فارغ از همه تحلیل های حضور طالبان در افغانستان و نقش دولت ها و سرویس های اطلاعاتی غربی در به وجود آمدن چنین وضعیتی مهم است که موضع جمهوری اسلامی را نسبت به افغانستان امروز و طالبان بسنجیم.

فقدان قاسم سلیمانی این روزها اصلا خوشایند حکومت ایران نیست. چنین اوضاعی نفوذ او را می طلبید.به هر روی، اسماعیل قاآنی باید جای او را برای حکومت پر کند و زمان نشان می دهد که چقدر موفق بوده.

و اما موضع جمهوری اسلامی، در نگاه آنها طالبان یک تهدید است اما جنس تهدیدش ایجاب می کند که از درِ مذاکره وارد شود و از تحریک آنان برحذر باشد.همین استراتژی، تهران را متهم کرده که با طالبان اصطلاحاً  ساخت و پاخت کرده اند، اما واقعیت این است که مقامات حکومت چاره ای جز تساهل با این گروه نمی بینند و از قوه قهریه برای برخورد با آنها اجتناب می کنند.

تشکیل دولت طالبان امنیت ایران را به شدت به خطر انداخته و به قول عباس عبدی «سیاست خارجی جای شهادت طلبی نیست[۱]» که کفن بپوشند و به جنگ طالب بروند.

از این منظر، افغانستان برای جمهوری اسلامی نه سوریه است نه عراق و بنابراین قرار نیست هیچ جبهه جنگی برای جنگیدن باز شود زیرا «دخالت‌های نظامی عوارض خطرناکی دارد ولی ایران باید در برابر رفتار طالبان جدی باشد.[۲]»

هیاهوی برخی فعالان سیاسی و بازیگران و هنرمندان داخل کشور به منظور کمک به احمد مسعود رهبر گروه موسوم به جبهه مقاومت پنجشیر هم حاکمیت را برآن نداشته تا در نظر خودشان تجدید کنند و همچنان روی نظر خود پافشاری می کنند.

بزرگ ترین دغدغه ای باید بدان توجه داشت طرح تجزیه افغانستان است. این کشور دیگر اهمیت ژئو پلتیکی برای آمریکا ندارد و دولت بایدن برآن است تا اجرای نقشه تجزیه این کشور به چهار کشور- منطقه پشتون نشین برای پاکستان، منطقه تاجیک نشین برای تاجیکستان، منطقه ازبک نشین برای ازبکستان و منطقه شیعه نشین برای ایران- تنش در منطقه را تا دهها سال آینده ضمانت کند.

حضور دائم «برنارد هنری لوی» از روشنفکران فرانسوی و از شخصیت های سیاسی در کنار احمد مسعود شک و تردید ها را نسبت به آینده افغانستان دوچندان می کند.

«لوی» در اجرای نقشه تجزیه کشورهای مختلفی چون سودان، لیبی، فروپاشی یوگسلاوی و حضور در همه پرسی کردستان عراق حضوری پررنگ داشته است.

اگر همه این مفرضات درباره هم افغانستان صحت داشته باشد باز هم شاهد یک فروپاشی دیگر خواهیم بود. در این میان پاکستان با الحاق منطقه پشتون ها به خاک خود قدرتی صدچندان خواهد یافت و قدرت چانه زنی اش در منطقه به شدت افزایش می یابد و این خوشایند مقامات جمهوری اسلامی نیست.

از طرف دیگر مقامات طالبان مایل نیستند در انزوا بمانند. آنها خوب می دانند حکومت داری به سبک دینی اجرای چند قاعده و قانون فقهی نیست و حکومت کردن امری پیچیده است. عدم به رسمیت شناخته شدن آنها در دنیای امروز- منهای چند دولت مثل پاکستان یا چین که از الان چراغ سبز نشان داده انند- کار را برای آنها دشوار می کند. از این رو تلاش برای تعامل با کشورهای همسایه به خصوص ایران حتماً در دستور کار خواهد بود.مگر آنکه هدفی جز حکومت کردن داشته باشند!

جمهوری اسلامی نیز با توجه به اهمیت حفظ ثبات در منطقه و عدم تسری دومینو تجزیه طلبی منطقه به خاک ایران تلاش می کند «با  چشم بستن به اختلافات گذشته با طالبان ارتباط برقرار کند و باید به وظیفه ی خود که  حفاظت و حمایت  ازشیعیان هزاره ، تاجیک ها ، ازبک ها و بطور کلی  فارسی زبانان است عمل نماید.[۳]»

 

احمد حیدریان

۱۴۰۰/۰۶/۲۱

 

[۱] خبرآنلاین- عباس عبدی: “سیاست خارجی” جای شهادت طلبی نیست/ ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ 

[۲] همان

[۳] ایران لیبرال- طالبان امروز و فردا – حسن بهگر آگوست ۳۱, ۲۰۲۱

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)