طرح مساله:
چرا کنش سیاسی اقلیت ها در ایران همواره در راستای تحول خواهی و تغییر وضع موجود بوده؟

مقدمه:
گرایش به تغییر در میان اقلیت های ایران موضوع جدیدی نیست چیزی که جدید است عمومیت یافتن تغییرخواهی است ، اندیشمندان مواردی چون فقرو نابرابری ،جمعیت، تبعیض و تضادهای اجتماعی، جبر اقتصادی، نوآوری ها و نظام قانونی را به عنوان عوامل موثر در ایجاد تغییر اجتماعی نام می برند ، همچنین فشارهای ساختاری را از جمله عوامل تغییر اجتماعی می دانند.
فشار ساختاری عبارت است از اختلاف میان دو یا چند عنصر نظام اجتماعی که می توان برای آن دلایل زیر را ذکر کرد: عدم تعادل جمعیتی، بی هنجاری، طغیان به عنوان عکس العملی در برابر فشار، وجود کمبودهایی در جامعه، ابهام در انتظارات و نقش ها، تعارض میان نقش ها، فاصله میان آرمان و واقعیت و عدم سازگاری با نظم اخلاقی، تضاد در ارزش ها و اضطراب در پایگاه ها.
شکل گیری دولت شبه مطلقه مدرن به وسیله رضاشاه در ایران ، بدون پیش زمینه گفتمانی و نظری ، به صورت دستوری و از بالا بدون توجه به بافت متکثر جامعه ایرانی به لحاظ ملیت های گوناگون و فرهنگهای گوناگون ، در نهایت منجر به بروز توسعه حاکمیت و بلامنازع شدن قدرت دولت در قلمرو سرزمینی ایران گردید،؛ واحدهای اجتماعی را به هم مرتبط ساخت و نوعی یکپارچگی و هویت همگون و همسان در جامعه ایرانی ایجاد و چارچوب ایرانی بودن را بدون توجه به فرهنگ ، ارزشها و ایستارهای اقلیت ها به صورت حذف و استحاله آنها در فرهنگ و ارزشهای اکثریت غالب مشخص نمود ، اگر چه در کوتاه مدت موفقیتی نسبی به دست آورد اما در نهایت گسل منازعه ای پایدار و فعال را در جامعه به یادگار گذاشت

نمونه های تاریخی مبارزه با نظم موجود و تحول خواهی اکراد در ایران
الف: قیام اسماعیل آقا سمکو
ظهور رضاخان به عنوان یک قدرت استبدادی در ایران و با از میان برداشتن قدرت خوانین محلی با زور اسلحه در کنار تلاشهای او برای شکل دادن به ملیت ایرانی بر اساس ارزشها و فرهنگ اکثریت غالب در ایران در کنار سایر عوامل دیگر زمینه های قیام سمکو را فراهم کردند ، اقدام حاکم تبریز در کشتن جعفر آقا حس انتقام اسماعیل آقا را که بعد از مرگ پدر و برادرش ( محمد آقا ) به ریاست ایل شکاک رسیده بود برانگیخت . شورش اسماعیل آقا در ابتدا با هدف انتقام خون پدرش بود ، اما با تشکیل انجمن ها و باشگاه های کردی در امپراطوری عثمانی موجب جلب توجه افرادی از این گروه ها به وی گردید و تحت تأثیر آن ها قیام وی از شورش صرفا عشیره ای خارج گردید و به تمایلات ناسیو نالیستی گرایش پیدا کرد ، اسماعیل آقا در سال ۱۹۲۱/۱٣۰۰ در شهر ارومیه اقدام به انتشار روزنامه ای به زبان کردی نمود که این روزنامه اخبار مناطق تحت نفوذ او همچنین دیگر دولت ها را منتشر می نمود.

ب: جمهوری کردستان
سرکوب قیام اسماعیل اقا سمکو توسط رضاشاه و تداوم اقدامات ایشان در امحاء فرهنگ و زبان اقلیت های ایران در ژانویه ١٩۴۶ به دنبال حذف رضاشاه از قدرت در شهریور ماه ١٣٢٠و در نتیجه ضعف مفرط قدرت مرکزی که تنها منطقه نفوذش محدود به مرکز ایران می شد ، جمهوری کردستان با ریاست قاضی محمد در مهاباد شکل گرفت ،در واقع با حذف رضاشاه از صحنه سیاسی و حضور نیروهای شوروی در صفحات شمالی و انگلیسیها در جنوب عملا در منطقه مهاباد و حومه یک خلاء ژئوپلتیکی به وجود آمده بود ، در واقع جمهوری کردستان از بسیاری جهات بازتاب واکنش جامعه کردی به ظلم و پایمال شدن حقوق اولیه خود توسط رضاشاه بود

پ:جنبش رادیکال سالهای ۴٧ ، ۴٨
دهه چهل در ایران با پایان گرفتن دوره نخست وزیری دکتر امینی دوره ای است ، که اقتدار محمدرضاشاه با تاسیس نهادهای امنیتی چون ساواک در اواسط دهه سی، به اوج خود می رسد، به طوریکه برخورد با مخالفان نظام به اوج خود می رسد ،در یک چنین شرایطی و با توجه به اوج گیری جنبشهای چپ چریکی در دیگر نقاط دنیا، از اواخر دهه ۴٠، جنبش‌ جدیدی در کردستان ظهور و قوام یافت ، که کنترل منابع ارزشی و اهداف مهم تاریخی در جامعه، تعیین‌کننده‌ی مسیر مبارزه اش بود ، مبارزه ای که بعد از ناکام شدن جمهوری کردستان در صدد به هم زدن نظم موجود دیکتاتوری محمدرضا شاه بود با ماهیتی دمکراتیک ، این جنبش که با دیدگاه و خط‌مشی چپ پا به عرصه‌ی فعالیت گذاشت، تحت تأثیر گفتمان‌های تحول خواه مسیر دموکراسی‌خواهی را برگزید و با وجود حفظ گوهر چپ‌گرا ، تلاشی بود در جهت استقرار دمکراسی و عدالت سیاسی – اجتماعی

