فرانسیس بیکن (۱۶۲۶-۱۵۶۱)، فیلسوف، سیاستمدار، دانشمند، حقوقدان و نویسنده ی انگلیسی بود. بسیاری وی را محور اصلی تحول فکری در قرون وسطی میدانند تا جایی که او را از بانیان انقلاب علمی میشمارند و پایان سلطه کلیسا بر تفکر را به اندیشه های او نسبت میدهند(*). بیکن سه سال قبل از تولد شکسپیر و گالیله، و هجده سال پس از فوت کوپرنیک به دنیا آمد.

کوپرنیک و گالیله دو تن از مشهورترین افرادی هستند که راه را برای نجات جامعه ی بشری از افکار قرون وسطایی ی کلیسا هموار کردند. تا آن زمان کلیسا معتقد بود که زمین مرکز عالم است و همه چیز به دور زمین میچرخد، زیرا خداوند تبارک و تعالی برای ما انسانها که مخلوقات خاص او هستیم حساب ویژه ای باز کرده است. اما کوپرنیک و گالیله نشان دادند که زمین مرکز عالم نیست و همه ی مردم دنیا، از جمله کلیسا، اشتباه میکنند. دادگاه، گالیله را به ده سال حصر خانگی محکوم کرد.

اما برگردیم به بیکن. وی در کتاب \”ارغنون جدید\”، که پاسخیست به برخی نظرات ارسطو، چهار بت بزرگ را معرفی میکند که به اعتقاد وی بر ذهنیت انسانها تاثیر میگذارند، بین آدمها دیوار میکشند و باعث میشوند شخص، قضاوت درستی در باب افراد و اتفاقات نداشته باشد. در اینجا بطور خلاصه، و با اندکی دخل و تصرف، به آنها می پردازیم.

۱- بت قبیله
هر انسانی قبیله ای دارد و هر قبیله ای، فرهنگ، آداب و رسوم و سبک زندگی ی خودش را. در قبیله است که شخص یاد میگیرد به چه چیزهایی احترام بگذارد، از چه چیزهایی بپرهیزد، چه غذاهایی بخورد، چگونه لباس بپوشد، چطور بیاندیشد، و در یک کلام، چطور زندگی کند و بمیرد. هر کس قبیله اش را مرکز جهان هستی میداند، از دریچه ی قبیله ی خودش به دنیا نگاه میکند و کارهای سایر قبایل را با معیارهای قبیله ی خودش می سنجد. اگر کارهای دیگران با معیارهای قبیله اش همخوانی داشته باشند، آنها را میپذیرد؛ در غیر اینصورت، از قبولشان سر باز میزند. قبله گاهش بت قبیله است.

۲- بت غار
بت قبیله از بتهای کوچکتری تشکیل شده است. در داخل قبیله، هر شخص به مثابه ی غار متحرکی است که با توجه به علاقه، سلیقه، بضاعت و موقعیتش، از بین \”کالاهای\” موجود در بازار قبیله (فرهنگ، آداب و رسوم، اعتقادات و غیره)، آنهایی را که میپسندد، و یا مجبور است بپسندد، \”خریداری\” و در دخمه اش انبار میکند و با آنها بت غارش را شکل میدهد. هر انسانی در غار افکار و عقایدش ساکن است و از دریچه ی آن غار به قبیله و به دنیا نگاه میکند.

گاهی شخص به دلایل مختلف وارد غار جدیدی مثل غار حزب، سازمان و یا دین میشود و در آنجا زندگی میکند. آرامش و امنیتی که در این غارها بدست می آید باعث میشود که او چشمش را بر بدیهای این مامن ببندد و تلاش کند به هر قیمتی که شده آن را برای خودش نگه دارد و از دریچه ی آن غار به دنیا نگاه کند. طبیعتا چنین شخصی به ندرت به \”کالاهایی\” که از قبایل یا غارهای دیگر می آیند علاقه نشان میدهد و بیشتر مایل است \”کالاهایی\” را از بازار قبیله بخرد که ساخته ی حزب، سازمان یا دین اوست. معمولا غار چنین شخصی، تک-محصولی است و وی به آنچه دارد راضی است.

۳- بت بازار
شخصی که در یک قبیله بدنیا می آید در واقع در بازاری از افکار و عقاید بدنیا آمده و بی آن که بخواهد، در این بازار، به \”خرید و فروش\” اندیشه و فرهنگ و غیره و غیره مشغول است. هر چه قبیله متنوع تر و غنی تر باشد، بازارش بزرگتر و پر کالاتر است، و بت غار شخص هم پربارتر و انسانی تر.

برای داد و ستد در این بازار، شخص به زبانی برای گفت و گو نیاز دارد. اما زبان اگر چه از یکسو عامل پیوند بین اشخاص است، اما از سوی دیگر میتواند عامل کج فهمی و سوءتفاهم هم باشد. \”ایهام\” در شعر، و گفت و گو در باب مسایل غیر قابل اثبات، دو نمونه از این مواردند. حافظ میگوید: \”دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند!\” (آیا منظورش این است که خواندن قرآن، دیو را فراری میدهد، و یا اینکه حتی دیو هم از کسانی که قرآن میخوانند میترسد و فرار میکند؟!) مثالی که درباره ی مسایل غیر قابل اثبات میتوان مطرح کرد این است که سالهاست که انسانها بر سر مفاهیمی نظیر خدا، بهشت، جهنم، فرشته، روح، جن و غیره و غیره بحث میکنند اما به جای اینکه به تفاهمی برسند، مدام پراکنده تر میشوند و بعضا به جان هم می افتند و یکدیگر را میکشند. در این بازار، هرکس در بت زبان خویش گرفتار است و عموما زبان دیگری را نمیفهمد (سالها پس از بیکن، ویتگنشتاین بطور مفصل به مشکلات زبان پرداخت که نظراتش در این باب خواندنی است).

۴- بت نمایشخانه
از نظر بیکن، وقتی مطلبی را درباره ی گذشتگان میخوانیم در واقع داریم نمایشی از گذشته را در داخل یک نمایشخانه می بینیم. فضای این نمایشخانه بر ذهنیت، شخصیت و نحوه ی قضاوت ما در باب رویدادهای پیرامون تاثیر میگذارد و بت جدیدی برایمان درست میکند که در آن ساکن میشویم. مثلا داستانهای مربوط به صحرای کربلا را در نظر بگیرید. هزار و اندی سال پیش، واقعه ای در کربلا روی داد. به مرور زمان، دوستداران امام حسین داستانهای مربوط به این واقعه را پرورش دادند و از آنها بت یا مامنی ساختند که وقتی شخص در آن ساکن میشود لذت می برد، آرامش می یابد و ترجیح میدهد در آن نمایشخانه بماند و از دریچه ی همان نمایشخانه به دنیا نگاه کند.

آیا با بیکن موافقید؟
بتهای شما چیست؟

(*)
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%B3_%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D9%86

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)