیلم ساز که مصیبت مردم در ایران را به تصویر می کشد را بگیرند چرا که تصویر سیاهی از جامعه ایران بدست می دهد!! سئوال این است مگر ناهید پرشون مسئول این سیاهی است؟! چرا در این وسط جمهوری اسلامی بعنوان بانی این اوضاع محنت بار به ناگهان فراموش می شود؟ آیا این اتفاقی است؟ و یا اینکه جریان ناسیونالیست ایرانی از حول حلیم “ایرانی گرایی” در دیگ جمهوری اسلامی افتاده است؟ مسئله همین است.
بگذارید به یک نمونه از نقد هایی که به ناهید پرشون شده است اشاره مختصری داشته باشم که مسئله روشن تر شود. شهلا علی یاری در صفحه اینترنتی بحث تلویزیون سوئد در نقد پخش مجدد فیلم های ناهید پرشون مطلبی دارد که در آن از جمله می گوید:
” در کشوی با جمعیت ۷۵ میلیون نفر ناهید پرشون در فیلم روسپی گری در پشت پرده حجاب به سرنوشت دو زن می پردازد که به اقشار حاشیه ایی جامعه تعلق دارند که در حومه شهر تهران زندگی می کنند که ۱۴ میلیون جمعیت دارد.” ( تاکیدات از من است)
همین یک جمله کوتاه نشان می دهد که خانم علی یاری چقدر از مرحله پرت است. نه دردی را برسمیت می شناسد و نه با دردمند احساس همدردی می کند و نه دلش اصولا برای کسی سوخته است. چرا که تن فروشان “اقشار حاشیه ایی جامعه هستند” و عددی نیستند و تازه ساکن خود تهران هم نیستند و در حاشیه اش زندگی می کنند!! ظاهر موقعیت اجتماعی شهلا علی یاری ایجاب می کند که به انسانهای گرفتار مشکل و مصیبت از بالا و با دیده تحقیر و بی اعتنایی برخورد کند. تو گویی تن فروشان انسان نیستند. تو گویی این مسئله ابعاد اجتماعی ندارد. برای خانم علی یاری تن فروشان قربانی نیستند یک قشر حاشیه ایی هستند که براحتی می توان به آنها بی اعتنایی کرد. من نمی دانم چرا شهلا علی یاری در مقابل ناهید پرشون خود را طلبکار احساس می کند؟ با معیار های انسانی و نه “ایرانی” این باید خانم علی یاری باشد که زیر فشار سیاسی قرار گیرد و نه ناهید پرشون. چرا که ناهید پرشون حداقل درد و مشکل را می بنید و با دیگاهی انسان دوستانه می خواهد برای آدمهای دردمند کاری کند.
به نظر من پشت پرده حمله به ناهید پرشون یک سیاست غیر انسانی خوابیده است. پوشش ایدئولوژیک این حمله دفاع از “وجهه ایرانی” بجای دفاع از وجهه انسانی و معنای واقعی چنین رویگردی چشم بستن به واقعیت جامعه ایران و شانه بالا انداختن برای تغییر آن و پذیرش وضعیت موجود تحت حاکمیت جمهوری اسلامی است. این یک سیاست راست و ارتجاعی است که باید هر چه بیشتر مورد نقد قرار گیرد.
سپتامبر ۲۰۱۳

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)