ترس و وحشت روحانی از تمدید تحریم تسلیحاتی نظام

پمپئو به نمایندگی از آمریکا اعلام کرد که تحریم‌های تسلیحاتی نظام ولایت فقیه بعد از پایان آن در آبان ۹۹، تمدید خواهد شد. امری که ترس را بر سران نظام مستولی ساخت.

سال ۲۰۲۰، سال پایانی برخی از تحریم‌های نظام ولایت فقیه که به دنبال برجام بر آن اعمال شد، از جمله‌ی این تحریم‌ها، تحریم تسلیحاتی نظام است که در آبان ۹۹ به پایان می‌رسد.

در برجام دو مقطع وجود داشت، یک مقطع ۵ ساله که قرار شد تحریم تسلیحاتی برداشته شود و یک مقطع ۸ و ۱۰ ساله که قرار شد تقریبا کل محدودیت‌ها برای نظام برداشته شود. اما گویا قرار است اولین مقطع نه تنها دستاوردی برای نظام نداشته باشد بلکه تحریم‌های تسلیحاتی ادامه پیدا کند.

پسابرجام نشان داد که نظام ولایت فقیه، حاضر نیست در چارچوب قواعد بین‌المللی با دیگر کشورهای جهان تعامل کند.

نظام در دوران پسابرجام برنامه اتمی‌اش را مخفیانه ادامه داد، اما آن را پنهان کرد چون نقض آن به معنای نقض برجام تلقی می‌شد و برجام را بر هم می‌زد، کاری که نظام به شدت از آن چشم می‌زند. نابودی برجام یعنی برگشت خردکننده‌ترین تحریم‌ها. از اردیبهشت ۹۸ نیز نظام در ۵ گام از تعهدات برجامی خود عقب نشست.

اما نظام کار دیگری را نیز ادامه داد که در سایه‌ی مماشاتی که در دوران اوباما بر آمریکا حاکم بود، امتیاز ادامه‌یافتن را پیدا کرد؛ برنامه موشکی و فراتر و بسا خطرناکتر از آن و برنامه اتمی‌اش؛ برنامه دخالت‌های ترویستی در پایتخت‌های عربی و دیگر کشورهای منطقه و جهان.

این اعمال جامعه جهانی و در راس آن آمریکای دوران ترامپ را که با پایان دوران اوباما، بر کاخ سفید حاکم شد بر این اندیشه واداشت که نظام دست از جاه‌طلبی‌هایش برنداشته است.

آمریکا از برجام خارج شد و تحریم‌هایی رو به سوی نظام ولایت فقیه سرازیر کرد آنگونه که پیش از برجام بود. اما برجام نیمه‌مرده برای نظام ولایت فقیه هنوز امتیازهایی در برداشت.

یکی از این امتیازات خرید و فروش تسلیحات بود که با پایان اکتبر ۲۰۲۰، نظام اجازه آن را می‌یافت. اما قیام‌های داخل ایران در سال‌های ۹۶ و بسا فراتر از آن در آبان ۹۸، این پیام روشن را به واشنگتن مخابره کرد که نظام ولایت فقیه هیچ جایی در بین مردم ایران ندارد. عنصر مقاومت سازمان‌یافته در این بین نقش بسزایی داشت هر چند نامی از آن به میان آورده نشود.

اما پیام مخابره‌شده، مخاطبش را نیز به واکنش واداشت. آمریکا تصمیم گرفت که از برجام خارج شود و تحریم‌ها را بازگرداند تا نظام را از ماجراجویی‌هایش باز دارد که در حال ادامه یافتن بود.

دست پیدا کردن نظام به سلاح و خرید و فروش، سوخت بازی قدیمی نظام می‌شد، پس باید در مقابل این خط بست این امری بود که مدار آن فارغ از مردم ایران باید در جامعه جهانی بسته می‌شد و آمریکا این مدار را بست وقتی اعلام کرد که اجازه نخواهد داد تحریم‌های تسلیحاتی نظام پایانی داشته باشد.

پیامی که از آنسو مخابره شد واضح و روشن بود و مخاطب اصلی؛ یعنی نظام ولایت فقیه رسید آن را بلافاصله داد.

ابتدا مهره‌های ریزتر به میدان آمدند، وقتی مشاهده شد که پیام و رخداد بسیار جدی است بزرگتر‌های نظام به میدان آمدند. آخرین آن عروسک‌ خیمه‌شب بازی خامنه‌ای؛ یعنی روحانی بود پیش از آنکه عروسک‌گردان خود به صحنه بیاید. امری که روزهای پیش رو، گواه آن خواهند بود.

