[دریافت نسخه PDF]

همانگونه که قابل پیش بینی هم بود، مثل هربار دیگر،”برنده‌ی انتخابات” برجای مورد علاقه و انتظارش نشست؛ و توده‌ی خو‌بین به خانه برگشت. فقط همین. یعنی پابرجایی اقتدار دست نخورد‌ه‌ی حکومتِ ولایی بر ساحتِ سیاست و شیرازه و شالوده‌ی جامعه؛ و بازیگری عروسکی”رئیس جمهور منتخب” در خیمه شب بازی ولایتِ فقیه. رأی ها را گرفتند؛ و باز سوار بر خر مراد؛ گیرم حالا لنگ لنگان. همه وقت امّا همین بوده؛ و تا چشم کار می کند و تکانی اساسی در ابرها مشاهده نمی کند، گویا قرار است وضع بر همین منوال بماند.

امّا آیا این وضع و روند تاکنونی اش؛ یعنی همه کاره بودن ولایتِ فقیه و دستگاه “قضاییه” اش، و هیچ‌کاره و بیکاره بودن رئیس جمهور و دستگاه اجراییه اش، پدیده ای ناآشنا و غریب در میان مردم مان بوده است؟ نه! حداقل در دوره های “انتخاباتی” اخیر.

توده‌ی رأی دهنده، حداقل بخش بزرگی از آن، به خوبی به محرومیّتِ مطلق حقوق خود که ناشی از نقش مطلقه‌ی ولایتِ فقیه می باشد واقف بوده؛ ولی گویا هنوز به بی نقشی مطلق و عروسکی رئیس جمهور، که حتی اختیار برگزیدن وزرایش را هم ندارد، پی نبرده و بازهم آزموده‌ی پیشین خود را به آزمونی جدید می گذارد. ازسر ناچاری و استیصال؛ و برای دهن‌کجی به ولایتِ فقیه وحکومتِ زر و زور و تزویرش به پای صندوق های رأی کشیده می شود ، امّا هر بار هم به اشتباه دل و امیّد به پرتابِ تیری در تاریکی می بندد. شرکتِ توده ها در این نوع به اصطلاح انتخابات بیش از آن که از “حُبِّ علی” باشد از “بُغض معاویه” بوده است، بی آن که متأسّفانه توانسته باشد آن را به همبستگی مبارزاتی مستقلّانه‌ی خود بر ضدِّ دشمن طبقاتی فرارویانده باشد. این توده هنوز از نفی دشمن به اثباتِ خود نرسیده است.

با هر معیار و پارامتر و ابزار اندازه گیری که به سنجش و قضاوتِ “انتخاباتِ” دو سه دوره‌ی اخیر دست زده و آن را محک بزنیم، به چیزی جز رأی اعتراضی و نارضایتی؛ و”نه” به نقطه‌ی کانونی و اصلی این حکومتِ ایدئولوژیک و نامتعارفِ خادم بورژوازی، نخواهیم رسید. حال چرایی این که توده ها نتوانسته اند این دهن‌کجی و نارضایتی را به عبور از این و آن جناح صوری و درونی حکومت ارتقاء بخشند را می توان علاوه بر کمبودها و کاستی های تاریخی تشکل گرایی و سازمانیابی و ادامه کاری هدفمند و سپردن کار خود به دیگران، در عوامل روانشناختی ناشی از نگرانی و هراس شکل‌گیری یک سوریه و عراق دیگر، و موارد و عواملی دیگر جستجو کرد.

