نانشان را از پیچ و خم کوه‌ها درمی‌آورند. در گردنه‌ها و دره‌های صعب راه می‌پیمایند با خروار خروار بار که استخوان می‌ترکاند. در سرمای سخت و خشک زمستان و در گرمای طاقت‌فرسای تابستان. از کوره‌راه‌هایی رد می‌شوند که حیوان باربر رد نمی‌شود. سپاه نان با بارها بر کوله‌هایشان. و گلوله‌های سرگردان هنگ مرزبانی، برای حفاظت قوی از مرزهای خاک مقدس.

در حالی که از زیر گوششان در پایتخت مهم‌ترین اسناد هسته‌ای را با کامیون بار می‌زنند و می‌برند، در حالی که تا درونی‌ترین لایه‌های حکومتی نفوذ کرده‌اند، مرزها را سفت و محکم، با گلوله و رگبار حفظ می‌کنند.

این حکومت فرادستان است. در مقابل همانندان جهانی خودش بازنده و مقهور و در برابر زحمتکشان قادر و قاهر.

حالا کولبرها به جای بار باید جنازه‌ی رفیق جابه‌جا کنند، تا در خاک بیارامد و خستگی در کند کول‌هایش که دیگر لازم نیست باری جابه‌جا کند برای همیشه.

خبر تکراری است و تنها نام مکان و کشتگان تغییر می‌کند.

این‌بار در ارتفاعات مرزی سروآباد، در گردنه‌ی ته‌ته‌ی هورامان کیوان حق‌مرادی کولبر اهل کانی‌دینار مریوان را کشته‌اند و کولبر دیگری را به نام سیروان تخانی زخمی و با اوضاع وخیم روانه‌ی بیمارستان کرده‌اند.

همین جنایت هم کافی نبوده و بعد از رسیدن جنازه به شهر به ترتیبی که در فیلم می‌بینیم، جنازه را ساعت‌ها در پزشک قانونی حبس کرده‌اند و بعد از شکنجه‌ی مکفی خانواده تحویل داده‌اند.

#جمهوری_کشتار
#جمهوری_جنایت

@sarkhatism

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)