چرا احتمال بازگشت خودکار به برجام وجود ندارد؟

در حالی که کشورهای مختلف ذینفع در برجام از بازگشت آمریکا و حکومت ایران به برجام دم می‌زنند و تلاش‌ها برای مذاکرات احتمالی ادامه دارد رافائل گروسی مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرده «احتمال بازگشت خودکار به برجام وجود ندارد». چرا احتمال بازگشت خودکار به برجام وجود ندارد؟

بعد از روی کار آمدن بایدن در آمریکا انتظار می‌رفت که بازگشت به برجام از سوی آمریکا و حکومت ایران سریع‌‌الوصول و سهل‌الوصول باشد.

اما تجربه‌های تاریخی میدان بزرگ بازی‌ها و پرونده‌‌های بین‌المللی که بازیگران متعددی در آن درگیر هستند، همواره نشان داده که بعد از عبور و حل تضادهاست که می‌شود نتیجه بازی را مشخص و تعیین تکلیف کرد، در این بین هیچ چیز در روند خودبخودی تعیین تکلیف نمی‌شود و اعمال بالفعل بر روی زمین حرف آخر را خواهند زد.

ابعاد حقیقی برجام آینده

در موضوع برجام که سوژه اصلی آن حکومت ولایت فقیه است، صورت مسئله در راس آن، عبارت از تلاش حکومت برای دستیابی به سلاح هسته‌ای است و تلاش جامعه جهانی بر آن استوار است تا از دستیابی حکومت ایران به سلاح هسته‌ای ممانعت بعمل آید.

اما صورت مسئله در مورد حکومت ایران به همین جا ختم نمی‌شود، در هرم عملکردهای این حکومت مسائل دیگری نیز هستند که جای نگرانی بسیاری برای جامعه بین‌المللی دارند.

برنامه موشک‌های بالستیک حکومت، موضوع تروریسم افسارگسیخته حاکمان ایران، دخالت در امور داخلی کشورهای همسایه و غیر، اعم از نظامی، مالی، لجستیکی، تسلیح و حمایت از گروه‌های شبه نظامی در کشورهای منطقه، پرونده نقض حقوق‌بشر مردم ایران در طول بیش از چهار دهه حکومت، که منجر به صدور ۶۷ قطعنامه محکومیت از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد شده، از جمله مهم‌هایی هستند که شاید هرم عملکرد‌های حکومت ایران را مقداری کامل‌تر کنند هر چند نه کامل‌ترین.

به صراحت می‌توان گفت که هیچ کدام از این موضوعات در مورد حکومت ایران که نگرانی‌های بسیاری را در دهکده کوچک جهانی امروز بر می‌انگیزد، تا کنون نه تنها حل نشده، بلکه روزافزون بر دامنه و شدت آن نیز افزوده شده است.

پروسه بمب‌سازی اتمی حکومت هر چند در ذکر و اعلان از سوی سران آن نفی می‌شود اما در عمل دنبال می‌شود، برنامه موشک‌های بالستیک تحت لوای «برنامه تقویت قدرت دفاعی» حکومت به پیش برده می‌شود، حمایت از اسد سوری، حزب‌الله لبنانی، حوثی‌های یمنی، گروه‌های شبه‌نظامی عراقی، فلسطینی، بحرینی، طالبان افغانی و… کماکان از مهم‌های حکومت ایران و استراتژی رسما اعلام‌شده‌‌اش هستند که مصر بر ادامه آن می‌باشد.

نفی موجودیت  و استقلال دیگر کشورها با شعارهایی همچون «فتح قدس از طریق کربلا» و اوهامی چون «فتح مکه» و برافراشتن پرچم حکومت در آن و «حسینیه‌کردن» کاخ سفید یا امحاء کشوری دیگر از روی نقشه را نیز، باید به هرم عملکردها و اندیشه‌های خطرناک ارتجاعی حکومت افزود.

در این بین اما پدیده‌ای که به طور خاص در یک دهه اخیر در راس این هرم، نگرانی‌ها را برانگیخته پرونده بمب‌سازی اتمی است که نگرانی‌ها و اجماع بین‌المللی بر سر آن، منجر به ظهور توافقی به نام برجام در میانه‌ی دهه شد.

علت به هم‌خوردن تعادل علیه خامنه‌ای از داخل ایران

توپ بازی در این زمین به گونه‌ای چرخید که بعد از گذشت چند سال، جهان متوجه کمبودی در این توافق با حکومت ایران شد و با خروج آمریکا از برجام که البته مبنای اصلی آن عنصر داخلی؛ یعنی اعتراضات دی ۱۳۹۶ [به اذعان سران حکومت] بود، جامعه بین‌المللی دریافت که برجام توافقی پر از نواقص بوده است.

این نواقص را بعد از امضای برجام، عملکرد حکومت ایران در موضوعات غیراتمی که ذکر شد، مهر کرد، حال وقتی به زمین بازی جامعه بین‌المللی با حکومت ایران می‌نگریم، دیگر شاهد پرونده یک‌بعدی نیستیم و معادله از جنبه یک‌مجهولی خارج و مجهولات بسیار دیگری نیز بر آن افزوده شده که از آن با کد «سال ۲۰۲۱ سال ۲۰۱۵ نیست» یا «برجام ۲۰۲۱» یاد می‌شود.

