خامنه‌ای تلاش دارد این طور جلوه دهد که با روی کار آوردن ابراهیم رئیسی توان او برای غلبه بر بحرانها افزایش خواهد یافت و با یک دست کردن حکومت، توان مانور بیشتری خواهد داشت. می‌تواند بخشی از بحران‌های اجتماعی را حل کند و در نهایت در مسأله تحریم‌ها با داشتن اجماع در رأس حکومت توان بیشتری برای تصمیم‌گیری خواهند داشت. اما آیا واقعا رئیسی چنین توانی به خامنه‌ای می‌دهد؟ آیا اساسا بحران‌های حکومتی چیزی هست که با تغییر رئیس جمهور حل شود؟ آیا رئیسی برای خامنه‌ای فرصت فراهم می‌کند یا خود علامت پایان آن است؟

در حقیقت علت تغییر دوران به موقعیت انقلابی جامعه ایران بر می‌گردد نه به صرف آمدن رئیسی. خامنه‌ ای برای مقابله با وضعیت انقلابی جامعه و بحران سرنگونی؛ ناچار شد که برای حفظ نظام دنده عوض کرده و درمسیر انقباض و جراحی کامل باند رقیب؛ شکافهای نظامش را ببندد و آن را یک دست کند. یعنی پاسخ را در مسیر سرکوب و تروریسم در فاز جدیدی دیده است. به همین علت در ساز و کار حکومت با حضور ابراهیم رئیسی؛ همه چیز از نو چیده می‌شود. نبرد مردم با حکومت نیز وارد فاز و قانونمندی‌های جدیدی شده و مقاومت نیز وارد مرحله جدیدی می شود. [عواقب انتخاب رئیسی به عنوان رئیس جمهور حکومت ایران!]

خط مشی ابراهیم رئیسی در مقابله با بحرانها

رئیسی که با خود و در خود به اصطلاح هیبت و هیمنه قتل عام۶۷ و هزاران اعدام را حمل می‌کند؛ پاسخ خامنه‌ای برای سرکوب است، و نه حل مشکلات اجتماعی مردم. یعنی رئیسی؛ نیامده است که مسائل اجتماعی مردم را حل کند.

رئیسی ممکن است از اهرم‌های مختلف تطمیع و فریب و شیادی و…. برای پاسخ بحران‌های اجتماعی به صورت مقطعی استفاده کند. ولی تردید نباید کرد که رئیسی نمی تواند چماق سرکوب را پشت چند هویچ و فریب و… پنهان کند.

بنابر این سیاست کلی رئیسی در مسائل اجتماعی، سرکوب نرم یا سخت است. همه تلاش خود را می‌کند که نگذارد؛ تجمعات و اعتراضات مردمی به جرقه و جرقه به قیام و قیام به انقلاب و سرنگونی ختم شود. رئیسی نه می‌خواهد و نه می‌تواند کوچکترین تضادی از ابربحران‌های اجتماعی گریبانگیر خامنه‌ای و حکومتش حل کند.

آیا ابراهیم رئیسی در سرکوب موفق خواهد بود؟

وقتی منحنی تعادل قوا بین مردم و حاکمیت در جامعه شکسته و از نقطه عطف خود عبور می‌کند، شلاق و سرکوب نتیجه عکس می‌دهد و به ضد خودش تبدیل می‌شود. این قانون خدشه ناپذیر حاکم بر مناسبات مردم و نظام‌های دیکتاتوری است که در مرحله پایانی عمر خود به سر می‌برند. یعنی رئیسی نمی تواند مردم و موقعیت انقلابی جامعه را به عقب برگرداند. وقتی جامعه‌ای در موقعیت انقلابی است هرگز «منکوب»، زمین‌گیر و تسلیم و کمرشکن نخواهد شد.

رئیسی و اقتصاد!

رئیسی به عنوان پادوی بی‌اختیار خامنه‌ای به صحنه آمده است تا اقتصاد باصطلاح مقاومتی خامنه ‌ای را پیش ببرد و سرمایه جامعه را هر چه بیشتر در چنگال سپاه و بیت خامنه‌ای قرار بدهد. رئیسی؛ نیامده است که مساله مردم را حل کند.

