چند نکته ای در مورد رویدادهای افغانستان که هم برای ما مردم منطقه و هم خود مردم افغانستان باید مورد توجه قرار گیرد و نکات آموزنده ای در آن است !!!

یک، چه عواملی می توانند باعث خروج نظامیان آمریکا از افغانستان شده باشند ؟؟!

دوم، چه انگیزه ای توانسته است ،، دولت مردان آمریکا را ،، که دایم ندای حقوق بشر شان گوش مردمان جهان را کر کرده است ، با گروه جنایت پیشه طالبان بر سر میز مذاکره بنشینند، واین جنایت پیشه گان را آب تطهیر بر سرشان بریزند؟!

در مورد سوال نخست، شاید این پرسش به ذهن خطور کند که اصولاً انگیزه حمله نظامی آمریکا به افغانستان چه بوده آیا برای نابودی طالبان دست پرورده خودکه با همکاری پاکستان و پشتیبانی مالی کشورهای عرب خلیج‌فارس بوده، یا اهداف ژیءو استراتژی در منطقه را دنبال می‌کرده اند منطقه ای که میتواند از نظر ژو استراتژی حساس باشد و مشرف به کشور چین و روسیه و هند، بهانه آنهم برای از بین بردن القاعده که باز هم دست پرورده خودشان بوده پس از حمله هنوز مبهم و بی پاسخ و مشکوک به برجهای دوقلو در نیویورک ، در این مورد میتوان ده ها مقاله تحقیقی و در وسایل ارتباط جمعی یافت با حمله به افغانستان‌،انتظار دولت مردان آمریکا این بود که بتوانند دولتی دست نشانده و مطیع را در افغانستان به قدرت برسانند، این هدف به علل مختلف از جمله مناسبات نیروهای شریک در قدرت دولتی که هر کدامشان متعلق به گروهای مجاهدی که در دوران دولتهای حفیظ الله امین، ببرک و نجیب الله توسط خود آمریکا وبازهم با پشتیبانی پاکستان و کشورهای عرب خلیج‌فارس،،‌ تسلیح و به افغانستان کسیل شده بودند، حالا پس از سقوط طالبان، این مجاهدینی که هر کدامشان دستشان به خون مردم افغانستان آلوده بوده در دولت های پس از سقوط هر کدام خواهان سهم بیشتری از قدرت بودند ،، و دولت مردان آمریکا توان تشکیل یک نیروی همدست و مطیع را در طی این مدت اشغال نداشتند.
مشابه آنچه در طول این چهل دوساله جمهوری اسلامی، شاهد آن بودیم، این بیست سال اشغال افغانستان به جز صرف بودجه‌ای سنگین برای آمریکا دست آورد سیاسی مطلوب را نداشته، آمریکا عزم مبارزه جدی با
طالبان را هم در این مدت نداشته ،، چرا که زیر چتر و چشمان سازمان اطلاعاتی آمریکا در کشور دوست ومطیع و هم پیمانشان پاکستان ، مدارس و مکاتب جهاد پرور طالبان دایر و پابرجا بوده و هست و این خود مطلوب دولت پاکستان ،، در منطقه هم در اختلافاتش با هندوستان بوده و هست، سنگینی مالی این لشکر کشی ،، دولت مردان آمریکا را وادار به خروج نظامیان و در انداختن طرحی دیگر در منطقه نموده، بدین ترتیب با یک نیروی مرتجع و جنایتکار در تاریخ راه مذاکره را در دوحه پایتخت قطر در پیش گرفتند.
غالب گفتگوها و مذاکره با طالبان و هیات آمریکایی و شخص خود فروخته چون زلمای خلیل زاد پنهانی بوده و حتی هیأت صلح دولت افغان از آن بی‌خبرند اینکه چه ماموریتی به طالبان پس از ترک نیروهای آمریکا و دیگر سربازان ناتو به آنان از جانب سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و غرب داده شده کسی بجز هیأت طالبان از آن مطلع نیست، اما می توان در این مورد حدث و گمان های زد در طی این بیست سال اشغال نظامی مغایر با خواست دولت مردان آمریکا تحولاتی در جامعه
افغانستان پدید آمده که بازدارندگی آن ناممکن هزاران جوان وارد مدارس و دانشگاه‌ها شدند.
