به نام خداوند بخشايندەي مهربان
سلام
جناب آقاي دكتر روحاني، روحاني مدبر و اميد بخش
با آرزوي قبولي طاعات و عبادات در ماه ماه ها، تبريك پيروزي تدبير و اميد و تمناي توفيق خدمت هر چه بيشتر به ايران و جهان از پروردگار جهانيان
گوهري ناشناخته در صدف زاگرس نام شهري در شمال غرب ايران و در جنوب استان آذربايجان غربي است كه سردشتش مي نامند.
اين شهر نشان اولين قرباني سلاح هاي شيميايي جهان را بر جبين دارد.
مدال اولين شهر بمبارن شدە در سال ۱۳۵۸ را بر گردن آويخته است.
با توجه به جمعيت كم، در تير رس مستقيم دشمن قرار داشتن و كاشت مين از سوي طرفين جنگ، اولين شهرستاني است كه بالاترين آمار شهيد، جانباز و معلول را دارد.
اولين شهرستاني است كه بعد از گذشت سال ها، ساليانه شاهد ده ها شهيد، جانباز و معلول ناشي از پيامد دهشتناك بمباران شيميايي و كاشت مين است كه نه تنها جمع آوري نشده اند بلكه حفاظي هم ندارند.
اولين شهرستاني است كه تنها كلينيك مختص جانباز انش با آمار رسمي دو هزار وچهارصد نفر و اعلام هشت هزار و بيست و شش نفر از سوي آقاي هاشمي رفسنجاني در نماز جمعەي تهران،درش به روي همگان بسته شده است و جانباز در پي دكتر و درمان، در اروميه و تهران ، حيران و سرگردان است.
اولين شهرستاني است كه با وجود هزاران جانباز و معلول، تنها بيمارستانش خارج از شهر و پادگانش –بدون توجه به مصوبات مجلس و حتي فرمان امام راحل(ره)- در قلب شهر جا خوش كرده است.
اولين شهرستاني است كه به لحاظ سلامت و شهر نشيني به شدت بيمار است، سرطان ها و درد هاي ناشناخته چون اجل معلق بر سر مردم فرو مي ريزند و وضعيت اسف بار شهر نيز قوز بالا قوز شده است و امان مردم را بريده است.
اولين شهرستاني است كه تابلوي يك پزشك متخصص بر در و ديوار وجودش به چشم نمي خورد.
اولين شهرستاني است كه در طول هشت سال دفاع مقدس كلنگ طرحي، پروژه اي و حتي احداث يك باب كلاس درس بر تن رنجور و مجروحش فرود نيامده است و بعد ها هم جبران مافات نشده است.
اولين شهرستاني است كه در روز هفتم تير ماه بمباران شيميايي شده است، عجبا ! در روز شمار ايراني، هشتم تير ماه را بدون بردن نامي از اين مظلوم به عنوان روز مبارزه با سلاح هاي شيميايي و ميكروبي نامگذاري كرده اند.
اولين شهرستاني است كه در پاسداشت مظلوميت و محروميتش از حلبچه، هيروشيما و ناكازاكي رنج سفر به جان مي خرند و به ديدارش مي شتابند اما در چند قدمي خويش از زيارت حضرات مسئول همچنان محروم و مظلوم است.
اولين شهرستاني است كه يك شهر بازي، يك مركز فرهنگي –تفريحي و حتي يك پارك در خور حال هيچ يك از اقشار شهروند، بخصوص بچه ها و جوانان را ندارد.
اولين شهرستاني است كه بازارچەي مرزي آن با برخورداري از طبيعت بكر و زيبا، استعدادهاي بالقوەي بي بديل و داشتن موقعيت خارق العادەي گردشگري در مسير خويش هنوز در انتظار دستي مهربان است تا به يك گمرك رسمي يا يك منطقەي آزاد تجاري تبديل شود و بخشي از محروميتش را بزدايد.
اولين شهرستاني است كه چندين معبر و گلو گاه مرزي غير رسمي دارد كه زير نظر شوراي تأمين شهر مركب از فرمانداري، سپاه ، ارتش،نيروي انتظامي و … اداره مي شود شايد منافع عمومي حاصل از معابر غير رسمي بيشتر از يك گمرك رسمي براي مرزداران غيور سلحشور است.
اولين شهرستاني است كه راه هاي ارتباطي آن در هر سه محور« بانه، مهاباد و پيرانشهر» بدون داشتن مشخصات راه اصلي است وغير استاندارد و مربوط به جاده هاي نظامي رضا خاني هستند كه با بيل و كلنگ احداث گرديده اند.
اولين شهرستاني است كه فاقد كمر بندي است، ورودي و خروجي آن يكي است، خيابان بدون پياده رو دارد.
اولين شهرستاني است كه به ضرس قاطع مي توان گفت يك خيابان راست و مستقيم در شاهرگ حياتي آن به چشم نمي خورد .بيچاره در برابر پادگان، اداره، خانه و مغازەي هر صاحب زر و زوري ، بناچار راهش را كج كرده است يا همان جا زانو زده و متوقف شده است.
اولين شهرستاني است كه به دليل نزاع و كشمكش فيما بين نهادها، ارگان ها و سازمان هاي ذيربط شهر و استان در بر كرسي نشاندن نيروي خودي بدون در نظر گرفتن شايسته سالاري و عواقب جبران ناپذير ناشي از آن ، ميز رؤساي شهر داري و آموزش و پرورشش ماه ها خاك مي خورد.
اولين شهرستاني است كه به لطف ناتمامي و ناتواني دست اندر كارانش، تمام طرح ها و پروژه هايش ناتمام و ناقص از آب در مي آيند، براي نمونه: ساختمان تازه تأسيس آموزش و پروش در قلب شهر نه پاركينگ دارد و نه به اندازەي مشاغل اداري اتاق ! تابلوي احداث ساختمان راديو، سال هاست در حياط خلوت فرمانداري گرد و غبار بي مهري حضرات را مي خورد . تابلوي كاشته شده و رنگ و رو باختەي « محل احداث اردوگاه فرهنگي» در بهترين مكان دنيا با مناظر بديع و دلنواز، سال هاست چشم به راه گل هاي خندان اين سرزمين است و …
اولين شهرستاني است كه خانەي پيش آهنگيش قرارگاه، خانەي معلمش به بهانەي خانەي فساد! آن هم در «قم يا مشهد كردستان» با مردمي بهشتي در آن سال ها بازداشتگاه، يك مدرسه در محروم ترين منطقەي شهر، كانون بسيج شده است و فرمانداري و شهرداري و …
اولين شهرستاني است كه شهروند قانون گريز قانون ستيز ابتدا مي سازد سپس در كميسيون مادەي صد شهرداري حضور يافته، با پرداخت جريمه مجوز ساختش را مي گيرد!
اولين شهرستاني است كه كارخانەي كنسانتره اش در چند قدمي خويش با صرف هزينەي ميلياردي شرمنده و رو سياە انگور سياه با شهرت جهاني ، درش را به روي خود بسته است تا چرخ كارخانه هاي اروميه از چرخش نيفتد؟
اولين شهرستاني است كه مدارس دو شيفت صبح و عصر آن با دو نام متفاوت در آمارها جا مي گيرند تا يكي، دو جلوه كند.
اولين شهرستاني است كه سالن ورزشي چند منظورەاش بدون استانداردهاي لازم داخل محوطەي كوچك يك مدرسەي دخترانه احداث گشته و حيات و نشاط را از حياط سلب كرده است.
اولين شهرستاني است كه به لحاظ توسعه نيافتگي، مبلمان شهري و فاكتورهاي شهر نشيني آخرين شهرستان استان و شمالغرب ايران است كه با پتانسيل هاي خداداديش مي تواند اولين دنيا باشد.
اولين شهرستاني است كه مفتخرانه هشتاد درصد آراي خود را به پاي تدبير و اميد ريخته است تا دست هاي تواناي روحاني روحاني، قفل آرزوهاي ديرينه اش را بگشايد .

