فقط یک ماه از جشن پیروزی کارگران کشت و صنعت هفت تپه به مناسبت خلع ید از باند اسد بیگی می گذرد، که کارگران این مجتمع صنعتی با چالش جدیدی روبرو شده اند. شور و شعف و شادی کارگران هفت تپه در همایش روز ۱۹ اردیبهشت تنها برای خلع ید از اسد بیگی نبود. کارگران این پیروزی را جشن گرفتند چون محصول یک مبارزه متحدانه سنگر به سنگر بود.

اگر چه مبارزه کارگران هفت تپه تاریخ طولانی تری دارد، اما فقط در پنج سال اخیر صدها اعتصاب و اعتراض کوچک و بزرگ را سازمان دادند. در تابستان داغ جنوب و زیر سایه مرگبار کرونا و با شکم گرسنه اعتصاب سه ماهه برپا کردند. کارگران همزمان در برابر تهدید و سرکوب دولت و سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی مانند کوهی استوار ایستادگی کردند. دسیسه ها و اقدامات ضد کارگری شورا ی اسلامی، امام جمعه اهواز، ‌مجلس اسلامی،‌ دادستانی ها و استاندار خوزستان و طلاب- بسیجیان و دیگرعوامل سرمایه‌داران را یکی بعد از دیگری خنثی کردند.

در واقع خلع ید از بخش خصوصی نماد اتحاد و همبستگی و استقامت کارگران در این جنگ طبقاتی سنگر به سنگر بود.

باندهای حاکم رژیم جمهوری اسلامی درست این نقطه قوت شکوهمند هفت تپه را هدف قرار داده اند. بعد از خلع ید از بخش خصوصی انتظار می رفت و هنوز هم انتظار می رود که کارگران هفت تپه این پیروزی را به سکویی برای پیشروی های بعدی و دستیابی به دیگر خواسته هایشان تبدیل کنند.

مطالبه نظارت کارگران بر اداره مجتمع نیشکر هفت تپه، بازگشت به کار تمامی کارگران اخراجی و پرداخت دستمزدها و حقوق پرداخت نشده. رفع پیگرد و منع تعقیب و محکومیت‌های قضایی کارگرانی که در نتیجه اعتصاب و اعتراض‌های کارگری در هفت تپه پرونده دار شده‌اند، بازپس گیری تمامی اموال و ابزار به سرقت برده شده به مجتمع زیر نظر کارگران ‌و … هنوز به قوت خود باقی مانده اند.

اما در این شرایط حضور محمد خنیفر و مسلم چشمه خاور از فعالین کارگری شناخته شده هفت تپه در نشست رسانه ای ستاد تبلیغاتی رئیسی جلاد و سخنان آنان واکنش و نگرانی تعداد زیادی از فعالین جنبش کارگری ایران را برانگیخته است.

روشن است کارگران آگاه در کارزار انتخاباتی رژیم سرمایه داری اسلامی که آزادی های سیاسی، آزادی ایجاد تشکل مستقل کارگران، آزادی فعالیت احزاب سیاسی را نه تنها به رسمیت نمی شناسد، بلکه هر ندای حق طلبانه و آزادیخواهانه را سرکوب و با حربه قانون دستمزدهای چند مرتبه زیر خط فقر را به آنان تحمیل می کند شرکت نمی کنند.

اما رژیم با کشاندن محمد خنیفر و مسلم چشمه خاور به ستاد تبلیغاتی رئیسی، می خواهد از اعتبار جنبش کارگران نیشکر هفت تپه برای داغ کردن تنور مضحکه انتخاباتی و اهداف سیاسی خود سوء استفاده کند. حضور این دو فعال کارگری در ستاد تبلیغاتی جلادی مانند ابراهیم رئیسی که با عضویت در هیئت مرگ دستانش به خون هزاران انسان کمونیست و آزاده در دهه شصت آغشته است، در تقابل آشکار با منافع کارگران است.