خامنه‌ای در مسیر انقباض نیاز به موشک و اتمی و گسترش تروریسم در منطقه و تامین مالی و تسلیحاتی انواع مزدوران منطقه‌ای خود را دارد، به همین دلیل رئیسی را آورده تا بیشتر و البته پیچیده‌تر از روحانی سفره‌های مردم را خالی کند.

در این رابطه سعید لیلاز از اقتصاددان‌های همین حکومت می‌گوید: «من محاسبه کرده‌ام برای حل چالشهای ایران باید قیمت نفت به بشکه‌یی ۲۵۰، ۳۰۰دلار برسد تا بتوانیم روزی ۲و نیم تا سه میلیون بشکه در روز هم صادر کنیم که غیرممکن است. تازه هیچ تأثیری در اقتصاد ایران ایجاد نمی‌کند، چون به‌قدری مشکلات بزرگ در اقتصاد ایران انباشتگی پیدا کرده که برآورد می‌شود به ۲۵۰ تا ۴۰۰میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در صنعت نفت ایران نیاز داریم. که این هم عملی نیست بنابراین الآن فقط باید با چالشهای لخت عموماً اقتصادی و امنیتی مقابله کنید».

بارها و بارها توسط کارشناسان همین حکومت اعلام شده است که مشکلات اقتصادی در این حکومت؛ ریشه در ساختار سیاسی و نظام ولایت فقیه دارد. یعنی تا این نظام سرنگون نشود؛ امکان حل ساده‌ترین مسائل اقتصادی جامعه وجود ندارد. یعنی در نظامی که تمامی سرمایه‌های این مملکت را صرف بقای خودش از طریق سرکوب و تروریسم و موشک و اتمی و…. می‌کند؛ امکان حل ابربحران‌های اقتصادی آن هم با انواع چالش‌های تحریم و مبادلات بین‌المللی و… وجود نخواهد داشت. [اولین کنفرانس مطبوعاتی رئیسی؛ ملغمه‌‌یی از بلاهت و وقاحت]

ابراهیم رئیسی و بحران منطقه!

رئیسی در حوزه سیاست خارجی نه‌تنها مثل دولت روحانی تدارکاتچی برنامه‌ «میدان» قاسم سلیمانی خواهد بود بلکه منابع بیشتری از امکانات عمومی مردم ایران و تمامی امکانات وزارت خارجه را در اختیار سپاه قدس و اهداف آن قرار خواهد داد. در دولت رئیسی البته اگر بتواند و فرصت کند تمامی این امکانات در سراسر سال به عراق و یمن و لبنان و سوریه و… اختصاص خواهد یافت.

نتیجه؛

۱. جامعه ایران در موقعیت انقلابی است و رئیسی هرگز قادر نیست صورت وضعیت جامعه ایران را تغییر دهد. رئیسی نه تنها نمی تواند دهانه آتشفشان خشم خلق را خاموش کند؛ بلکه در آن می‌دمد.

۲. هرگز خواست و نقشه مسیر خامنه‌ای ـ رئیسی به معنی تحقق آن نیست بر سر راه این دو هزاران موانع وجود دارد و آنها هرگز نمی توانند از مردم و مقاومت عبور کرده و نقشه مسیر شوم خود یعنی «عمر» حکومت و خامنه‌ای را تمدید کنند.

۳. مسیر مماشات ضربه جدی خورده است و امکان مرمت و بازسازی این مسیر با هیولایی به اسم رئیسی بسیار بسیار محدود و کم به نظر می‌رسد و رئیسی در این زمینه نه تنها کمک کار نخواهد بود بلکه به این فاصله ضریب ویژه خواهد زد.

۴. در دوران جدید؛ بالا و پایینی‌‌ها و فراز و نشیبها تا بخواهید وجود دارد. ولی خامنه‌ای و رئیسی هرگز از سرنگونی و کمین‌گاهی که مردم و مقاومت برایشان کنده‌اند؛ گریزی نخواهند داشت و سرنگونی محتوم در انتظارشان است.

۵. بسیار واضح و روشن است که تضمین سرنگونی حکومت در دوران جدید و فاز انقباض و سرکوب حداکثری؛ نیاز به مقاومت و جانفشانی بیشتری دارد. به همین علت مردم و مقاومت ایران و جوانان شورشی باید قیمت بیشتری بپردازند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)