ت:جنبش دمکراسی خواهی و عدالت خواهی رادیکال بعد از پیروزی انقلاب
بعد از سرنگونی حکومت استبدادی پهلوی در سال ١٣۵٧ و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی در ایران ، امید می رفت یک نظام جدید سیاسی به سمت نهادینه کردن عدالت سیاسی – اجتماعی در جامعد گام بردارد و زمینه را برای حضور سلایق گوناگون در تصمیم گیریهای کلان و متناسب با ویژگی ایران متکثر به لحاظ ملیتها فراهم کند اما قبضه قدرت سیاسی و انسداد سیاسی در ایران و شکل گیری یک نظام ایدئولوژیک دینی ،زمینه شکل گرفتن جنبش جدیدی در میان کردها را فراهم کرد که این جنبش به دو بخش کاملا مجزا تقسیم می شود ، بخشی از آن با گرایش دمکراسی خواهی و عدالت خواهی سیاسی – اجتماعی با محوریت حزب دمکرات کردستان ایران و بخشی دیگر با گرایش عدالت خواهی اجتماعی – اقتصادی و با ماهیتی کاملا چپ با محوریت کومله خواستار بر هم زدن وضع موجود و استقرار نظمی عادلانه در جامعه ایران بودند

ث: جنبش تحول خواهی مدنی
با روی کار آمدن سید محمد خاتمی در دوم خرداد ٧۶ و قدرت یافتن جریان اصلاح طلبی در ایران ، تلاش هایی صورت گرفت برای اصلاح نظام بسته سیاسی ، دولت اصلاحات در پی آن بود که جامعه مدنی در ایران شکل بگیرد و فضای مشارکتی سیاسی در ایران حاکم شود. آزادی بیشتر مطبوعات، اصلاح نظام نامه تحصیلات تکمیلی، شکل دهی نهادهای مدنی همچون شوراهای اسلامی زمینه را برای تغییر تدریجی مساعدتر کرده بود ، در یان دوره مردم استانهای کردنشین هم در دور اول و هم در دور دوم به سیدمحمد خاتمی که نماینده جریان اصلاح طلبی بود اقبال بیشتری نشان دادند ،در انتخابات مجلس ششم بیشترین رای به نمایندگان اصلاح طلب داده شد هنچنانکه در مجلس هفتم کمترین آمار مشارکت متعلق به مناطق کردنشین بود در اعتراض به سیاست انسداد سیاسی، جالب آنکه در همین دوره اصلاحات هم بود که نهادهای مدنی با مشی تحول خواهی و ماهیتی بدور از رادیکالیسم شکل گرفتند ، اصلاح طلبان کرد ، جبهه متحد کرد و جبهه دمکراتیک دانشجویان کرد و کانونهای فرهنگی دانشجویی و ادبی که به نوبه خود بر کنشهای سیاسی کردها تاثیر داشتند ، این نهادها اگر چه در دوره هشت ساله محمود احمدی نژاد بیشترین صدمات را دیدند و برخی از آنها عملا بسته و منحل شدند ، اما باز برخی از آنها در جریان انتخابات دور یازدهم نقشی پر رنگ ایفا نموده و استانهای کردنشین بالاترین درصد رای را برای کاندیدای تحول خواه و معتدل به صندوق ریختند

کلام آخر:
نگاهی گذرا به کنش سیاسی منا‌طق کردنشین از ابتدای شکل گیری نظام دولت به سبک مدرن در ایران گویای این واقعیت است، که کردها همواره از نظم و وضع موجود به دلیل عدم توجه به خواستهای مشروع و مدنی خویش ناراضی بوده و همواره در صدد ایجاد تحول و تغییر آن در چارچوب ایرانی آزاد و دمکراتیک با منطق حق مشروع تعیین سرنوشت، برآمده اند و در هر دوره ای برای تحقق این خواسته خویش مشی و روش گوناگونی را اتخاذ کرده اند، اما همواره خواستار تحقق مطالبات مشروع در چارچوب نظامی دمکراتیک ، بدور از هر گونه زور و اجبار بوده ، بدون تردید کنش سیاسی تحول خواهی و تلاش برای بر هم زدن نظم موجود توسط کردها به عنوان معلول ریشه در علتهایی نظیر ، فقر و توسعه نیافتگی مناطق کردنشین به لحاظ اقتصادی ، تضادهای فرهنگی به دلیل پیشگیری از خواندن و نوشتن به زبان مادری ، نبودن احزاب و نمایندگان واقعی برای پیگیری مطلبات مشروع به دلیل ماهیت استبدادی و دیکتاتوری حکومت در ایران ، شکل دادن اجباری به ملیت ایرانی با استحاله ارزشها و ایستارهای اقلیت کرد و دیگر اقلیتها دارد.ghasemloo

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)