روز شنبه ۸ ماه مه ۲۰۲۱ / ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ یکی از خون بارترین بمب گذاریهای طالبان در کابل به وقوع پیوست. این بار قربانیان اصلی این جنایت دانش آموزان و آموزگاران مدرسهی سیّدالشهدا در غرب کابل بودند. خبرگزاریها تاکنون تعداد کشته شدگان را بیش از ۶۰ نفر و زخمی شدگان را بیش از ۱۰۰ نفر اعلام کردهاند. بیشتر کشته شدگان، دختران نوجوان بودهاند. گفته میشود داعش مسئولیت بخشی از بمب گذاریها را بر عهده گرفته است.

بیش از ۶۰ کشته، و انبوهی کتاب و دفتر سوخته − جنایت ۸ مه ۲۰۲۱ در کابل: انفجار سه بمب در برابر یک مدرسه دخترانه
کشتن کودکان و نوجوانان یکی از خشنترین اقدامات تروریستی علیه غیر نظامیان یک کشور است. تَبَعات این گونه کشتارها تنها دامن یک نسل را نمیگیرد. نگارنده خود در دههی ۶۰ خورشیدی شاهد پیامدهای فاجعه بار انفجار بمب و پرتاب راکت به مدارس کابل بوده است. برخی از کودکان ما که از تیررس آن ترورها در امان مانده اند، هنوز آثار روانی آن دهشت بزرگ را با خود حمل میکنند.
کشتار در افغانستان از دههی پنجاه خورشیدی به این سو بدون وقفه ادامه داشته است. از این رو دکتر محمد نجیب الله رئیس جمهور افغانستان در سالهای ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۱، کشور خود را «زخم خونین سیارهی ما » نام داده بود. خونی که در هر روز و هر هفته از جان صدها شهروند غیرنظامی این کشور بر خاک میریزد و این زخم خون چکان را علاجی متصور نیست. آنچه فاجعه بارتر از این فجایع انسانی است، عادت به فاجعه و سکوت مجامع بین المللی و مردم جهان و نیروهای سیاسی کشورها در برابر آن است.
سرنوشت سیاهی که برای افغانستان و مردمان آن رقم زده اند، یکی از نقشههای آمریکا در منطقهی خاورمیانه بوده است. این نقشه بعد از انقلاب ثور در اردیبهشت ۱۳۵۷ و روی کار آمدن نیروهای ملی – مردمی و ترقیخواه در این کشور به اجرا گذاشته شد. افغانستان جزو هفت کشوری بوده است که میبایست مطابق برنامهی تغییر اوضاع خاورمیانه به سود آمریکا به خاک و خون کشیده میشد.
آن برنامهی نابکارانه از آغاز تا کنون، هم با گسیل نیروی نظامی آمریکا به افغانستان و هم با فروش پیشرفتهترین سلاحهای کشتار جمعی به پاکستان و گروههای تروریستی و هم با پرورش گروههای تروریستی علیه منافع ملی و تمامیت ارضی افغانستان پیش رفته است. جنگ و ادامهی آن در افغانستان بدل به اقتصاد کثیفی شده است که سود آن در ازای کشتار انسانهای بی دفاع وارد خزانهی سیری ناپذیر تولید کنندگان سلاح در آمریکا و کشورهای اروپایی، میشود.
جنگ دائمی در افغانستان، علاوه بر زیانهای هنگفت اقتصادی و انسانی و ممانعت جدی از رشد و ترقی این کشور، موجب آوارگی و مهاجرت میلیونها افغانی شده است. تصمیم به خروج کامل قوای آمریکایی از افغانستان تا پایان سال جاری میلادی، احتمال جنگ نیابتی آمریکا در این کشور را فراهم کرده و به موج مهاجرت دامن خواهد زد.
پیامدهای تشنج آفرینیها و جنگ افروزیهای آمریکا در افغانستان و کشورهای دیگر منطقه تاکنون دامن کشور ما ایران را نیز که خود در زیر بار تحریمهای اقتصادی آمریکا دچار بحران است، گرفته است.
اما بر دولت آیندهی ایران و رئیس جمهور منتخب خرداد۱۴۰۰ است که برنامهی کامل حمایتی از مهاجران افغانستانی داشته باشد. پذیرش رسمی این مهاجران و صدور مجوز برای سفر قانونی آنها به ایران، تأمین مسکن و مایحتاج اولیهی زندگی در آغاز پذیرش آنها در کشور، دادن اجازهی کار و تحصیل به مهاجران و تضمین آن، رفع تبعیض کاری و شغلی، مزد برابر با کارگران و خدمتگزاران ایرانی، استخدام در مراکز دولتی و رفع تبعیض در عرصههای مدیریتی، امکانات تحصیلی برابر، حمایت از خانوادهها و کودکان، تأمین خدمات اجتماعی و بیمهی درمانی و بازنشستگی در حق مهاجران افغانستانی در ایران، از اهم وظایف دولت آیندهی ایران است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.