چندین سال پیش از منصوره عزیز (بهکیش) شنیدم که ترانه‌ای به اسم خاوران وجود دارد که آنها در مراسم ها اجرا می‌کنند. از او خواستم که شعر خاوران را برایم بفرستد او محبت کرد و فرستاد. او نوشت سراینده ترانه زنده یا پروانه میلانی ست. از او خواستم از پروانه جان اجازه بگیرد که تا این ترانه را در دستگاه دیگری اجرا کنیم. پروانه در ابتدا می خواست که ترانه در همان ملودی دو باره خوانی شود که با توضیح من و منصوره جان ایشان نیز قبول کرد که ترانه را آنجوری که می‌خواهیم اجرا کنیم.

متاسفانه تا وقتی که ایشان در قید حیات بود، موفق نشدیم کار را ضبط کنیم و برای او بفرستیم. ما نمی‌خواستیم در ترانه فقط از درد، رنج و فقدان عزیزانمان بگویم. دوست داشتیم رشادت و ایستادگی آنها نیز در آهنگ نمایان باشد. اما قابل درک است کسانی که این ترانه را همیشه در ملودی دیگری شنیده اند، احساس غریبی کنند.

دوباره خوانی سرود خاوران علیه فراموشی ست تا یاد عزیزانمان در یادها بماند.

حماسی‌ست تا یادی باشد از مبارزات آنها برای دست یابی به عدالت و آزادی!

**********************

جهان آزاد

خاوران ای خاوران ای خاوران
ای بهشت سبزانسان باوران

ای زمین پاک، ای خاک زلال
آشیان مرغکان سرخبا ل

کشتگاه لاله های آتشین
آه ای زیبا ترین باغ زمین

ای دیار مهربان و پاک عشق
خاک سبز روشنایی خاک عشق

خاک توفانی ترین پیغام ها
خاک نام آورترین گمنام ها

ای نماد ماندگار روشنی
در دل این ظلمت اهریمنی

ای که درهرگوشه ا ت جویی روان
از بلور اشک گرم مادران

نام تو یاد آور آزادگی است
آسمانت خاور آزادگی است

مظهر خورشید، نام پاک توست
بذر آزادی نهان درخاک توست

خاک توبا مهربانی همسرشت
درفضا یش عطر گلهای بهشت

خاک ساده، خاک روشن، خاک خوب
خاک سرخ اختران بی غروب

خاک آتش، خاک باران، خاک آب
خاک لبخند و سرود و آفتاب

خاک خونینی که از آن هردمی
یاد یار مهربان آید همی

خطه ی ابریشمین دوستی
سرزمین نازنین دوستی

دوستان را تاج گل برفرق سر
دشمنان خار، خاری در جگر

دوستان را یا دگاری نازنین
دشمنان را داغ لعنت برجبین

دوستان را ماهتا ب جانفروز
دشمنان را دوزخ بنیاد سوز

هر مزارت تیغ، تیغی آبدار
برگلوی دشمنان نابکار

هر مزارت تیر، تیری تیز پر
بر دوچشم خصم، خصم حیله گر

هرنشا نت دشنه واری آبگون
تا نشاند خصم را در خاک و خون

هر غبارت مایه ای از شوکران
تا نشیند خصم را در کام جان

ای نماد پایداری های ناب
ای صدای رعد در اقلیم خواب

ای سرود سرخ فردای امید
قفل شوم خانه ی ما کلید،

بامداد روشن فردا که مهر
خوش خرامد بر بلندای سپهر

شعله های خشم جوشان می شود
خاک خونینت گل افشان می شود

بر کشد خلق از گلو فریاد را
بشکند دیوار استبداد را

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)