چکیده: در ادامه مقاله قبلی به بررسی واکنش محمد نسبت به دیگر حوادث فراطبیعی آن زمان می پردازیم. همچنین جزء مفروضات تکمیلی ۱% وجود عالم غیب بود. با این مفروض تکمیلی دیدگان شیطان پرستان نسبت به محمد نیز مورد بررسی قرار می گیرد و گواهی از مدارک آنان بر پیامبر بودن محمد هم استخراج می گردد. محدوده نفوذ و استواری پیامبران دروغین و دیگر پیامبران کذّاب هم آنالیز می گردد.

 

استدلال چهارم: حوادث فراطبیعی

 

آیا محمد قدرت طلب یا جاه طلب بود؟ آیا محمد در مدینه فاسد و قدرت طلب گردید؟ آیا محمد از حوادث فراطبیعی صورت گرفته در چهل سالگی برای قدرت طلبی و جاه طلبی خود سوء استفاده نموده بود؟ اکنون از نظر روانشناسی به بررسی رفتار محمد در دیگر حوادث فراطبیعی آن زمان می پردازیم.

در ۱۴۰۰ سال پیش علت خسوف و کسوف نامشخص بوده است و وقوع آن باعث بروز وحشت ، نگرانی و اضطراب بین مردم می شده است. منبع [۱] (ویکیپدیا) می گوید در طول تاریخ این پدیده همواره مورد توجه اقوام و ملل مختلف بوده‌است. اغلب تمدن‌های کهن خورشید گرفتگی را پدیده‌ای شوم می‌پنداشتند و درباره آن اعتقادات خرافی داشتند. مردم در زمان‌های قدیم از گرفتگی خورشید می‌ترسیدند، چرا که در ابتدا علت گرفتگی را نمی‌دانستند و خیال می‌کردند که ممکن است خورشید برای همیشه ناپدید شود و به‌طور معمول این پدیده را به مسائل فراطبیعی و خدایان ارتباط می‌دادند و ناپدید شدن خورشید را ناشی از خشم خدایان می‌پنداشتند. همانطور که در این منبع ذکر شده است مردم این پدیده را عموما در آن زمان به مسائل فراطبیعی و خدایان ارتباط می دادند و شوم می پنداشتند.

بر اساس اطلاعات سایت ناسا، در ۲۷ ژانویه ۶۳۲ میلادی ( جمعه ۲۵ شوال سال ۱۰ قمری) در مدینه خورشید گرفتگی روی داده است به نحوی که ۷۶% خورشید پوشیده شده است. دقت نمایید آخرین سال حیات محمد بوده است. این حادثه مقارن با ۲۱ ماهگی ابراهیم پسر محمد و روز دفن او رخ داده است[۲].

در کتب تاریخ اسلام وقایع مدینه چنین واقعه ای ثبت شده است. نقل کرده اند بعد از تدفین ابراهیم در بقیع، کسوف رخ داد و مردم مدینه اصحاب و یاران پنداشتند که خورشید به دلیل مرگ ابراهیم اندوهگین است. نقل کرده اند محمد در فراق ابراهیم گریست و بسیار اندوهگین گردید. ایشان بعد از کسوف با آن حال اندوهگین خود فرمودند:

ای مردم همانا خورشید و ماه دو نشانه از نشانه‌های قدرت حق تعالی هستند که تحت اراده و فرمان او هستند و برای مرگ و حیات کسی نمی‌گیرند و هر زمان دیدید آن دو یا یکی از آنها گرفت نماز بگزارید[۳][۴].

 

این نقل قول از محمد در کتاب الانساب الاشراف نوشته احمد بن یحیی… البلاذری متوفی ۲۷۹ هجری قمری آورده شده است. در این زمان هنوز علت واقعی کسوف و خسوف کشف نگردیده بود که آن را تحریف یا دروغ تاریخی بدانیم.

در زمان پیامبر نجوم حاکم، نجوم بطلمیوسی بوده است. علت وقوع کسوف و خسوف نامشخص بوده است آیا اگر قبول کنیم که محمد، تمامی ادعاهایش درباره خدا، وحی، ارتباط با جبرییل و … دروغ بوده است و در این زمینه دروغ گفته است، چرا در این زمینه هم راست گفت؟ هیچ دلیلی ندارد فردی که در زمینه های دیگر فراطبیعی دروغ می گوید در این زمینه هم دروغ نگوید و از آن سوء استفاده ننماید؟

 

 

استدلال پنجم : پیامبران دروغین

تعداد کسانی که بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله علی الخصوص در عربستان پس از وفات محمد ادعای نبوت کرده اند؛ بسیار می باشند. آمار درست آنان در دست نیست. برخی از این مدعیان در زمان پیامبر(ص) و اصحاب و برخی بعد از پیامبر(ص) بوده اند [۵]. از جمله معروف‌ترین آنها مسیلمه بن ثمامه بود که خود را شریک پیامبر در امر نبوت می‌دانست، و اسود عنسی و طلیحه بن خویلد و… که هر یک در منطقه‌ای بودند.[۶] در همان منطقه عربستان بعد از پیامبر و مشاهده موفقیت وی افرادی ادعای پیامبری کرده اند. امروزه نه نشانی از دین نه نامی از کتاب آنها باقی نمانده است. اینکه گفته شود پیامبران صاحب شریعت مانند این افراد دروغگویانی بیش نموده اند در حالیکه امروزه حدود حداقل ۸۸% جمعیت دنیا به این ادیان معتقد هستند، زیر سوال می برد.