بزرگا!
انصاف خواهيد داد احراز اين همه عناوين اول، نمي تواند اتفاقي و تصادفي باشد شايد نان بعضي ها از اين رهگذر در روغن باشد« الله اعلم»

جناب آقاي دكتر روحاني
به دليل ضعف قانون و مديريت، بي توجهي و سهل انگاري مسئولان و چراغ سبز نشان دادن سازمان ها و دواير دولتي دست اندر كار بخصوص در مركز استان ، ويروس زمين خواري توان احيا و توسعه يافتگي شهر را گرفته ، جماعتي نه اندك، مفت خور متجاوز به منابع ملي و منافع عمومي دست د ر دست هم در سايەي ا ين پديدەي شوم به همه چيز رسيده اند و دست مسئولان ذيربط را براي عمران و آباداني شهر در حنا گذاشته اند وخود به ريش مبارك همه مي خندند. وا اسفا! آنان كه ديروز به خاطر يك وجب از خاك اين سرزمين جان مي باختند امروز در قالب تعاوني هاي فدك و…استان با استفاده از ماشين آلات، ادوات و نيروي انساني تحت امرشان دست در دست زمين خوار به جان جنگل ها ، مراتع و زمين هاي حومەي شهر افتاده اند. خاكش را به توبره مي كشند، آن گاه به بهاي اندك به مهاجرين مي فروشند و عرصه را بر شهروندان تنگ تر مي كنند.

بزرگوارا!
به عنوان يك شهروند شرمسارم و نوشتنش « همي آب شرمم به چهر آورد» مشتي از خدا بي خبر انگشت نما، اخيراً با برپايي جايگاه هايي به نام مستعار «آشپز خانه» در دل جنگل ها، دره ها، حاشيەي روستاها و حتي داخل شهر ،درون چهار ديواري و اختياري اقدام به ساخت بدترين نوع مواد مخدر مي كنند و مجريان قانون تماشاچي و نظاره گرند.
با توجه به عرايض ياد شده و پوزش از محضر مباركتان و احترام وافر به مردم خوب اروميه .
عاجزانه استدعا دارد سايەي شوم و ناميمون اين زبر دستان زير دست آزار را از سر اين مردم بلا كش و رنجديده برداريد و فرياد و فغانمان را زير فشار پاشنەي پوتين پوشان استاني كه سال هاست سر داده ايم و وقعي نمي نهند ، به گوش جان بشنويد و مار ا به عنوان بخشي كوچك از يكي از مناطق بيست و دو گانەي تهران منظور فرماييد تا ان شاء الله پا قدم آن مرد روحاني در سايەي دولت تدبير و اميد، با اختصاص بودجه هاي جهشي ، تخصيص اعتباراتي از محل مصوبات خاص نهاد رياست جمهوري يا… ، افزايش مدارس شبانه روزي و … حركت و بركتي وزيدن گيرد و شميم آن مشام مردم مظلوم و محروم سردشت را بنوازد و خنكاي آن مرهمي بر سينەي سوخته و تاول هاي تن خسته دلان باشد.
ان شاءالله توفيق رفيق راه وخدمات ارزندەي دولت تدبير و اميد باقيات الصالحات باشد.

با احترام فراوان :معلم بازنشسته
عزيز شيخي
هفتم رمضان ۱۴۳۴
۲۵ /۴/۱۳۹۲

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)