سایت سیاسی خبری خاوران:این » نه ی باشکوه » هم از جمله ترم هایی است که مغز بعضی از فعالین چپ را قفل کرده است . » نه ی با شکوه » که در جریان انتخابات دوازدهم اختراع شد ، بر آن بود که مردم در جریان این انتخابات و در مخالفت آشکار با خامنه ای و نماینده او جلیلی ، به روحانی رای  دادند .»نه ی با شکوه » با بیان اینکه در این انتخابات ،  خامنه ای شکست خورد ، به طور غیر مستقیم اصالت این انتخابات پر مضحکه و سراسر تقلب  را می پذیرفت و فراموش می کرد که ولی فقیه همه کاره مملکت است و بدون اجازه او ،  برنده ای از صندوق رای بیرون نمی آید . و بر این باور بود که شکست جناح خامنه ای و پیروزی اطلاح طلبان ،  فضا را برای تعرض جنبش توده ای و ایجاد تشکل های مستقل باز کرده است .

آنهایی که مسائل را از نزدیک و با دقت دنبال می کنند و کنار کارگران و زحمتکشان ایستاده اند و با حرکت رودخانه خرده بورژوازی بالا و پایین نمی شوند و به هیجان نمی ایند ، از ابتدا می گفتند که روحانی آدمی نیست که حتی بتواند انتظارات جنبش سبزی را هم بر آورده کند .و حتی در اندازه های موسوی و کروبی هم نیست .آنها می گفتند با توجه به سابقه ۳۴ ساله امنیتی ی روحانی و پست و مقام های کلیدی او ، داشتن انتظارات نیم بند اصلاح طلبانه هم بیهوده است ، و تحریم ها و تورم و نارضایتی های گسترده ی  مردم ، جمهوری اسلامی را در موقعیت بسیار دشواری قرار داده است و برای بیرون آمدن از این بن بست رژیم اسلامی به شخصیتی احتیاج دارد که از یک طرف باب گفتگو را با غرب و در راس آن آمریکا بگشاید و از سوی دیگر سفت و محکم در برابر اعتراضات توده های بجان آمده مردم  بایستد .

ورود روحانی به صحنه مبارزه انتخاباتی نشان داد که او می تواند برآورده کننده چنین نیازی باشد .معرفی اعضای کابینه روحانی بیانگر روشن و واضح چنین سیاستی است .معرفی  مصطفی پور محمدی از جنایتکارترین افراد جمهوری اسلامی و مداخله کننده در کشتار صدها جوان مبارز انقلابی در دهه ۶۰ و شرکت در قتل های زنجیره ای دهه ۷۰ به مقام وزارت عدل و داد گستری و علی ربیعی از عناصر امنیتی در گیر قتل های زنجیره ای به مقام وزارت کار ، نشان دهنده نیات اصلی روحانی از شرکت در انتخابات و گرفتن مقام ریاست جمهوری اسلامی است .اگر در جریان مناظره انتخاباتی با قالی باف ، روحانی او را جناب سرهنگ و خود را حقوق دان می خواند ، حالا مشخص می شود روحانی از جنس کدامیک از حقوق دانان است .حقوق دانی که مصطفی پور محمدی جنایتکار را که جانی است و عامل قتل و کشتار است و باید در دادگاه های مردمی محاکمه شود  به عنوان کاندیدای وزارت دادگستری معرفی می کند ، بدیهی است که خود در جنایت ها ی او شریک است .شخصی که علی ربیعی را برای مقام وزارت کار کاندید می کند ، اوج رذالت و نیات پلید ضد کارگری خود را بیان می کند .

معرفی چنین افرادی به مقام وزیر و وکیل این مملکت ، همچنین باید آن دسته از فعالین چپ را که مردم را به شرکت در انتخابات دعوت می کردند و یا خجولانه از » نه تحریم و نه شرکت » دفاع می کردند و تحریم را رد می کردند و در ساعات پایان انتخابات به همه برای اعتراض به رای ربوده شدن شان آماده باش می دادند وبعد از انتخاب شدن روحانی همراه با کسانی که پیروزی او  را ،  بازپس گرفتن رای شهدای ۱۳۸۸ می دانستند و جای ندا را خالی می کردند و  به رقص و شادی پرداختند ، به یک عذر خواهی وادار کند . .یک عذر خواهی از این اشتباه وحشتناک  که طبقه کارگر ایران سال های سال به یاد خواهد داشت .معرفی اعضای کابینه با آن پرونده ها و سوابق سیاه ، شلیکی بود بر شقیقه «نه ی باشکوه » .شلیکی بود بر شقیه رفرمیسم . اگرچه ما می دانیم که رفرمیسم جان سخت تر ار این حرف هاست .

سایت سیاسی خبری خاوران

یکشنبه ، ۱۰ آگوست ۲۰۱۳

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)