ایرج مصداقی – 

اعتراف ژنرال جورج کیسی، رئیس ستاد ارتش آمریکا(2011 ـ 2007) و فرمانده نیروهای چند ملیتی در عراق ( 2007 ـ 2004) مبنی بر دست داشتن رژیم جمهوری اسلامی در انفجار حرمین عسگرین یک بار دیگر نشان داد که این رژیم هیچ ارزشی حتی برای «مقدسات مذهبی» و «حرم امن» امامان مورد ادعایش هم قائل نیست؛ چیزی که برای من با توجه به تجربه‌ای که داریم مثل روز روشن بود.

در هنگام انفجار «حرم عسگرین» شاید کمتر تحلیل‌گر سیاسی‌ای بود که مقاله‌ی من در مورد نقش جمهوری اسلامی در این جنایت را بدور از شائبه‌‌های سیاسی می‌دید. و چه بسا بودند کسانی که آن را با توجه به مواضع سیاسی من در ضدیت با همه‌ی جناح‌های سیاسی رژیم نوعی تلاش برای «بدنام» کردن رژیم تفسیر می‌کردند. گذشت ۷ سال از وقوع جنایت و کنار رفتن پرده‌ها، امروز واقعیت را بیش از پیش در برابر ما جلوه‌گر ساخته است.

از همین رو نگاهی خواهم داشت به بخشی از سخنان ژنرال جورج کیسی و مقاله‌ام در مارس ۲۰۰۶

ژنرال جورج کیسی در سخنانش در مراسم ویلپنت پاریس می‌گوید:

«ما به عراق میرفتیم نظرمان این بود که رژیم  ایران به دنبال قرار گرفتن یک دولت دوست خودش در عراق است. همچنین آنها خواهان شکست دولت آمریکا در تلاشهایش برای ایجاد یک دموکراسی باثبات در عراق بودند و آنها با آموزش و تسلیح سازمانهای تروریستی در عراق تولید بی‌ثباتی کردند. برای ما از ابتدا روشن شد که رابطه نزدیکی بین نیروی قدس و شبه‌نظامیان شیعی وجود دارد. اما ما فهم درستی از تأثیرات کامل نفوذ (رژیم) ایران تا زمان واقعه بمبگذاری حرم عسگری در فوریه 2006 در سامرا نداشتیم. به تدریج که اطلاعات ما ارتقا پیدا کرد و ما حملات بیشتری روی شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران انجام دادیم، ما به یک نوع وسیله انفجاری رسیدیم که در ایران به صورت دست ساز تولید میشد. ما آخرین نوع آر.پی.جی. و خمپاره و راکتهایی را پیدا کردیم که روی آنها فارسی نوشته شده بود و تاریخ ساخت داشت. لذا واضح بود که این مهمات اخیراً از ایران رسیده بود. در اواسط 2006 دیگر هیچ شکی باقی نبود که رژیم ایران مشغول دادن سلاح و تجهیزات به سازمانهای تروریستی در داخل عراق است.

ما در اواخر 2006 شاهد یک روند نگران کننده دیگر نیز بودیم. به نظر ما رسید که شبه نظامیان عراقی با حمایت ایران در حال بیرون راندن عراقیان از محل زندگیشان در بغداد هستند تا کنترلشان روی شهر را افزایش دهند. در دسامبر 2006 ما این امر را مورد تأیید قرار دادیم و این زمانی بود که ما شش عامل نیروی قدس را دستگیر کردیم که در یک سلول
عملیاتی در بغداد بودند. در این سلول که یک سلول فرماندهی بود، در روی دیوار یک نقشه بود و در روی نقشه مناطق بغداد کد رنگی خورده بود که این کد رنگ مربوط به گروههای فرقه‌ای بود. همچنین روی این نقشه فلش‌هایی بود که
حرکت بالقوه این جمعیت ها را نشان میداد. بلافاصله برای ما مثل روز روشن شد که رژیم ایران به عمد و بگونه‌ای مستقیم خشونت فرقه‌ای را دامن میزند تا عراق را بی‌ثبات کند. »

http://www.hambastegimeli.com/index.php?option=com_content&view=article&id=42749:2013-06-29-17-55-29&catid=21:2010-01-17-21-49-36&Itemid=366

مقاله‌‌‌ای که در این رابطه در مارس ۲۰۰۶ نوشتم را یک بار دیگر انتشار می‌دهم تا محتوای آن یک بار دیگر مورد سنجش و داوری قرار گیرد.