ترجمان آنکه، شرایط بین‌المللی و اقدامات مخرب حکومت ایران چه در داخل خاک ایران و چه در خارج از آن، تغییر کرده و باید جلو این اقدامات سد بست.

حکومت ولایت فقیه در جاده «کاهش تعهدات برجامی» با سرعت به پیش رفته، هر از چندگاهی از یک «شهر موشکی» ولو با بلوف رونمایی می‌کند، برای کشورهای منطقه خط و نشان می‌کشد، به تروریسم در سطح بین‌المللی ادامه می‌دهد، در داخل ایران به سرکوب‌های خونین دی ۹۶ و آبان ۹۸ مبادرت می‌ورزد و…

به عبارت دیگر هیچ کدام از هیچ یک از تضادهایی داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی که حکومت ایران بانی آن و موجب نگرانی جهانی‌ست، نه تنها حل نشده بلکه با شدت ادامه پیدا کرده، حال با این عینک وقتی به معادله رابطه جامعه جهانی با حکومت ولایت فقیه می‌نگریم، چگونه می‌شود انتظار داشت که احتمال بازگشت خودکار به برجام وجود داشته باشد؟

چرا احتمال بازگشت خودکار به برجام وجود ندارد؟

به عبارت بهتر چگونه می‌شود این تضادها که در راس آن برجام و بازگشت به آن است به طور خودکار و خودبخودی حل‌شده یا حل‌شدنی پنداشت؟ نتیجه چیز می‌شود که رافائل گروسی اعلام می‌کند «احتمال بازگشت خودکار به برجام وجود ندارد».

شاید این سخن گروسی تنها عطف به موضوع پروژه هسته‌ای حکومت باشد، اما می‌توان به راحتی آن را به سایر اقدامات مخرب ولایت فقیه تعمیم داد، که احتمال بازگشت  و توقف خودکار ولایت فقیه از این اقدامات نیز وجود ندارد.

عبارت را تکمیل‌تر کنیم تا زمانی که ولایت‌فقیه در مقابل خود سد سدیدی نمی‌بیند هرگز حاضر نخواهد شد که به طور خودکار و داوطلبانه از این اقدامات دست‌برداشته و از آنها صرف‌نظر کند.

در تببین چرایی و چیستی این مهم نیز، گمان می‌رود این توضیح کافی باشد؛ حکومت ولایت‌فقیه علاوه بر نیاز داخلی به این اقدامات برای سرپا نگاه‌داشتن نیروهای بدنه‌ی خود، از این پرونده‌ها برای باجگیری در موضوع بمب‌سازی هسته‌ای و پیشبرد مطامع خود در مواجهه با غرب مماشات‌گرا استفاده می‌کند، پدیده‌ای که به نظر می‌رسد دیگر آفتاب آن در حال غروب باشد.

گروسی در ادامه جمله کلیدی خود، می‌افزاید «… زیرا ایران بسیار بالاتر از سطح مجاز برجام غنی‌سازی انجام داده» و «در زمان حاضر به حداقل مواد مورد نیاز برای ساخت یک سلاح (اتمی) نزدیک شده» است.

در راس سوی دیگر زمین بازی که ولایت‌‌فقیه قرار دارد، خامنه‌ای این گونه سیاست حکومتش را در سخنرانی ابتدای سال جدید مشخص می‌کند که شرایط نسبت به سال ۲۰۱۵ تغییر کرده اما این طور تفسیر می‌کند که این تغییر به نفع حکومت وی بوده است.

با توضیحاتی که داده شد،  اکنون می‌شود به این سوال پاسخ داد که چرا احتمال بازگشت خودکار به برجام وجود ندارد؟

نگاهی کلی‌تر به صحنه

به آرایش زمین بازی یک بار دیگر نگاهی بکنیم؛ در یک سو ولایت فقیه و اقدامات مخربش و ادعاهایش که «شرایط به نفع اوست» و در سوی دیگر جامعه بین‌المللی و تمامی ارگان‌های درگیر که علیه خامنه‌ای صف‌آرایی کرده‌اند و در راس آنها آمریکا که با صراحت می‌گوید به دنبال توافق ۲۰۲۱ است.

نتیجه این بازی پیشاپیش مشخص است؛ یا صرفنظر عملی از تمامی اقدامات مخرب از جانب حکومت ایران، که فروپاشی محرزترین نتیجه‌اش خواهد بود یا تقابل و تشدید تضاد با جامعه جهانی که منجر به رفتن پرونده‌اش به شورای امنیت و فصل هفتم منشور ملل متحد و احتمال حمله نظامی خواهد شد که ترجمان آن ترس از «سرنوشت عراق و لیبی قذافی» است که سران حکومت بارها به آن اشاره کرده‌اند.

سخن آخر آنکه برای مشخص‌شدن نتیجه بازی باید منتظر زمان ماند، در حالی که در داخل ایران نیز مردم ایران در سال‌های اخیر علیه خامنه‌ای و حکومتش بر پا خاسته‌اند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)