تردیدی نیست که خنیفر و چشمه خاور طی سالهای گذشته به دلیل دفاع از منافع و حقوق کارگران فشارها و رنج های فراوانی تحمل کرده اند. بازداشت شده یا از کار اخراج شدند، همراه خانواده شان در معرض گرسنگی قرار گرفتند، اما هیچ کدام از رنج هایی که متحمل شده اند و فداکاری هایی که در دفاع از منافع کارگران انجام داده اند، حضور در ستاد انتخاباتی رژیم سرمایه داری اسلامی حاکم و جنایتکاری مانند رئیسی را توجیه نمی کند.

اما این دو فعال کارگری قربانی دسیسه های پیچیده باندهای حکومت سرمایه اسلامی برای ایجاد تفرقه در صفوف کارگران هفت تپه شده اند.

بعد از پیروزی کارگران هفت تپه و خلع ید از بخش خصوصی تمام باندهای حاکم دست به دست هم داده اند تا با ایجاد تفرقه در صف متحد کارگران طعم این پیروزی را به کام کارگران تلخ کنند.

رمز پیشروی کارگران هفت تپه در وحدت و یکپارچگی فعالین و رهبران آن نهفته است، جمهوری اسلامی این کانون قدرت کارگران را مورد تعرض قرار داده است.

کارگران هفت تپه همانطور که طی پنج سال گذشته با درس گرفتن از تجارب خود و با هوشیاری توطئه ها و حیله و نیرنگ دشمنان رنگارنگ خود را یکی بعد از دیگری خنثی کردند، اکنون هم باید با تکیه به تجارب و آگاهی طبقاتی خود خشم و کینه طبقاتی خود را متوجه آن دشمنان طبقاتی کنند که برای ایجاد تفرقه در میان کارگران همه امکانات طبقه حاکم را در اختیار دارند.

دستاورد مبارزه کارگران هفت تپه تنها به خلع ید از اسد بیگی محدود نمی شود، پا به جلو گذاشتن نسل جدیدی از فعالین کارگری با سخنرانی های پرشورشان در جریان اعتصاب کارگران، اتکای این فعالین کارگری بر مجمع عمومی کارگران و دخالت دادن مستقیم آنان در تصمیم گیری ها، آگاهی کارگران به ماهیت دولت و … اینها همه از دیگر دستاوردهای مبارزه کارگران نیشکر هفت تپه است.

هفت تپه با تکیه بر این دستاوردها می تواند چالش اخیر را نیز سرافرازانه پشت سر بگذارد.

مبارزات کارگران هفت تپه سرشار از درس و تجربه است. برای نمونه کارگران نیشکرهفت تپه حدودا سیزده سال پیش در جریان مبارزه و اعتراضات خود به رغم مخالفت اداره کار خوزستان و وزارت اطلاعات رژیم اسلامی با آرای بیش از یک هزار کارگر، سندیکای کارگران این شرکت را تجدید سازمان دادند. سندیکا با انتخاب اعضای هیئت مدیره فعالیت خود را از سر گرفت.

اما رژیم بلافاصله چهار تن از اعضای هیئت مدیره و تعدادی دیگر از فعالین هفت تپه را به اتهام تبلیغ علیه نظام دستگیر، محاکمه و به زندان محکوم کرد. زیر فشار پلیسی و بگیر و ببند اعضای هیئت مدیره و دیگر فعالین آن، بدنه سندیکا را از هیئت مدیره کندند. آنچه از سندیکای هفت تپه باقی مانده است تنها هیئت مدیره ای است که به درست پرچم سندیکا را برافراشته نگاه داشته است.

اما کارگران زیر این فشارها دست روی دست نگذاشتند. کارگران هفت تپه در مبارزات پنج سال اخیر خود ساز و کار دیگری در پیش گرفتند.

کارگران در جریان اعتراضات و اعتصابات خود محوطه کارخانه و جلو فرمانداری شوش را به محل برگزاری مجمع عمومی کارگران و دخالت دادن کارگرن در تصمیم گیری ها تبدیل کردند.

اینها فقط گوشه های کوچکی از دستاوردها و نقاط قوت جنبش کارگران هفت تپه است.

رهبران کارگران هفت تپه ریشه در یک جنبش واقعی دارند و به تکیه بر ظرفیت های همین جنبش واقعی می توانند چالش اخیر را از سر بگذرانند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)