خوزستان تشنه آب، خامنه ای تشنه خون!
خامنه ای و گلوله پاسداران بر قلب و جان مردم
شامگاه یکشنبه خیزش مردم بپا خاسته خوزستان تشنه وارد چهارمین شب خود شد. در شب سوم قیام مردم، شهر شوش کانون قیام بود. جوانان با بستن ورودیها و معابر شهر و بستن پل اصلی مانع تحرک نیروهای سرکوب شدند و عملا شهر را در اختیار گرفتند.
اما در شب چهارم، سوسنگرد پیشتازی قیام را از آن خود کرد. اگرچه شب قبل هم سوسنگرد شب پرتنشی را پشت سرگذاشته بود، اما در شب چهارم برغم تهاجم همه جانبه نیروهای امنیتی، جوانان و نوجوانان شورش کرده و صحنه را ترک نکردند. تهاجم را با تهاجم سنگین تر پاسخ دادند. تصاویری که از بامداد ۲۸ تیر در دست است، نشان از آن دارد که نیروهای امنیتی از پس جوانان بر نیامدند و سیل جمعیت معترضان شهر را پرکرده بود. در یکی از این صحنهها جوانان شجاع سوسنگرد با تهاجم به خودروی آتش نشانی که برای متفرق کردن جمعیت آمده بود، آن را تخریب کردند.
خامنهای در مقابل قیام خوزستان تشنه چه کرده است؟
دولت روحانی و بهتر است بگوییم حکومت خامنهای در مقابل خیزش و قیام خوزستان دو روش در پیش گرفته است. وعده و وعید و سرکوب. کارگزاران حکومتی و مقامات امنیتی در همان حال که تلاش کردند با وعده باز کردن آب و آب رسانی به مردم، خشم مردم را فرو بنشانند. در یکی از خبرها آمده بود: بنیاد برکت وابسته به «ستاد اجرایی فرمان خمینی» برای آبرسانی با لوله و تانکر، قراردادی ۱۵۰ میلیارد تومانی با آبفای خوزستان منعقد کرده است. برکت، همان بنیادی است که در ایران مسئولیت ساخت و توزیع واکسن بحث برانگیز «کوو ایران برکت» را برای مقابله با همه گیری کرونا بر عهده دارد.
در همان حال نیروهای حکومتی هرگز از شلیک گلوله غافل نماندند
تاکنون خبرهایی از شهادت حداقل ۴ نفر در جریان قیام مردم خوزستان منتشر شده است. مقامات رسمی حکومتی تنها شهادت یک نفر را تأیید کردند. البته مدعی شدند که خود فتنهگران او را کشتند. تاکنون گزارشهایی از بازداشت و دستگیری دهها تن در بوشهر و ماهشهر و اهواز و شهرهای دیگر منتشر شده است. [سوسنگرد؛ درگیری شدید مردم با نیروهای سرکوب در چهارمین روز قیام + کلیپ]
تعادل کنونی بین مردم و حکومت
یک. بعد از انتخابات؛ خامنهای به همراه یک تیم موسوم به آدمخوار متشکل از رئیسی و اژه ای و قالیباف به طور مستقیم به نبرد با مردم آمدهاند. مردم نیز سرنگونی خامنهای و تمامیت رژیم را هدف قرار دادهاند؛ رویترز در ۲۶تیر در ارتباط با قیام خوزستان نوشت: «مردم در جریان اعتراضات خشم خود را نسبت به خامنهای با شعارهای مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنهای ابراز کردند».
این وضعیت گویای یک بحران عمیق و همه جانبه و غیرقابل بازگشت است؛ خامنهای با رئیسی و بی رئیسی با سرکوب و بی سرکوب نه توان حل سادهترین بحرانهایش را دارد و نه میتواند یک خلق بپاخواسته و سراپا خشم را در میدان سرکوب کند.
دو. این قیامها یکی پس از دیگری ادامه خواهد داشت. چرا که مردم ایران دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند و بحرانها به زیرساختهای حیاتی و زندگی آنها یعنی آب و برق رسیده است. سرکوب چنین قیامهایی تنها به گسترش آن کمک میکند.
سه. برای هدایت قیامها علاوه بر دسته بلند اهرم خلق برای سرنگونی؛ رهبری مقاومت و سازمان رهبری کننده و کانونهای شورشی به عنوان تکیه گاه قیامها نقش تعیین کننده دارند. به همین علت است که حکومت هر روز نسبت به خطر دشمن برانداز هشدار میدهد. پتانسیل انفجاری جامعه به همراه یک مقاومت حاضر با تکیهگاههایی چون کانونهای شورشی توان سرنگونی یک نظام پوسیده و درحال احتضار را دارد.
چهار. خامنهای دنبال گورکن خود میگردد. او رئیسی را آورده است تا از هیمنه نام ۶۷ او برای سرکوب استفاده کند. ولی در شرایطی که بحرانهای اقتصادی اجتماعی رژیم مهارناپذیراست و جامعه انفجاری است و و شورشگران دلیر شبکه ای گسترده را ایجاد کرده اند. سرکوب و کشتار نتایج عکس میدهد و به شعله و خشم بیشتر تبدیل میشود.
چه باید کرد؟
خوزستان تشنه نباید تنها بماند. عموم جوانان شورشگر باید به یاری مردم بپاخاسته خوزستان بشتابند.
باید در اسرع وقت به کمک مجروحان و مصدومان شتافت. نباید آنها تنها بمانند و باید مانع دستگیری و بردن آنها توسط مزدوران و مأموران دشمن شد. [شهر شوش در دست مردم و جوانان شورشی + کلیپ]
سلحشوران در سایر شهرها و استانها نباید اهواز و خوزستان را با رنج و خونش تنها بگذارند. مردم ما سرنگونی خامنهای و حکومتش را اراده کرده است و میتواند آن را تحقق بخشد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.