طالبان در حال پیشروی در مناطق مختلف افغانستان هستند و هیچ توجهی به مذاکرات صلح و یا روند مذاکرات صلح ندارند. قندهار یکی از شهرهای مهم افغانستان و از مراکز مهم نظامی ایالات متحده نیز به شمار می آید. این شهر از دیروز تا به حال در زیر بمباران شدید قرار دارد و اداره شهر به دست طالبان افتاده است. مردم از خانه های خود بیجا شده اند و بی گناه به دام جنگی نا خواسته افتاده اند. براساس خبرهای منتشر شده در هفته جاری، شهر هرات و هفت ولایت افغانستان به صورت کامل سقوط کرده و به دست طالبان افتاده است. طالبان باعث شده اند که وحشت در مناطق مختلف بین مردم به وجود بیاید و روند مهاجرت رشد کرده و مردم به زور یا اختیار محل زندگی و کار خود را ترک کنند.
طالبان به شدت در حال پیشروی هستند و با معاهده ای که در سال گذشته با ایالات متحده امضا کرده اند، بدون اینکه مواضع ایالات متحده را تهدید کنند، شهرهای مختلف را محاصره و پس از درگیری های سنگین، مراکز مهم شهری را از دست نیروهای دولتی خارج کرده و باعث سقوط شهرهای مهمی شده اند. روز سه شنبه گذشته برابربا ۱۰ اوت یا اگست، شورشیان به مزار شریف ، بزرگترین شهر در شمال کشور نزدیک شدند. این پیشروی باعث شده است که غیر نظامیان خانه های خود را ترک و مناطق امن تر بگریزند.
به این ترتیب طالبان، در روزهای گذشته مراکز مهم افغانستان در دست گرفته اند. آنها بین دوشنبه تا جمعه گذشته، شهرهای زرنج ، شبرغان ، سپس شهر بزرگ شمال شرقی ، قندوز ، طالقان و سرپل را تسخیر کردند . شب سه شنبه تا چهارشنبه ، شهر فیض آباد نیز سقوط کرد.
در چند روز گذشته، نماینده ایالات متحده به همراه فرستاده کشور قطر، جهت مذاکره با طالبان و پیشبرد مذاکرات صلح از طریق صلح آمیز اعلام آمادگی کردند. آنها ذکر کردند که طالبان باید روند مذاکرات صلح را پیگیری کنند و از پیشروی و عملیات نظامی خودداری کنند.
در رژه های نظامی که از طالبان منتشر می شود، تمام امکانات نظامی امریکایی نزد طالبان دیده می شود. شاهدان عینی وافکار عمومی گاهی به این نکته اشاره می کنند که این اسلحه ها و امکانات توسط ایالات متحده در اختیار آنان قرار گرفته است. معمولا قرارگاههایی هم که تجهیز شده است بدون هیچ مقاومتی به طالبان تسلیم می شوند و تمام تجهیزات دولتی به دست طالبان می افتد و این موضوع باعث نگرانی شدید مردم شده است. بسیاری از افکار عمومی بر همین اعتراض هستند که چرا قرارگاههایی که به تازگی تجهیز شده اند، این چنین به سادگی به دست نیروهای مخالف و طالبان می افتد و هیچ مقاومتی صورت نمی گیرد. افکار عمومی به این نتیجه رسیده اند که در معرض بازی سیاسی قرار گرفته اند که جان آنان را به خطر می اندازد. از همه مهمتر سکوت مقامات دولتی و سیاستدارانی است که هیچ چاره یا عکس العملی به خرج نمی دهند. هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند که چه سرنوشتی درانتظار مردم بی دفاع افغانستان است.
طالبان نیز با بستن مرزها و کنترل پست های مرزی از خروج و رفت و آمد مردم جلوگیری می کنند و یا اینکه آنها را به نحوی به گروگان گرفته اند. در هفته گذشته، اسپین بولدک را رسما بسته و از عبور و مرور مردم جلوگیری کرده اند. آنان به زور و تهدید مردم را وادار به ترک خانه شان کرده و از منازل آنان جهت اسکان نیروهای خود استفاده می کنند.
