شهلا لاهیجی، ناشر بود وقتی در سال ۱۳۷۵، یکسال پیش از دوران اصلاحات به تاسیس «انجمن زنان ناشر» همت گماشت و بخش انتشارات تشکلهای زنان ما را به حلقه ناشران پیوند داد.
فمینیست بود وقتی در هشتم مارچ سال ۱۳۷۸، برای گرفتن مجوز برگزاری روزجهانی زن در شهر کتاب، کنار ماگروهی از زنان سکولار ایستاد و مجوز برگزاری آن مراسم به یادماندنی را گرفت.
اکتیویست بود وقتی ازسال ۱۳۸۳ با ائتلاف هماندیشی زنان همراه شد.
اهل ادب و فرهنگ بود وقتی از سال ۱۳۸۶ عضو هیئت داوران کتاب برگزیده کتابخانه صدیقه دولت آبادی شد.
حامی بود وقتی از سال۱۳۸۷ بر لوح برنزی «کتابخانه صدیقه دولت آبادی» نام «انتشارات روشنگران» را اضافه کرد تا چترحمایتی برای کتابخانه باشد.
”درِخانه باز” بود، وقتی از سال ۱۳۸۸ که تمام درها برای برگزاری جلسات کوچک جنبش زنان و همگراییهای بزرگ زنان بسته بود، دفتر روشنگران را میزبان برگزاری جلسات ما کرد.

سربلند بود وقتی به سالهای سیاه سانسور آثار ارزشمندی از زنان نویسنده و نیز آثار ارزشمندترین مرد ادبیات نمایشی ایران “بهرام بیضایی” را از راهروهای سیاه سانسور وزارت ارشاد به سپیدی کاغذ نشاند.
ققنوس بود وقتی از میان خاکستر کتابهای آتش گرفته درشعلههای خشونت دوباره سر برآورد و روز هیجدهم دی ماه هزاروچهارصد و دو ،برای همیشه سربرخاک نهاد.
جنت مکان باد شهلا لاهیجی که جنت مکانیِ فرهنگ و ادبیات و هنر آرزویش بود!

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.