آنچه انگیزه من شده تا این چند سطر را قلمی کنم،‌ سخنان سخیف محمد مخبر در دیدارش با رهبر کنونی نظام بود. سخنان او به روشنی نکته‌ مهمی را آشکار کرد. در ابتدا بگویم که او احتمالا در حسرت موفقیت تحصیلی و همطرازی با دیگر دانش‌آموختگان، خود را صاحب دو دکتری کرد! جناب دبل دکتر، محمد مخبر مدیر سیستمی است که ادعا می‌کند دانش‌بنیان است، یعنی بدنه آن را دانشمندان تشکیل می‌دهند. تا همینجا با یک وضعیت بغرنج مواجه هستیم: بدنه کارشناسی که درگیر دانش مدرن است با سری که در گذشته ماقبل مدرن گیر کرده است. اما مشکل اساسی جای دیگری است، در دریافت غلطی است که چنین افرادی از مفهوم علم مدرن دارند. جناب دبل دکتر گمان می‌کند علم جدید یعنی یک آزمایشگاه که با تزریق ۱۵ میلیون تومان پول به راه می‌افتد! او اطلاع ندارد که دانش جدید نه تنها متد است، نه تنها متدولوژی است، بلکه سازمان است. علم به مثابه سازمان و مدیریت بسیار متفاوت است با تاسیس یک سازمان علمی. علم جدید هم روش است، هم روش‌شناسی است و هم سازمان. به این ترتیب اساسا مسئله این نیست که چند جوان زیر سی ساله به عنوان دانشمند در سیستم شما کار می‌کنند، بلکه دانش جدید خودش سازمانی است که سرهای گیر کرده در دوران ماقبل مدرن مانند همین محمد مخبر در آن جایی ندارند. اینکه عده‌ای دانشمند زیر سی سال،‌ شبانه به خانه مدیری مراجعه کنند و با سری به زیر و گردنی شکسته مطالبه ۶۰۰ دلار برای یک فعالیت علمی در سطح ملی را داشته باشند، زبان آدم مطلع را بند می‌آورد! چنین پدیده‌هایی البته قابل مطالعه روانشناختی هستند زیرا این گونه ادعاها از فرط شیوع به یک بیماری بیشتر شبیه شده تا به تقلب و حیله‌گری. این حرف‌ها از همان جنس ادعای تولید انرژی هسته‌ای در یک آشپزخانه توسط یک دانش‌آموز ۱۶ ساله، یا ساخت آنتن کرونایاب و ساخت هواپیما نظامی و دیگر مواردی از این دست است. منابع مانند پول، نیروی انسانی، مراودات علمی، دسترسی به منابع تحقیق، امکان همکاری‌های بین‌المللی،‌ دسترسی روزانه به نشریات پژوهشی، و همچنین تخصیص و مدیریت منابع، و مواردی دیگر همگی خود جزئی از دانش جدید هستند نه اینکه ابزارها یا بسترهای دانش جدید باشند. علم جدید به مثابه سازمان ممکن است با سازمان یا نهادهای دیگری مانند دولت یا کلیسا و مسجد مراوده داشته باشد، اما به مثابه سازمان، خودبنیاد است و مسیر تحولات آن نه تحت تاثیر دولت و نه مسجد و کلیساست بلکه منبعث از دینامیک ذاتی آن است. علم جدید یعنی سازمان،‌ یعنی روش،‌ یعنی روش‌شناسی علمی، یعنی مدیریت تخصیص منابع، یعنی منابع انسانی. چیزی به عنوان مدیریت بدنه کارشناسی که بر عهده شخص مهجوری مانند محمد مخبر قرار گیرد از اساس غیرقابل تصور است. دانش جدید خودبنیاد است به همانگونه که عقل مدرن خود بنیاد است، کیفیتی که آن را از عقل پیشامدرن متمایز می‌کند. به نظر می‌رسد دانش جدید بدجوری در گلوی نظام اسلامی که رهبرانش روحانیون کم‌سوادی حتی در حوزه اصول و اعتقادات اسلامی هستند، گیر کرده باشد. آنها کاریکاتوری از دانش جدید را به کار می‌برند که ایشان را در بازار علم و تمدن جدید رسوا می‌کند. آنها با هزار وصله پینه این مشکل تاریخی خود را نمی‌توانند پنهان کنند که متعلق به گروهی هستند که از استعداد تحصیلی کمتری نسبت به متوسط جامعه برخوردارند. البته داشتن استعداد تحصیلی پائین به خودی خود عیبی را متوجه شخص نمی‌کند اگر او دقیقا به جهت همین امر خواستار برخورداری از حق ویژه‌ای برای خود در مدیریت‌های کلان یا مدیریت افرادی با استعداد‌های درخشان نباشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)