“من با صدای بلند اعلام می دارم: روحانیان وملاها وآخوندهای ما، اگربخاطرلیاقت ودانش وتخصص شان درجایی مشغول بکارند ومسئولیتی دارند ودرهمان مسئولیت نیزپاسخگوی افعال خویش اند، وبخاطراین مسئولیت وپاسخگویی مزدی نیزدریافت می کنند، بخورند که مزدشان حلال وطیب وطاهراست. نوش جانشان. اما اگرصرفاً بخاطرتبلیغ دین ونشرمعارف وآموزش احکام ومسخره ترازهمه: بخاطر پیشنمازی، ازمردم وازدستگاههای بی دروپیکرجمهوری اسلامی پول می گیرند، بدانند که این پول گرفتن ها حرام اندرحرام است چرا که روش ارتزاق دینی مطلقاً درسیره ی رسولان الهی نبوده واختراعی است برای دوشیدن مردمی که به دروغ فهم کرده اند خدا را و نمایندگی خدا را می شود در لباس روحانیان محصور دید.”

محمد نوری زاد

****

شجاعت نوری زاد در بیان احوالات خویش ستودنیست. اگر خاتمی شجاعت او را میداشت شاید امروز سرنوشت ایران به گونه ای دیگر رقم میخورد و حال و روز ما این نمیشد که برای هشت سال احمدی نژاد بر ما حاکم شود و اینهمه خسارات انسانی، مادی و معنوی بر کشور وارد کند.

نوری زاد در نوشته ی اخیر خودش تحت عنوان “بیایید به هیچ آخوندی پول ندهیم”، با زیرکی ی خاصی، سه گروه را به چالش میکشد و بضاعتشان را محک میزند.

اول: مردم
وی از مردم میخواهد به “روحانیان و ملاها و آخوندها”، بقول کسروی، “نان آخوندی” ندهند. از نظر او، روحانیت هم باید مثل سایر اقشار جامعه کار کند و زحمت بکشد و از دسترنج خویش بخورد، نه اینکه به خاطر “تبلیغ دین و نشر معارف و آموزش احکام و مسخره تر از همه: به خاطر پیشنمازی” کسب درآمد کند.
اگر مردم به این ندای نوری زاد لبیک! گفتند که فبها! اگر نه که یک جای کار میلنگد!

دوم:
“روحانیت خردمند و بافرهنگ و آزاد”
نوری زاد در این نوشته، حساب “آخوندهای سنتی” را از حساب روحانیانی که وی آنها را خردمند، بافرهنگ و آزاد میخواند جدا میکند. چون نیک بنگریم، این پیام نوری زاد، روحانیان اصلاح طلب را بطور مشخص به چالش میکشد: اگر “روحانیت خردمند و بافرهنگ و آزاد” بخواهد به ندای نوری زاد، لبیک! بگوید، باید حسابش را از حساب “آخوندهای سنتی” جدا کند. اگر جدا نکند، یعنی اینکه حسابشان از هم جدا نیست!

سوم:
“آخوندهای سنتی”
نیاز به توضیح نیست که نوری زاد به طور مشخص با این قشر از روحانیت درافتاده و دارد جایگاهشان را بطور جدی به چالش میکشد. ادامه ی سکوت روحانیت سنتی، فضای بیشتری را در اختیار نوری زاد قرار خواهد داد تا هر جور که دلش میخواهد جولان دهد. بنابراین “آخوندهای سنتی” در نهایت مجبور خواهند شد تصمیم بگیرند خط قرمز کجاست و با نوری زاد چه باید کرد.

پیام نوری زاد اگر چه چالشهای جدی و سرنوشت سازی را پیش روی کسان میگذارد، اما حداقل یک اشکال منطقی ی اساسی و مخرب هم دارد، و آن این است که ایشان به استانداردی مراجعه میکند که وجود خارجی ندارد.

ایشان ظاهرا از این جهت دارد به “آخوندهای سنتی” میتازد که کارهایشان را مغایر با “سیره رسولان الهی” میداند. از نظر او، “فرهنگ خام خواری و مفت خواری را آخوندهای ما باب کرده اند، و گرنه هیچ یک ازیکصد وبیست وچهار هزار پیامبرخدا وچهارده معصوم شیعه ونام آوران عرصه ی دین، برای نشرمعارف الهی ازاحدی پول نگرفتند. پیامبران وامامان ما درراه نشردین، آسیب ها دیدند وزخم ها خوردند وهزارانشان ازدم تیغ معاندان گذرانده شدند اما یک نفرشان بخاطرآنهمه مرارت وزحمت ازکسی سکه ای ولقمه ای نگرفت”.

ظاهرا آقای نوری زاد توجه ندارد که شخص حضرت رسول و خانواده اش از طریق دریافت “غنایم جنگی” (که از غارت اموال مردم به دست می آمد) ارتزاق میفرمودند. امام علی شکم سی و اندی فرزند و چندین زن و سایر خویشاوندان خودش را از طریق تجارت، بازرگانی یا کشاورزی پر نمیکردند؛ ایشان شکم بستگانشان را با غنایم، خراج و جزیه ای که به زور شمشیر از مردم ایران و مصر و جاهای دیگر می گرفتند پر میکردند. به گواه تاریخ، هیچکدام از امامان معصوم و غیر معصوم از بهر معیشت کلنگ نمیزدند تا “آخوندهای سنتی” بزنند.

وضعیت سایر رسولان الهی هم بهتر از این نبود. حضرت ابراهیم، که پدر ادیان ابراهیمی است، از طرف خدا وعده داشت که در ازای اطاعت از اوامر الهی و تلاش برای ترویج دینش، زمینهای حاصلخیز همسایگان را تصاحب کند (تورات: پیدایش 17). حضرت موسی و برادرش هارون، بعد از آنکه در یک روز، سه هزار نفر از اهالی ی بنی اسراییل را صرفا به خاطر بت پرستی کشتند، اولین کاری که پس از اسکان قوم کردند تاسیس خانه ی خدا بود و قرائت قوانین الهی برای مردم که به آنها امر میکرد هر روز چه مقدار طلا و نقره و گوشت و شراب و زیتون و غیره و غیره به عبادتگاه تقدیم کنند (تورات: خروج).

آیا انسان دانش آموخته و آگاهی مثل نوری زاد از چنین روایات تاریخی و دینی بیخبر است؟
آیا “روحانیت خردمند و بافرهنگ و آزاد” وجود خارجی دارد؟
اگر دارد، آیا حسابش را از حساب “آخوندهای سنتی” جدا خواهد کرد؟
اگر زبانم لال، به فتوایی بلایی سر نوری زاد بیاید، آیا خاتمی و سایر “روحانیان خردمند و بافرهنگ و آزاد” به جانبداری از او و مقابله با “آخوندهای سنتی” بر خواهند خواست؟

شما چه فکر میکنید؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)