بین سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ وقتی طالبان همه مناطق پشتون نشین را تسخیر کردند، خواستند که به شمال افغانستان حمله کنند که با مقاومت ازبک ها، ترکمن ها و سایر ساکنین این مناطق روبرو شدند و نتوانستند به اهداف خود برسند. در حال حاضر وقتی که می بینم شهرهای شمالی هم در حال سقوط هستند و یکی پس از دیگری به نیروهای طالبان تسلیم می شوند، نشان می دهد که آنها توانسته اند در نواحی شمالی نفوذ کنند. این بزرگترین پیروزی طالبان به شمار می آید به این مفهوم که آنان در بین نیروهای مردمی توانسته اند جایگاهی پیدا کنند و کنترل این مناطق را به دست بگیرند.
طالبان از عقاید مردم و افکار مذهبی عامه مردم استفاده کرده و کنترل مناطق روستایی و شهرهایی که افکار عمومی مخالف حضور نیروهای بین المللی در افغانستان هستند به خوبی بهره می برند و همه اقدامات خود را از دیدگاه شرعی در نظر مردم مشروع جلوه می دهند. در این بین اگراین نفوذ ادامه پیدا کند، بسیاری از مردم به آنان روی می آورند.
مردم افغانستان به شدت محروم هستند و در مناطق روستایی و قریه ها از امکانات برخوردار نیستند. بسیاری ازآنان از هیچ حمایتی برخوردار نیستند و مشکلات فراوان اقتصادی را تحمل می کنند. در چنین شرایط طالبان با تقسیم اندکی پول، گوشه ای از مشکلات اقتصادی آنان را حل می کنند و مردم نیز ترجیح می دهند که در کنار طالب باقی بمانند.
در تمام نواحی که طالبان کنترل می کنند، میزان کاشت خشخاش به شدت افزایش یافته است و آنان به مورفین دست یابی بسیار آسانی دارند. این تجارت نه تنها برای مردم منطقه درآمد بسیاری دارد، برای زارعین نیز سود فراوانی دارد زیرا آفت باعث از بین رفتن محصولات کشاورزی می شود در حالی که مزارع خشخاش فقط به وسیله دولت تخریب می شود. اگر دولت بر منطقه کنترل نداشته باشد، محصول به دست آمده به آسانی به دست خریدار می رسد و کشاورزان نیز تا حدودی از نظر مالی تامین می شوند. بنابراین دولت مرکزی به نحوی مورد حمایت مردم روستایی نیست. دهقانان در جهت اهداف دولتی نیستند و دولت نمی تواند مشروعیت لازم را در این مناطق به دست بیاورد. زیرا نمی تواند مردم و دهقانان را حمایت یا تقویت کند. فقر و عدم توسعه اقتصادی یکی از دلایل مهم سقوط افغانستان و افتادن مردم در دام طالبان است. طالبان به صورت مستقیم از عقاید مردم عادی در جهت پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند.
هنوز دو روز از سقوط شهر هرات نگذشته است که طالبان شروع به اجرای قوانین امارت اسلامی بر اساس فقه مورد تایید بنیادگرایی، کرده اند. آنان زندانیان را آزاد کرده اند و مردم بیگناه را به بهانه های مختلف مجازات می کنند. آنان حضور زنان کارمند در ادارات دولتی را ممنوع اعلام کرده اند و از عبور و مرور زنان در بازارهای شهر قندهار جلوگیری می کنند. بسیاری از زنانی که در شفاخانه ها و مراکز درمانی مشغول کار بوده اند، اکنون اجازه خروج از خانه را ندارند. در چنین شرایطی زنان بی سرپرست و یا زنانی که سرپرستی خانواده را برعهده دارند در شرایط خطرناکی به سر می برند.
نه تنها حقوق اجتماعی و سیاسی زنان به خطر افتاده است، امنیت روانی زنان تحصیل کرده و فعال اجتماعی نیز تهدید شده است. مردان نیز در وضعیت بهتری ندارند. شایعه مجازات و یا به دار آویختن کسانی که با نیروهای بین المللی کار می کنند و یا کار کرده اند، باعث وحشت افکار عمومی شده است. در چنین شرایطی اگر وضعیت ادامه پیدا کند، در افغانستان فاجعه انسانی رخ خواهد داد و طالبان با نقض حقوق بشر زندگی بسیاری از ساکنین این کشور را به خطر می اندازد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)