عشق آمریکایی من (دوازده. دیدار از دیوار)

جمعه, ۱۳ام فروردین, ۱۴۰۰

منبع این مطلب ایرون

نویسنده مطلب: مجید نفیسی
 

مطالب منتشر شده در این صفحه نمایانگر سیاست رسمی رادیو زمانه نیستند و توسط کاربران تهیه شده اند. شما نیز می‌توانید به راحتی در تریبون زمانه عضو شوید و مطالب خود را منتشر کنید.

        سی‌و‌دو شعر برای وندی

 

از دیوار بزرگ چین بالا رفتیم
و خود را به دومین دژ دیده‌بانی رساندیم
جایی که مناره‌ای تنگ و تاریک
با گلدسته‌ای به آسمان آبی می‌پیوست.
در آنجا سه شاعر دوره‌ی تانگ:
وانگ ویِ راهب، لی بوی عارف
و دوفوی حکیم را دیدم
که از فراز گلدسته
به ژرفای دره می‌نگریستند.
به آنها گفتم که سوترا را خوانده‌ام
و از لائوتسه و کنفسیوس هم
روایاتی پراکنده شنیده‌ام،
با این همه از نوجوانی
تنها به شعر آنها دلبسته‌ام
که چون سرو معبد چوـ کو لیانگ
ریشه‌هایی بس کهن دارد.
هر سه خاموش ماندند
و تنها دوفو لبخندی زد.

آنگاه از کوه پایین آمدیم
و از دختر دوره‌گردی اویغور
که چون آفاق، دلدار نظامی شاعر
چشمانی بادامی داشت
تی‌شرتِ “دیوار بزرگ” را خریدیم.

دست آخر, در میخانه‌ای بر سکویی سنگی نشستیم
سبویی از شراب برنج
و سبدی از لیچی خوشبو سفارش دادیم
و هنگامی که جیرجیرکِ دست‌آموز
در قفس کدویی‌اش خاموش بود
من شعر “دیوار بزرگِ”دوفو را
برای همسفرم وندی از بر خواندم:
“سوار بر اسب، پیش‌رونده در کولاک برف
خط کمرنگ نفرات از کوه بالا می‌رود.
به هنگام کار، به صخره‌های خطرناک چنگ می‌زنند
و لایه‌های یخ را زیر انگشتهایشان حس می‌کنند.
مدتهاست که از سرزمین خود دور افتاده‌اند
و نمی‌دانند که بیگاری شان کی تمام می‌شود.
شامگاهان به ابرهای شناور به سوی جنوب رشک می‌برند:
آیا ابرها می‌توانند پیامی از ما به خانه ببرند؟”

سی‌ام ژوئیه دوهزار‌و‌یازده  

اشعار: ۱. روی پل ۲: کاش آب بیاید ۳. سبدهای خالی ۴. قهوه‌جوش ۵. دل بی‌قرار ۶. رختشویی ۷. گل کاغذی ۸. حقیقت ساده ۹. پرنده‌ی فارسی‌خوان ۱۰. باغبان ۱۱. سروهای گمشده ۱۲. دیدار از دیوار

 

My American Love

        Thirty-Two Poems for Wendy

 

Twelve.

Visiting the Wall

by

Majid Naficy

 

We climbed the Great Wall of China

And reached the second watchtower

Where a narrow, dark minaret

Joined the blue sky.

There, I saw three poets of Tang dynasty:

Wang Wei, the monk,

Li Bo, the mystic

And Du Fu, the sage.

They were looking at the deep valley

From the top of the balcony.

I told them that I have read Sutra

And have heard scattered narratives

Of Lao Tse and Confucius,

And yet, since my adolescence

I have only been attached to their poetry

Which, like the cypress of Chu-Ko Liang temple,

Has deep, ancient roots.

All three remained silent.

And only Du Fu smiled.

Then we descended the mountain

And bought Great Wall t-shirts

From an Uyghur girl peddler,

Who had almond-shaped eyes

Like Afaq, the love of the Persian poet Nezami.

Finally we sat on a stone seat in a tavern

And ordered a jug of rice wine

With a basket of fragrant lychees.

While a pet cricket

Was silent in his gourd cage,

I recited Du Fu’s “Great Wall” poem

For my traveling companion, Wendy:

“Riding horses, advancing in the blizzard

A pale line of people climb the mountain.

At their posts, they grab dangerous cliffs

Feeling ice sheets under their fingers.

They have left their homelands long ago

And don’t know when their forced labor is over.

At sunset, they envy the clouds floating toward the south:

Can these clouds carry our messages back home?”

 

July 30, 2011

POEMS: 1. On the Bridge, ۲. I Hope the Water Returns, ۳. Empty Baskets ۴. Coffee Maker ۵. Anxious Heart ۶. Washing ۷. Bougainvillea ۸. Simple Truth ۹. Persian-Singing Bird ۱۰. The Gardener ۱۱. Lost Cypresses ۱۲. Visiting the Wall

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)

مطلب را به بالاترین بفرستید

این مطلب خلاف آیین نامه تریبون است؟ آن را به ایمیل tribune@radiozamaneh.com گزارش کنید
Join

دسته‌بندی‌ها: تمام مطالب, فرهنگ

برچسب‌ها: |

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.