میزگرد با شرکت نصرالله قاضی، ارژنگ بامشاد و روبن مارکاریان
روز دوشنبه چهارم اسفندماه سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در اقدامی جنایتکارانه جوانان بلوچ را که به بستن مرز “اسکان” در سراوان اعتراض داشتند به رگبار گلوله بستند تا هم اکنون بر اساس گزارشات منابع مختلف از ده تا چهل نفر از این جوانان جانشان را از دست داده و تعداد زیادی زخمی شدهاند. در اعتراض به این جنایت خونبار، مردم خشمگین سراوان به فرمانداری این شهر یورش بردند و مرکز سپاه پاسداران را به محاصره درآوردند. حاکمیت جمهوری اسلامی برای مقابله با خشم مردم، نیروهای سپاه “مرصاد” و نیروهای ویژه را از مرکز استان به سوی سراوان اعزام کرد اما در اعتراض به خشونت رژیم بلوچستان شاهد موج اعتصابات در همه شهرهای این استان بود. اما واقعیت این است که به اعتراف خود مسئولان ۸۵ درصد سوخت قاچاق از سایر استانهای کشور مانند تهران و اصفهان با صدور بارنامههای جعلی به سیستان و بلوچستان حمل میشود و این استان تنها یک کانال ارتباطی یا راه عبور برای سودجویی برخی افراد پشت صحنه است که از طریق زدوبند با مقامات سپاه و حکومتیان سودهای کلان از راه قاچاق بنزین و گازوئیل به دست میآورند. آن چه که برای مردم فقرزده، بیکار و حاشیه مرزهای بلوچستان باقی میمانده آب باریکه کوچکی برای حمل سوخت و فروش آن در پاکستان و تامین حداقل درآمد خانواده در سطح زنده ماندن است.
بلوچستان یکی از استانهای حاشیهای کشور است که از نظر توسعه صنعتی، خدمات عمومی استانی، شهری، روستائی و بویژه تامین اجتماعی در عرصههای آموزش، بهداشت و درمان و مسکن دچار تبعیض آشکاراست. این تبعیض خود را محرومیت شدید بخش مهمی از جمعیت حاشیه شده استان و به ویژه ساکنان مناطق مرزی نشان میدهد. در مناطق مرزی به فراموشی سپرده شده کشاورزی و دامداری به کلی نابود شده است و مردم برای تامین زندگی خود چارهای به جز حمل سوخت با تحمل خطرهای زیاد و فروش آن در آن سوی مرز برای حداقل درآمد ندارند. فقدان عدالت اجتماعی و محرومیتهای ملی و طبقاتی بهترین زمینه را برای رشد نیروهای چپ و سوسیالیست فراهم میسازد.
اما متاسفانه جریانات فعال در رسانههای مجازی بلوچستان یا از طیفهای مدافع مجاهدین هستند یا وهابیون مورد حمایت عربستان یا ناسیونالیستهای تجزیه طلب مرتبط با گروها و احزاب کرد مورد حمایت اسرائیل. در داخل کشو هم هواداران مولوی عبدالحمید نزدیک به اصلاح طلبان هستند و نیروهای سپاه و رژیم هم عمدتا از شیعیان تندرو زابلی. نیروهای چپ و مترقی نظیر زرمبش و بامی استار تماما از بلوچستان ایران و پاکستان خارج شدهاند. ورژیم از این خلاء بهره برداری کرده و سبیل خانهای بلوچ را هم حسابی چرب میکند که با تانکر گازوئیل به آن طرف مرز حمل کنند و خود متقابلاً با گلوله و اعدام به جان تودههای محروم و فقیربیفتد.
وظیفه نیروهای چپ و سوسیالیست است که از خواستهای مردم بلوچ قاطعانه دفاع کنند و با جلب حمایت سراسری به همبستگی ملی میان ملیتهای ایران و به ویژه همبستگی با محروم ترین بخش جمعیت کشور یاری رسانند.
مبارزه مزد و حقوق بگیران و نیز بازنشستگان کشور وارد در شرایط تشدید بحران اقتصاد وارد مرحله جدیدی شده است. با نزدیکی عید و طرح دوباره حداقل حقوق و نیز مستمری گرسنگی زای بازنشستگان اعتراضات و نیز اقدامات بازنشستگان در کشور خصلت سراسری پیدا کرده است. مبارزه امروز کارگران، معلمان، پرستاران با سرنوشت فردای آنها که خود را با وضعیت اسفبار بازنشستگان و سقوط مداوم سطح زندگیشان نشان میدهد پیوند ناگسستنی یافته است و ا ین پیوند زمینه برای همگرائی و مبارزه مشترک آن را هموار میسازد. اما باید توجه داشت که هم مسئله حداقل دستمزد و هم بازنشستگی مربوط به آن بخش از طبقه کارگر است که دارای قرارداد در چهارچوب قانون کار جمهوری اسلامی هستند. باید توجه داشت بیش از ۹۵ درصد کارگران کشور فاقد قراردادهای رسمی هستند و به اصطلاح قراردادهایشان یا سفید امضاء است و یا استخدامشان توسط شرکتهای پیمانی است که آنها را از هر نوع حقوق حتی در سطح قانون کار رژیم جمهوری اسلامی محروم میسازد. در همان حال نباید بخشهای به حاشیه رانده شده کشور را نیز فراموش کرد که اکنون چهل درصد و یا حتی پنجاه درصد جمعیت شهری کشور را تشکیل میدهند و تحتانی ترین، محروم ترین و بی حقوق ترین بخش جمعیت زحمتکش کشور هستند. یکی از مسائل مهم طرح تامین اجتماعی جامع است که میتواند منافع همه بخشهای فعال کنونی در اعتراضات، شاغلان در هر سطح و شکل، بازنشستگان و بیکاران و به حاشیه رانده شدگان را به هم پیوند دهد.
تحولات میان ایران و آمریکا بر متن برجام، هم چنان یکی از موضوعات حاد سیاسی است. اقدامات اولیه دولت بایدن، با حملات نظامی به شبه نظامیان طرفداران جمهوری اسلامی در سوریه، نشان از وضعیت جدید است. دولت بایدن نمیخواهد بیش از حد به جمهوری اسلامی آوانس بدهد زیرا هم زمان قصد دارد با اسرائیل و عربستان، سیاست ویژهای را به پیش ببرد بنابراین اصرار میکند که برای لغو تحریمها ابتدا جمهوری اسلامی به تعهدات خود به برجام برگردد و در ضمن برجام نیز اصلاح شود. در چنین شرایطی جنگ قدرت در جمهوری اسلامی بالا گرفته و تلاش میشود تا با ترفندهای رذیلانه سیاسی، مانع رفع تحریمها به عنوان اهرم توجیه کنندۀ حاکمیت اسلامی در سرکوب جنبش مردم شده و بازی هستهای بیهوده را به مرحلۀ خطرناکتری سوق دهند. مصوبههای مجلس شورای اسلامی در راستای اهداف رهبر رژیم و سنگ اندازیهای جناحها و شخصیتهای سپاهی و سیاسی در مخالفت با مذاکره برای رفع تحریمها، و تازه ترین آن، حرف قطعی رهبر رژیم که در جمع فرماندهانی نیروی هوائی، گفته است: «اگر میخواهند ایران به تعهدات برگردد، آمریکا باید همه تحریمها را لغو کند و ما راستیآزمایی کنیم و ببینیم درست است آنوقت به تعهدات برگردیم.»؛ همه و همه در این راستا صورت میگیرد. حاکمیت اسلامی مردم ایران را گرسنگی میدهد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.