دروغ چون حباب هوا داخل آب می باشد. خواهی نخواهی با رسیدن به روی آب می ترکد و طرف رسوا می شود. محمد در مدینه گارد حفاظتی نداشته است. در میان مردم رفت و آمد میکرد، امام جماعت مسجد بود و ….. . اما یک خبر از سوء قصد، شورش به وی در مدینه به ما نرسیده است. اصحاب و یاران در مدینه جان و مال خود را فدای حفاظت از اسلام، محمد می نمودند. همسر و فرزندان خود را رها کرده به جهاد می رفتند و چه بسا کشته می شدند. به خواندن آسان است اما به عمل دشوار. والسلام علی من التبع الهدی.

 

استدلال ششم: کتب شیطان پرستان

 

ما در کشور ایران با آیین و فرقه شیطان پرستی آشنا نمی باشیم. اما امروزه در کشورهای غربی آیین و فرقه شیطان پرستی پایگاه و جایگاه محکمی دارد. دلایل دقیق آن برای خود بنده مبهم است. اما یکی از دلایل این می باشد که معتقدند شیاطین، در این دنیا می توانند به انسان ها به رسیدن مقام، ثروت کمک و یاری رسان باشند. لذا با پرستش آنها و سعی در خشنود نمودن آنها سعی می نمایند به مقام و ثروت دنیوی دست یابند. منبع اطلاع و خبر اینبار قوّه شر می باشد. اینبار در حال بهره برداری از فرض تکمیلی سوم یک درصد وجود عالم غیب می باشیم. متاسفانه این فرقه برای جلب رضایت و خشنودی شیاطین، مبادرت به اعمال تاسف آور که بدور از انسانیت و آدمیت می باشد می نمایند. ادب از که آموختی از بی ادبان.

اصلا دو قطب خیر و شر یا دو قوه خیر و شر، نیک و بد به چه معناست؟ خیر و شر نسبت به چه کسی؟ از شیاطین بعنوان قطب شر یا قوه شر یاد می شود چون شرّ انسان را می خواهند. با انسان بواقع دشمنی دارند. دوستی هم که می نمایند ظاهری می باشد، در اصل با وجود انسان دشمن هستند. قوه خیر، در عوض خیرخواه و نیک اندیش درباره انسان هستند. دنبال سعادتمندی و خوشبختی انسان هستند. تحمیل عقیده ای هم وجود ندارد.

اما دلیل دوم بنده، بررسی و مطالعه کتب شیطان پرستان می باشد. یکی از کتب مهم و منابع نوشتاری شیطان پرستان کتاب شریعت نوشته آلیستر کراولی می باشد. این کتاب متن بنیادین آیین جادویی تلما است[۷]. آلیستر کراولی ادعا کرده است که محتوای این کتاب، حاصل ارتباط وی با فرشته ای بنام فرشته جنگ و انتقام بنام آیواس بوده است. بنده معتقدم فرشتگان با انتقام و کینه توزی و جنگ میانه خوبی ندارند و بواقع یکی از شیاطین با وی ارتباط برقرار کرده است. متن این کتاب حاوی جملاتی پیچیده رمز آلود می باشد که درک کامل آن را نیازمند دانشی وسیع و… دانسته اند. آلیستر کراولی یکی از بزرگان، پیشکسوتان و بواقع پیامبر شیطان پرستان می باشد.

 

 

در جملات ۴۹ تا ۵۵ این کتاب آمده است:

۴۹- من در واژه چهار جانبه ای رمزی هستم، تکفیر در برابر همه خدایان مردمان.

۵۰- لعنت بر آنان! لعنت بر آنان! لعنت بر آنان!

۵۱- با سر قوش مانندم به چشم های عیسی که بر صلیب آویخته است نوک می زنم.

۵۲- بالهایم را به صورت محمد می زنم و کورش می کنم.

۵۳- با چنگهایم گوشت هندی و بودایی، مغول و دین را پاره پاره می کنم.

۵۴- بهلستی! مفدا! بر کیشهای ناخوش شما تف می اندازم.

۵۵- بگذار مصون – مریم روی چرخها تکه تکه شود، بگذار به خاطر وی همه زنان عفیف در میان شما کاملا حقیر شوند.

