عشق آمریکایی من (یازده. سروهای گمشده)

پنجشنبه, ۱۲ام فروردین, ۱۴۰۰

منبع این مطلب ایرون

نویسنده مطلب: مجید نفیسی
 

مطالب منتشر شده در این صفحه نمایانگر سیاست رسمی رادیو زمانه نیستند و توسط کاربران تهیه شده اند. شما نیز می‌توانید به راحتی در تریبون زمانه عضو شوید و مطالب خود را منتشر کنید.

        سی‌و‌دو شعر برای وندی

 

“آن سروهای سهی کجا رفتند؟”
صف‌کشیده به یک خط
کنار خانه‌ای با شیروانی اخرایی،
نشانه‌های همیشه‌سبزِ اعتماد من
وقتی از پیچ خیابان ظاهر می‌شدم
در بازگشت از گردش بامدادی
کنار خلیجِ سن ماتیو
با شعر تازه‌ای زیر لب،
و با دیدن سروهای حافظ
بی‌درنگ خانه را می‌شناختم
از میان باغچه‌ی بیرونی رد می‌شدم
با بوته‌های گلسرخ در یک سو
و یاس های بنفش در سوی دیگر،
بی‌تقه‌ای در را می‌گشودم
از کنار آتشدان خاموش
و آینه‌های بزرگ دیواری می‌گذشتم
هراسان از شاخه‌های خشک بید
سر‌خم‌کرده از کوزه‌های سفالی
و خود را در آشپزخانه
با چند قاچ خنک هندوانه
و چیستانی از رادیو مشغول می‌کردم
تا دلدارم بیاید
با تق‌تقِ موزون کفش های پاشنه بلندش
و پیش از رفتن به سر کار
مرا به کاسه‌ای شیرـ جو 
و فنجانی قهوه دعوت کند.

او چند بار از سر شانه
به پشت می‌نگرد
به اندام موزونش در آینه
و پرسش مرا با پرسشی پاسخ می‌دهد
که:”هان!
آن سروهای خشک خاک‌آلود را می‌گویی
کنام مگسها و کارتنکها؟”

ششم سپتامبر دوهزار‌و‌ده 

اشعار: ۱. روی پل ۲: کاش آب بیاید ۳. سبدهای خالی ۴. قهوه‌جوش ۵. دل بی‌قرار ۶. رختشویی ۷. گل کاغذی ۸. حقیقت ساده ۹. پرنده‌ی فارسی‌خوان ۱۰. باغبان ۱۱. سروهای گمشده

 

My American Love

        Thirty-Two Poems for Wendy

 

Eleven.

Lost Cypresses

by

Majid Naficy

 

“Where did those stately cypresses go?”

Lined up in a single row

Alongside a house with an auburn rooftop.

They were the evergreen signs of my trust,

When I would emerge from the street corner

Returning from my morning walk

Alongside the San Mateo Bay

And humming my new poem.

At the sight of Hafez’ cypresses*

I would recognize the house in the moment

And pass through the front yard

With red roses on one side

And purple butterfly bushes on the other.

I would open the door without knocking

Walk by the silent fireplace

And large mirrors on the wall

Fearful of dry willow limbs

Drooping from the terracotta vases.

I would busy myself

With cold slices of watermelon

And a puzzle from a radio show

Until my love would come

With the charming tap of her high heels.

Before going to work

She would invite me

To a bowl of oatmeal

And a cup of coffee.

She looks back into the mirror

Over her shoulders

At her shapely body

And answers my question with a question:

“Oh!

You mean those dry dusty cypresses

A refuge for flies and spiders?”

 

September 6, 2010

* Hafez was a fourteenth-century Persian poet. In his poetry, he compares his beautiful lovers to stately cypresses.

POEMS: 1. On the Bridge, ۲. I Hope the Water Returns, ۳. Empty Baskets ۴. Coffee Maker ۵. Anxious Heart ۶. Washing ۷. Bougainvillea ۸. Simple Truth ۹. Persian-Singing Bird ۱۰. The Gardener ۱۱. Lost Cypresses

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)

مطلب را به بالاترین بفرستید

این مطلب خلاف آیین نامه تریبون است؟ آن را به ایمیل tribune@radiozamaneh.com گزارش کنید
Join

دسته‌بندی‌ها: تمام مطالب, فرهنگ

برچسب‌ها: |

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.