و صدها و هزاران فارغ‌التحصیل که دیگر تحمیق آنان با دین و مذهب اسان نخواهد بود به نظر می آید یکی از ماموریت های که سازمانهای اطلاعاتی آمریکا به طالبان محول کرده اند شبیه همان ماموریتی ایست که ،به خمینی زیر درخت سیب در نوف لوشاتو در پاریس محول نموده اند، یعنی قلع و قمح تمامی آزادی خواهان و استقلال طلبان افغان و جلوگیری از نفوذ احزاب چپ در افغانستان، که به دلیل پیش ضمیمه تاریخی این توان را دارا می‌باشند.
شعاری هم که طالبان برای جمع نیرو سر داده اند
شبیه همان شعار مرگ بر آمریکا جمهوری اسلامی است ،، یعنی خروج نظامیان بیگانه تحت این شعار می توانند نیرو گیری کنند در غیر اینصورت امکان جمع آوری نیرو برایشان مشکل خواهد شد خواهیم دید که با خروج نظامیان خارجی این امر
برایشان مشکل تر خواهد شد ،، چون دیگر توجیهی در ادامه جنگ داخلی که مسلمان کشی تلقی خواهد شد ،،‌ نخواهند داشت به دین جهت تلاش هرچه سریعتر دارند تا قبل از خروج کامل سربازان آمریکایی مناطق وسیعی را به تصرف خود در آورند تا در تشکیل دولت بعدی قدرت مسلط باشند، پیداست که دولت مردان آمریکایی هم نظر مثبتی به این موضوع دارند و گر نه می توانستند با کمک هوایی از نیروهای دولتی افغان در جنگشان با طالبان پشتیبانی کنند.
متاسفانه دولت های بر سرکار آمده که اختلاس وارتشاح و چپاول نهادینه ای در همه نهاد های قدرت در همه نیروهای حاکم از مجاهدین گرفته و نیروهای اشرف غنی و عبدالله عبدالله رسوخ نموده ،، مردم امیدی به این هیأت حاکمه ندارند
و تا حدودی از پشتیبانی آن اکراه دارند، آنچه میتواند مورد توجه قرار گیرد حمله طالبان این بار نه از قندهار و مناطق جنوب افغانستان که می توانست پایگاه مردمی بیشتری داشته باشند شروع شده بلکه به مناطق شمال هم مرز چین و روسیه حمله آغاز شده است جایی که کمتر پایگاه مردمی دارند، که این خود میتواند مأموریت دیگری باشد که سازمانهای اطلاعاتی آمریکا به آنان داده باشند ،، تا در آینده از این طریق بتوان به نیروهای اسلامی در درون خاک چین و جمهوری‌های آسیای شرقی تحت نفوذ روسیه رسوخ کنند ،، و طرحی درازمدت جهت بهم ریختن آرامش منطقه در این کشورها در سر می‌پرورانند ،مشاهده میشود که دولت مردان آمریکای حالا که توان مالی ادامه حضور نظامی را ندارند.
طرح های همیشگی تخریب منطقه را به نیروهای مرتجع مذهبی ،، همچون به قدرت رساندن خمینی و داعش و القاعده و حالا دوباره طالبان را در پیش گرفته اند، ما مردم ایران در طول این چند ده و از کودتای علیه مصدق ،، تجارب گرانبهای از اهداف آمریکا و غرب داریم مردم افغانستان و عراق هم تجارب گرانبهای از اهداف وعمل کرد آمریکا و غرب دارند امیدواریم که این تجارب ما را به هم پیوند دهد.
تا بتوانیم در مبارزه علیه نقشه‌های آمریکا برای مردممتحدا مبارزه کنیم وخلق های دیگر جهان را در این مبارزه متحد کنیم ، هم وطنان باید هوشیار باشند.
آمریکا پس از نا امید شدن از جمهوری اسلامی در پیشبرد اهدافش در تدارک نقشه دیگری برای سرزمینمان هست باید رویدادهای منطقه و جهان را دنبال کنیم تا از مقاصد امپریالیست آمریکا وغرب مطلع شویم.

با آرزوی مبارزه ای متحد خلق های منطقه علیه امپریالیسم آمریکا و غرب

شاد و موفق باشید

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)