روحانی اما مجبور بود با این مخاطره برای نظام؛ یعنی تمدید تحریم تسلیحاتی، با احتیاط برخورد کند. پس باید ابتدا یادآور می‌شد که «برای آمریکا برجامی وجود ندارد و تمام شد مگر اینکه دوباره درخواست کند، ما بپذیریم و خطاهایش را جبران کند».

روحانی سپس شانس خودش را با برگ خروج از برجام آمریکا که اکنون دقیقا ۲ سال از خروج آمریکا از آن می‌گذرد، آزمود که «آمریکا از برجام که خارج شده و دیگر برجامی وجود ندارد».

روحانی افزود «آنچه که امروز آمریکایی ها راجع به تحریم تسلیحاتی بحث می‌کنند، جزو لاینفک برجام است و با هر بیان و مکانیزمی که این تحریم تسلیحاتی برگردد، پاسخ ایران همان جمله ای است که در پارگراف آخر جواب من به نامه سران ۵ کشور اعلام شده است» اما روحانی جرات بیان «پاراگراف آخر» را ندارد و به این بسنده می‌کند که نوشتم «اگر چنین شود ما چنان خواهیم کرد…».

در قدم بعد روحانی تهدید آمریکا را پیشه‌ی خود کرد که «اگر چنین خطایی مرتکب شوند چه عواقب وخیم و شکست تاریخی برای آنها خواهد بود».

اما تهدید واقعی متوجه نظام است آنجا که روحانی سخن از خروج نظام از زیر فصل هفتم منشور ملل متحد سخن گفت که در سایه‌ی برجام از آن جست و ترس آن را دارد که برگردد، آنگونه که بر حکومت سابق عراق برگشت و آنرا به تاریخ سپرد، آنچنان که روحانی از آن یاد می‌کند و در ناخود‌اگاه خودش ترس آن دارد که سرنوشت نظام نیز به آن دچار شود.

روحانی همچنین از بادآورده‌های برجام نیز سخن گفت که این روزها تبدیل به رویایی دور برای نظام شده است که «دو سال و چهار ماه [دی ۹۴ تا اردیبهشت ۹۷؛ شروع برجام تا خروج آمریکا از برجام] خیر و برکت فراوانی برای کشور ما داشت» و «صادرات نفت ما یک مرتبه از ۹۰۰ هزار بشکه به ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه رسید» این دستاورد نیز در همین روزها و قبل از آبان ۹۹ در دسترس نظام نیست. صادرات نفت نظام اکنون اندکی بیش از صفر است.

اما در قدم بعد روحانی سعی می کند با ژست مظلومانه از پایان تحریم‌های تسلیحاتی دفاع کند که «البته ما چه سلاح بسازیم چه بخریم برای دفاع خود» است اما بلافاصله وقتی جمله‌ی دیگر را بر زبان می‌راند، ماهیت خواسته‌ی نظام را بروز می‌دهد آنجا که می‌گوید «[البته ما چه سلاح بسازیم چه بخریم برای دفاع خود] و دفاع ملت‌هاست.»

عراق، سوریه، لبنان، یمن، فلسطین، نام ملت‌هایی است که روحانی از آنها نام نمی‌برد اما دخالت‌های تروریستی‌اش مردمان این کشورها را در سالیان گذشته مجبور کرده که در سال‌های اخیر علیه نظام به خیابان بیایند. تظاهرات مردم لینان و عراق گویاست.

البته روحانی در ضمیر خود یک آرزو  و در قدم بعد یک واقعیت تلخ دیگر برای نظام را خوب درک می‌کند و بر زبان می‌آورد که «البته راه عاقلانه این است که آمریکا توبه کند، برگردد به برجام و عذرخواهی کند از ملت ، غرامت بدهد و بیاید عمل کند، این بهترین راهی است» که در نظر روحانی متصور است اما اندکی بعد که گویا از خوابی خوش برخاسته باشد می‌افزاید «البته این جماعتی که امروز حاکم هستند به چنین عقلی نخواهند رسید»

نگاهی به داشته‌ها و نداشته‌های نظام ولایت فقیه در پیشابرجام، برجام و پسابرجام که بعد از آبان ۹۹، اولین آن است جز ترس برای نظام حاصلی ندارد. وقتی به این نداشته‌های نظام، خشم مردم ایران در کف خیابان را نیز به آن می‌افزاییم، اندکی از ترس نظام را می‌توانیم درک کنیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)