سلطه هزار فامیل بر ایران

حکومت ایران آن چنان که قرائن نشان می‌دهد برای استفاده در پست‌های مدیریتی مهم کشور به تاکتیک هزار فامیل روی آورده است.

استفاده از تاکتیک هزار فامیل را بتوان شاید میراثی شومی نامید که از نظام سلطنتی سابق در ایران به حکومت ولایت فقیه به ارث رسیده است.

بر خلاف اینکه حکومت ایران تبلیغات مشمئز کننده‌ای چون مردم سالاری و شایسته سالاری می‌کند اما نگاهی به چارت مدیریتی کشور در دولت ابراهیم رئیسی و البته دولت‌های پیشین حکومت ایران نشان می‌دهد حکومت ایران نیز از تاکتیک هزار فامیل استفاده می‌کند.

ژن خوب پیش درآمد هزار فامیل

در حکومت ایران پیش از این پدیده سخره برانگیز «ژن خوب» خبرساز شد که برای مدت‌های طولانی سوژه تمسخر مردم ایران در شبکه‌های اجتماعی قرار  گرفت.

به دنبال آن و وقتی که حکومت ولایت فقیه ارکان قدرت را در نظامش یکسره کرد و جناح مغلوب را کامل از گردونه قدرت حذف کرد انتصاب‌های فامیلی و هم جناحی سر تا پای حکومت ایران فرا گرفت.

ریشه این امر را نیز باید در سهم‌خواهی جریان‌‌های مختلف قدرت و ثروت در ساختار حکومت ایران جستجو کرد.

حکومت ولایت فقیه هر چه در طول عمر خود پیش رفت به دلیل اینکه نمی‌توانست سیاست انبساط را در پیش گیرد بیشتر به سوی انقباض گروید.

ریشه‌های بلوغ سلطه هزار فامیل

در ابتدای امر موضوع تنها سیاسی می‌نمود بدین معنی که حکومت ولایت فقیه در ابتدای عمر خود همه نیروهای سیاسی را از میدان به در کرد و لاجرم مهره‌‌های خودی را بر سر کار و در پست‌های مدیریتی مهم به کار گرفت فارغ از اینکه اینکه افراد سابقه و صلاحیتی درخور آن داشتند یا نه؟

با تثبیت نسبی حکومت ولایت فقیه این امر ظاهرا به صورت یک روند درآمد چرا که هر دولتی که بر سر کار می‌آمد سیلی از اقوام و خویشاوندانش را به مناصب دولتی و مدیریتی گسیل می‌داشت.

در این بین حکومت ولایت فقیه برای بازخرید عمر، بازی اصلاح‌طلبی را نیز به راه انداخت و برای مدتی آنها را نیز در قدرت شریک کرد اما در پایان، حکومت ولایت فقیه به دلیل نارضایتی مردمی و اعتراضات بزرگ و سراسری به نقطه‌ای رسید که دیگر نمی‌‌توانست بسط را بپذیرد.

به ناچار خامنه‌ای مجبور شد جناح اصلاح‌طلب قلابی را به کناری بزند و حکومت را در بین جناح خود تقسیم کند گویی که غنائم جنگی تقسیم می‌کند.

در این بین نیز علاوه بر مردم ناراضی کشور، بسیاری از بدنه موسوم به اصلاح‌طلب نیز از اردوی ولایت فقیه خارج شدند و دایره افراد وفادار به حکومت بسیار کوچکتر شد.

انقباض زمینه‌ساز هزار فامیل

این موضوع دایره تقسیم قدرت را نیز به نوبه خود  کوچک و کوچکتر کرد بدان معنا که برای پست‌های مدیریتی کشور افراد چندانی نبودند که مورد قبول تمام عیار ولایت فقیه باشند.

این امر پدیده هزار فامیل را بار دیگر در ایران و این بار در حکومت ولایت فقیه به منصه ظهور گذاشت.

جریان‌های مختلف جناح غالب حاکمیت که به ناچار این بار دور ابراهیم رئیسی گرد آمدند البته به یمن حذف افرادی چون علی لاریجانی، بعد از به قدرت رسیدن ابراهیم رئیسی شروع به سهم‌خواهی در حکومت کردند.

سپاه که خود را حامی اصلی رئیسی می‌دانست مناصب بسیاری از وزراء را در دولت رئیسی به خود اختصاص داد و رئیس بسیاری از هلدینگ‌های تحت نظارت خامنه‌ای که در این سالیان فربه شده‌ بودند و به واسطه ثروت‌شان طمع قدرت نیز داشتند به خیل سپاهیان افزوده شدند و هر کدام سهم خود را از حکومت خواستند. [انتصاب های فامیلی و حاکمیت هزار فامیل جنجال است یا واقعیت؟!]

در این بین اما هر فردی که بر کرسی قدرتی تکیه زد در اولین اقدام شماری از اقوام و خویشاوندان خود را در پست‌‌های اطراف خود به کار گمارد و عملا بدین وسیله حکومت هزار فامیل مجددا در ایران سر برآورد.

البته نباید این واقعیت را نادیده انگاشت که ظهور پدیده هزار فامیل که منتج از انقباض بیش از حد در هر حکومتی محسوب می‌شود در سوی دیگر خیل و سیل عظیمی از مردم معترض را به همراه دارد که به کمین حکومت‌گران نشسته‌اند تا در زمان مناسب که عرصه را بر آنها تنگ دیدند بر آنها بتازند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)