چرا انفجار حرم «عسگرین» می‌تواند کار رژیم جمهوری اسلامی باشد

قبل از هر چیز باید دید که انفجار حرم «عسکرین» به نفع چه کسی می‌باشد و چه نیروهایی پشت آن ممکن است باشند؟

برای بررسی این موضوع می‌توان آمریکا و غرب، القاعده‌ و جمهوری اسلامی را به عنوان عاملان و یا پشتیبانان این انفجار در نظر گرفت.

از نگاه من آمریکا و غرب خواهان ایجاد ثبات و امنیت در عراق می‌باشند تا از این طریق بتوانند طرح‌های خود را پیش ببرند. این عمل در واقع برخلاف سیاست‌ و خواست آن‌‌هاست و بالطبع در تضاد بامنافع‌شان می‌باشد.

القاعده تا کنون مسئولیت کلیه عملیات‌هایی را که انجام داده با افتخار پذیرفته و از آن دفاع نموده است. در حالی که در ا رتباط با انفجار مزبور اطلاعیه داده و نقش و یا دخالت خود را تکذیب کرده است. یکی از مشخصه‌های اصلی عملیات‌های القاعده گرفتن تلفات انسانی می‌باشد. در حالی که این بمب‌گذاری به نحوی برنامه‌ریزی و اجرا شد که تلفات جانی در بر نداشت.

رژیم جمهوری اسلامی رژیمی است بحران زا و بحران زی. این رژیم تلاش می‌کند بحران‌های خود را با ایجاد بحران های داخلی و خارجی حل کند و یا بر آن‌ها سرپوش گذارد. عراق در شرایط حال حاضر یکی از برگ‌های برنده رژیم در برابر آمریکا و انگلیس می‌باشد.

با توجه به نیاز رژیم، شرایط عراق و بحران‌هایی که رژیم در آن غوطه‌ور است، این رژیم بیش از هر جریان دیگری از انفجار فوق سوده برده و به دلایل مختلف می‌تواند پشت این انفجار بوده باشد.

شرایط عراق

هر گونه آرامش در عراق و رفتن به سمت ثبات و ایجاد امنیت در عراق برای جمهوری اسلامی همچون سمی خطرناک عمل می‌کند. منافع رژیم در این خلاصه شده است که آمریکا و غرب را در باتلاق عراق درگیر کند

دولت آمریکا پس از انتخابات عراق فشار می‌آورد تا وزارت کشور به عنوان مهم‌ترین و تعیین‌کننده ترین وزارتخانه عراق در دست نیروهای فرقه گرا قرار نگرفته و فردی سکولار در رأس آن گمارده شود. در صورت تحقق چنین امری دست رژیم از یکی از مهم‌ترین وزارت‌خانه‌های تحت نفوذش کوتاه می شود.

برای به کرسی نشاندن چنین هدفی با فشار آمریکا حتا احتمال ائتلاف نیروهای کرد، سنی، سکولار و مستقل و حذف شیعیان هم می‌رفت.

انفجار فوق تمامی معادلات عراق را در هم ریخته و همه چیز را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.

پس از انفجار، بر خلاف دفعات قبلی که رژیم القاعده را مسئول حملات معرفی می‌کرد یک سیاست دوگانه را پیش می‌برد. از سوی عواملش در عراق به تحریک شیعیان و حمله به سنی‌ها می‌پردازد و در تبلیغات رسمی و به ویژه برای ایرانی‌ها، آمریکا، اسرائیل و غرب را مسئول مستقیم این انفجار معرفی می‌کند.

