عشق آمریکایی من (شش. رختشویی)

جمعه, ۶ام فروردین, ۱۴۰۰

منبع این مطلب ایرون

نویسنده مطلب: مجید نفیسی
 

مطالب منتشر شده در این صفحه نمایانگر سیاست رسمی رادیو زمانه نیستند و توسط کاربران تهیه شده اند. شما نیز می‌توانید به راحتی در تریبون زمانه عضو شوید و مطالب خود را منتشر کنید.

        سی‌و‌دو شعر برای وندی

تنها صدای ماشین رختشویی به جا می‌ماند
و رختهای من و تو
از یادهای خوشبوی شبانه تهی می‌شوند:
از بوی هیزم و نمناکی علف
از لکه‌های شراب روی پیراهن تو
و سرخی تمشک بر سرآستین من
از سرانگشت های شبنم بر سرشانه‌های تو
و نشان قهوه‌ای خاک بر تختِ پشت من
از غلت زدن زیر ستاره‌های کمرنگ
و ناگهان، گوی بزرگ و سرخ خورشید!

بگذار بچرخد و بچرخد
و رختهای ما درهم بیامیزند.
عشق را نمی‌توان آلود
و پیراهن آن
از سپیدی می درخشد.

سیزده اکتبر دوهزار‌و‌دو 

اشعار: ۱. روی پل ۲: کاش آب بیاید ۳. سبدهای خالی ۴. قهوه‌جوش ۵. دل بی‌قرار ۶. رختشویی

 

My American Love

        Thirty-Two Poems for Wendy

 

Six.

Washing

        By Majid Naficy

 

Only the sound of the washer remains

And our clothes are losing

Their fragrant nightly memories:

The scent of firewood and wet grass,

The stains of wine on your shirt

And the blackberries on my cuffs,

The fingerprints of morning dew on your shoulders

And the brown mark of earth on my back,

Rolling, rolling under the fading stars

And suddenly the big red ball of the sun!

Let it turn around, around

and mingle our clothes together.

Love is stainless

And its clean shirt

Always shines.

 

October 13, 2002

POEMS: 1. On the Bridge, ۲. I Hope the Water Returns, ۳. Empty Baskets ۴. Coffee Maker ۵. Anxious Heart ۶. Washing

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)

مطلب را به بالاترین بفرستید

این مطلب خلاف آیین نامه تریبون است؟ آن را به ایمیل tribune@radiozamaneh.com گزارش کنید
Join

دسته‌بندی‌ها: تمام مطالب, فرهنگ

برچسب‌ها: |

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.