ایراد و خرده گرفتن به توده ها نه برای دهن‌کجی و رأی اعتراضی آنان به هسته‌ی مرکزی حکومت، بل به خاطر بسنده کردن به همین؛ و سپردن سرنوشتِ خود، و دادن وکالتِ تصمیم گیری به دیگران نامربوط به خود می باشد. آنان تا زمانی که بر پاهای خود و با اراده‌ی خود بر زمین راه نروند؛ و به جای تکیه بر دست های همکاری و شانه به شانه‌ی هم‌سرنوشتی های ۹۹ درصدی، یعنی همان توده‌ی عظیم مقابل سرمایه، به چوب دستی لرزان غیر تکیه زنند، باز هم در سرگشتگی به سر خواهند بُرد؛ و باز هم آزموده های خطا را آزمون خواهند کرد. توده‌ی مستأصل و تحتِ فشار همه‌جانبه، برای نجات خود و در فقدان اُمید و افق دید یک بدیل انقلابی حقیقی، به سادگی به هر ریسمانی چنگ می زند و آسان ترین راه را بر می گزیند. درست به همان سادگی که بعضی “کنشگران سیاسی”، آسان ترین راه را بر می گزینند؛ و همین توده را به کناره‌گیری از، و بی اعتنایی به آن چه در پیرامون و فضای کار و زندگی اش می گذرد ترغیب می نمایند.

درست و ایده آل ، مثلاً در “انتخابات” اخیر، آن بود که توده ها به اقدام منطقی و صحیح”تحریم فعّال” دست می زدند و همگام با فعّالین این طرح در داخل و خارج، به افشاء و بی اعتباری سیاستِ انتخاباتی رژیم می پرداختند. طرح صرفِ تحریم و رأی ندادن، یک اقدام و سیاست انحرافی و خانه نشینی و سترون و سیاست گریزی می باشد. بعضی، یعنی درصد ناچیزی از رأی نداده ها، یعنی همان بی تفاوت ها و سیاست گریز ها، کاری به جز شب نشینی های دیسکویی شکم سیری و بورژوامأبانه‌ی خود نداشته؛ و اساساً و اصلاً کاری به آن چه در جامعه و بر مردم می گذرد نخواهند داشت. اینان گویی به خوبی به توصیه های همان “کنشگران سیاسی” گوش فراداده بودند. همین تعداد پارازیتی که «دنیا را گر رآب َبرد این ها را خواب می بَرد» مقداری از درصد همیشگی”تحریمی”ها را تشکیل داده و می دهند و پارامتر قابل اتکایی در تحلیل ها به حساب نمی آیند. در واقع نه رأی ندادن این درصد ناچیز (پارازیتی) را باید آگاهانه و هدفمند دانست؛ و نه همه‌ی رأی های شرکت کننده در این بالماسکه را، آن طور که بعضی ها تعبیر و تبلیغ می کنند، «رأی به نظام» به حساب آورد.

پس تنها رأی ندادن و این گونه تحریم های سترون و سیاست گریز، حرکت و اقدامی مترقّی و پیش برنده محسوب نمی شود؛ و چه بسا که رژیم خود مبلّغ سیاست زدگی و سیاست گریزی بوده و این تعداد “تحریمی” را به سیاهی لشکر پای صندوق ها ترجیح بدهد. راه مقابله با سیاست گریزی و بی تفاوتی سیاسی توده ای و مورد هدفِ رژیم، طرح”تحریم فعال انتخاباتِ” کنشگران حقیقی سیاسی بود که ضمن افشای ماهیّت ارتجاعی و شدیدً ضد دمکراتیکِ این نمایش موسوم به انتخابات، به تبلیغ و تشویق نافرمانی مدنی، سازمانیابی و تشکل سازی مستقل توده ای برای طرح و پیشبُرد رادیکال خواسته ها و مطالبات و مبارزاتِ مستقلّ از به اصطلاح جناح های حکومتی دست زد. اینک نیز، با فروکش کردن تب و گرمازدگی انتخاباتی، همان مضامین مستتر در طرح تحریم فعالّ، به علاوه‌ی سیاست و خواسته های پرولتری را باید میان توده ها بُرد و با تأکید بر ناکارآیی نقداً موجود دستگاه اجرایی “رئیس جمهور منتخب”، گفته ها و سیاستِ خود را اثبات نمود؛ و طرح عملی نو و نوینی را درکنار توده ها درانداخت.

۱۲ مرداد ۱۳۹۲

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)