(به مناسبت هفدهم مرداد ۹۲، گرامی باد “روز خبرنگار” و برای همکاران دربندم)

“کسی به خاطر اظهارنظر در ایران زندان نیست”، این سخن مشهور از آن رئیس جمهور چند روز پیش ایران است و جملاتی دیگر شبیه این سخن هر از گاهی از زبان مسولان نظام شنیده میشود.

کاش اینگونه بود و می شد در ایران آزادانه اظهارنظر کنی و زندان نروی، خبرنگار باشی و آزاد… و خبرنگار آزاد باشی و بتوانی آزاد زندگی کنی یعنی زندانی ات نکنند…! همه میدانیم که متاسفانه اینگونه نیست. کاش فقط به جرم آزاد اندیشی زندانی ات میکردند، من این را میپذیرم (به ناچار) و حاضرم تسلیم این خواسته شوم یعنی به جرم “خبرنگار آزاد” بودن بروم زندان…!

اینگونه زندان رفتن بهتر است تا اینکه با اتهام های دیگری همچون “محاربه”، “فسادفی الارض”، “اقدام علیه امنیت کشور”، “تبلیغ علیه نظام”، “تشویش اذهان عمومی” و “نشر اکاذیب” و امثالهم که هیچکدام در شأن یک خبرنگار نیست و اساسا با فعالیت های خبرنگاری همخوانی ندارد، روبرو شویم و روانه زندان گردیم. خبرنگاری که تنها ابزار و وسیله کارش قلم است چگونه و با چه شیوه ای و با چه ابزاری می تواند مرتکب این جرایم سنگین شود!؟ جرایمی که هرکدام به تنهایی مستلزم ابزار و ادوات سنگین و نیز هزینه های هنگفت مادی و نیروی انسانی متعدد و البته متخصص و کارکشته است! این در حالی است که در ایران ما صنف خبرنگاران و روزنامه نگاران از کمترین درآمد و امکانات مادی برخوردارند و میشود گفت؛ از جنبه مادی آنقدر ضعیف اند که به سختی نیازهای معیشتی خویش را تامین می نمایند، پس چگونه قادرند مافیای ثروت و قدرت را تشکیل داده و اقدام به این جرایم سنگین نمایند…!

به زعم بنده به عنوان عضو کوچکی از خانواده خبرنگاری و روزنامه نگاری در ایران، ریشه مشکل جای دیگری است و بیهوده مسئولان امر خطای نکرده را گردن ما می اندازند! بخش انحصارطلب درون حاکمیت هرگاه احساس کند خطری منافع دسته و گروهش را تهدید میکند، برای جلوگیری و مقابله با تهدیدها تا جایی که قدرت داشته باشد آزادی ها را محدود می کند چون با ایجاد فضای خفقان و سرکوب بهتر می تواند به خواسته های نامشروع خود در جامعه دست پیدا کند. در جامعه بسته توزیع عادلانه ثروت و قدرت صورت نمی گیرد. انحصارطلبان همه امکانات ثروت و قدرت را برای خود می خواهند و اجازه نمی دهند دیگری بر این سفره بنشیند، برای رسیدن به این خواسته ها لازم است جامعه از “جریان آزاد اطلاعات” دور بماند چون هرچه جامعه بازتر و چرخش اطلاعات سریعتر انجام گیرد به همان اندازه منافع آن دسته تهدید پذیرتر خواهد بود. پس انحصارطلبان همیشه مایلند ورودی فضای جامعه را بسته نگهدارند تا مردم از کانون های “زر و زور و تزویر” باخبر نشوند و آنها را به حال خود واگذارند.

بنابراین انحصارطلبان ثروت و قدرت همیشه متوهم اند، چون منشا ثروت و قدرتی که در اختیار گرفته اند در پی سازو کارهای قانونی و دموکراتیک نبوده است، لذا همیشه به دنبال دشمنان فرضی میگردند تا درصد خطرها و تهدیدهای احتمالی را به حداقل برسانند. به همین خاطر است که حتی به دور و بری های خودشان هم شک می ورزند و مرتب حلقه نیروهای خودی تنگ تر می شود و افراد و نیروهای شان ریزش می کنند. اگر به سیر تدریجی گروه انحصارطلب درون حاکمیت از ابتدای انقلاب تا به امروز نگاهی بیاندازیم به صحت این گفته ها پی می بریم.

انحصارطلب ها معتقدند؛ “هرکس با ما نیست علیه ماست” و در این میان خبرنگاران و روزنامه نگاران مستقل و آزاد بیشتر از هر قشری از طرف گروه انحصارگرای درون حاکمیت مورد تهدید و فشار قرار می گیرند چونکه آنان نمی توانند دست از رسالت حقیقی خود که بیان واقعیت ها و راستی های جامعه است بشویند و آنها را به خاطر منافع گروهی خاص کتمان کنند. بیان واقعیت ها صرف نظر از اینکه به نفع چه کسی باشد برای این دسته از اصحاب رسانه فی نفسه یک ارزش است و آنان را بیمی از بازگو کردن راستی ها نیست، تنها کسانی از بیان واقعیت ها و حقیقت هراس دارند که به اصطلاح ریگی تو کفش هایشان باشد و چهره واقعی آنان را نشان دهد.

انباشت قدرت این گروه را طوری قوی و صاحب نفوذ گردانیده که گاهی دیده می شود دستگاه قضایی و امنیتی را نیز از دایره قانون و استقلال خود خارج میکنند و رویه های قضایی را به نفع خود قلب می نمایند، مثلا فرق بین اقدام علیه امنیت ملی و اقدام علیه امنیت عده ای خاص را قاطی کرده و مای خبرنگار و روزنامه نگار را با این اتهامات واهی دادگاهی کرده و محکوم می نمایند. این در حالی است که رسالت ما که همانا نقد این رویه ها و بیان واقعیت ها است به حقیقت در خدمت امنیت ملی است ولی متاسفانه اینگونه می شود که امروز هفذهم مرداد ۹۲ که مصادف است با “روز خبرنگار” ده ها خبرنگار و روزنامه نگار مستقل و آزاد با همین اتهامات دربندند و دیگران آزاد…

مردم ما همیشه بهترین قضاوت ها را می کنند و هیئت منصفه واقعی همین افکارعمومی است پس قضاوت نهایی را در این باره به آنها بسپاریم…

* کمال حسینی – خبرنگار آژانس خبری موکریان

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)