 

از نقطه نظر روانشناسی رفتاری، گوینده در حال اهانت به حضرت عیسی و مریم مقدس می باشد، لذا از حزب شیطان می باشد. وی دارای کینه قابل توجهی نسبت به عیسی ، مریم می باشد. آلیستر کراولی از کشورهای غربی می باشد، وی با مسیحیت، عیسی و مریم آشنا بوده است. چرا ناگهان نام محمد در کنار عیسی آورده شده است؟ این خود یک اعتراف ناخواسته بر پیامبر بودن محمد در کنار عیسی می باشد.

همانطور که مشاهده می شود از محمد در کنار نام عیسی نام برده شده است و این خود شهادت شیاطین بر پیامبر بودن محمد و برگزیده پروردگار بودن محمد می باشد. لازم به ذکر است که از بودا هم نام برده شده است. از نقطه نظر روانشناسی تصور می کنم وی بعد از نام بردن محمد ناخودآگاه متوجه شده است که دچار اشتباه ناخواسته شده است. دو تا نام مبهم و الکی، بنام بهلستی و مفدا هم اضافه کرده است اما واقعیت این است که تصور می کنم اینها کمکی به پوشاندن ذکر نام محمد بعد از عیسی بعنوان موید پیامبر بودن محمد نمی کند.

 

استدلال هفتم: شایستگی های فردی

آنچه درباره کودکی محمد مورد اتفاق می باشد این است که وی در کودکی پدر و مادر خود را از دست داد و یتیم بزرگ گردید. با اینحال گزارشی از سوء کردار توسط مردم مکه در طی مدت بزرگ شدن ایشان به ما نرسیده است.

خانم صدیقه وسمقی در کتاب اخیر خود در مسیر پیامبری،  به یک جنبه مشترک میان تمام زندگی پیامبران تاثیر گذار می پردازد. اینکه همه آنان دارای خلوت اندیشی های متأملانه بوده اند.

مطابق این کتاب، موسی چهل شبانه روز در کوه طور عزلت گزید (سفر خروج، ۳۱). همچنین عیسی پس از تعمید یافتن به دست یحیی که موجب مکاشفه عرفانی برای او گشت، چندی به بیابان ماورای اردن رفت و به تأمل و خلوت نشینی اشتغال داشت (ناس، ۱۳۵۴، ۳۸۹ و ۳۹۰). زرتشت نیز ده سال دوره انزوای خود را در کوه سبلان که در منابع زرتشتی اوشیدرن گفته می شود به تأمل پرداخت و درین مدت از میوه ها و ساقه درختان ارتزاق می کرد (رضایی، ۱۳۸۵، ۱۰۵-۱۰۷). در این کتاب خلوت اندیشی های متأملانه برای ابراهیم، یحیی، بودا و… ذکر گردیده است.

همین کتاب درباره محمد می گوید، خلوت گزینی ایشان آنقدر در زندگی او پررنگ و چشمگیر بوده که تقریبا همه منابعی که به تاریخ زندگی ایشان ولو کوتاه پرداخته اند به آن اشاره نموده اند. نه تنها منابع دست اول تاریخ اسلام، بلکه دیگر منابع از جمله منابع غربی نیز به انزوای متأملانه محمد اشاره کرده اند. جان ناس می گوید، محمد روزها تنها سر به صحرا و بلندی های اطراف مکه می گذاشت و به تأمل می پرداخت (ناس، ۱۳۵۴، ۴۸۴). انزوا و گوشه نشینی محمد در غار حرا واقع در کوه نور، اشتهار دارد. امروزه غار حرا هنوز در اطراف مکه مورد بازدید حجاج بیت الله الحرام قرار می گیرد، بعنوان نخستین مکانی که وحی بر محمد از آنجا بر وی آغاز گردیده است.

بنابراین محمد نیز چون مدعین پیامبری پیشین دارای سابقه تأملات عارفانه بوده است و دارای شایستگی های فردی برای به رسالت برگزیده شدن بوده است.

نتیجه گیری

نویسنده تنها نتیجه ای که بر مبنای دلایل متقن در دو مقاله گذشته می تواند بگیرد پیامبر بودن محمد می باشد.

Author Contact Email: nzibayi@gmail.com

Blog: https://dolphinmaghalat.blogspot.com

Book: https://www.mediafire.com/file/48guq70qii4i3ha/Science_w_Religion_v3.pdf/file

مراجع

[۱] https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C

[۲] https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF

[۳]بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۵۲؛ مجلسی، بحارالأنوار، ۱۳۶۳ش، ج۷۹، ص۹۱

[۴] https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF

[۵] https://hawzah.net/fa/Question/View/63942/%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AA-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D8%A2%D9%84%D9%87

[۶] http://wikiporsesh.ir/%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AA

[۷] https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)