شرایط داخلی

مخاطب اصلی دولت احمدی‌نژاد توده‌های نا‌آگاه و عقب‌مانده ترین اقشار جامعه می‌باشند. برای تهییج آن‌ها نیاز است که غرب و آمریکا را دشمنانی معرفی کنند که شب و روز در حال طراحی حملاتی علیه اسلام و مسلمین می‌باشند.

برای تهییج افکار عمومی علیه غرب ، آمریکا و اسرائیل می‌بایستی نشان داده شود که ارزش‌های معنوی شیعیان و مسلمین هدف حمله قرار گرفته‌اند.

با بحران به وجود آمده و مظلوم‌‌نمایی‌های بعدی رژیم تلاش می‌کند سیاست های اتمی خود را توجیه کرده و حمایت‌های توده‌‌های ناآگاه را کسب کند.

سوابق امر

در دوران انقلاب برای شعله ور تر کردن خشم مردم سینما رکس آبادان را به آتش کشیده و ساواک و نیروهای پلیس شاه را مسئول آن معرفی کردند.

این رژیمی است که در سال ۶۶ قصد انتقال مواد منفجره به داخل کعبه (خانه خدا) در مکه را داشته است. بنا به اعتراف آیت الله منتظری مأموران اطلاعاتی و امنیتی برای انتقال مواد منفجره به عربستان این مواد را بدون آن که زائران خانه‌ خدا اطلاعی داشته باشند در ساک‌های ‌آنها جا سازی کرده بود.

پس از عزیمت مریم رجوی به پاریس و تلاش او برای تحرک بخشیدن به فعالیت‌های شورای ملی مقاومت و کسب حمایت‌های بین‌المللی، مقامات رژیم در خرداد ماه ۷۳ و مقارن با سی خرداد که مصادف با عاشورا بود، در یکی از شلوغ‌ترین ساعات بمبی را در حرم امام رضا منفجر کردند با این هدف که مجاهدین را مسئول آن معرفی کنند.

توجه داشته باشید که این شبه نظامیان مقتدا صدر و نیروهای هوادار رژیم بودند که در حرم امام علی در نجف سنگر بندی کرده و از آن‌جا به نیروهای آمریکایی و دولتی عراق شلیک می‌کردند. این نیروها بودند که در حرم «امن» امام علی، کلیددار حرم و مجید خویی یکی از رقبای قدرتمند خود را به قتل رساندند.

توجیهات ایدئولوژیک پشت تصمیم

باید این مسئله را نیز در نظر داشت که مقامات جمهوری اسلامی از توجیهات شرعی مناسب برای انجام چنین جنایتی برخوردار هستند.

آن‌ها می‌توانند این‌گونه توجیه کنند که با تخریب این محل، بقعه و بارگاهی هرچه باشکوهتر به جای آن خواهیم ساخت. آنها به این اصل معتقدند که «الاعمال بالنیات» یعنی نیت پشت عمل را بایستی در نظر گرفت. (با چه نیتی ما کار را انجام می‌دهیم).

در اینجا تخریب با نیت سازندگی انجام می‌‌گیرد. برای بازسازی هرچه بهتر نیاز به تخریب بنای قبلی است. در همین حال با این انفجار نه تنها دشمنان اسلام مفتضح شده و در تنگنا قرار می‌گیرند، بلکه موجب عزت و سرفرازی جمهوری اسلامی شده و در پناه آن پاره‌ای مشکلات مسلمین نیز حل می‌شود.

بلافاصله پس از انفجار جدا از تشکیل ستادهای مختلف بازسازی، مقامات جمهوری اسلامی اعلام داشته‌‌اند که برای حفاظت از حرم از آن‌جایی که در یک منطقه‌ی سنی‌نشین قرار گرفته، می‌بایستی ترکیب جمعیتی دستخوش تغییر قرار گرفته و اطراف حرم به شیعه‌ها داده شود. به این ترتیب امنیت سامرا نیز مانند حرم‌های کربلا و نجف حفظ شود.
۳ مارس ۲۰۰۶

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)