در هشت سال گذشته با گفتمانهای متفاوتی روبرو بوده ایم که مدعی محبوبیت احمدی نژاد در بین طبقات پایین یا در شهرستانها و یا روستاها بوده‌اند. این گفتمانها گاهی با تحلیل‌های اقتصادی هم همراه بوده است. از جمله جواد صالحی اصفهانی استاد اقتصاد در دانشگاه ویرجینیا تک در مورد متنفع شدن دهک های پایین جمعیت از دریافت نقدی یارانه ها نوشته است. از سوی دیگر برخی از منتقدان حاکمیت هرچند قبول دارند که در انتخابات سال ۸۸ تخلفاتی صورت گرفته اما ادعای تقلب گسترده در انتخابات توسط سبزها را رد می کنند و مدعی هستند که اصلاح طبلها نتوانسته‌اند شواهد کافی بر تقلب گسترده در انتخابات ارائه دهند و احمدی نژاد را پیروز انتخابات می دانند.

پس از رد صلاحیت اسفندیار رحیم مشایی بسیاری منتظر واکنش محمود احمدی نژاد بودند. اما از زمان رد صلاحیت مشایی احمدی نژاد تنها به این بسنده کرد که بگوید: ” این‌که معتقدم در کشوری که ولایت فقیه وجود دارد، حق مظلوم در این سطح پایمال نمی‌شود و با وجود ایشان، مشکلی پیش نخواهد آمد، گفت:من از طریق ایشان تا لحظه آخر این موضوع را تعقیب می‌کنم”.+

سپس رای زنی او راه به جایی نبرد و او واکنش دیگری در این خصوص از خود نشان نداد.

آنچه که در این میان از دید تحلیلگران سیاسی مغفول مانده سکوت جامعه در این خصوص است. رییس جمهوری که هشت سال قدرت را در دست داشته و به گفته مقامات دولتی توانسته ۶۳ آرا را در آخرین انتخابات کسب کند آیا هوادار ندارد؟ به نظرم روی این سوال باید فکر کرد که چرا احمدی نژاد نتوانست دست به بسیج عمومی بزند؟

من پاسخ قاطعی ندارم اما یکسری احتمالات را می شود در نظر گرفت:

  1. احمدی نژاد پایگاه اجتماعی گسترده ای ندارد. او محبوب نیست و کسی خواستار تداوم شیوه مدیریت دولت او توسط رحیم مشایی نیست.
  2. طرفداران احمدی نژاد با هواداران رهبری همپوشانی دارند و در زمان اختلاف این دو آنها تمایل دارند که طرف رهبری را بگیرند.

به این موراد می شود موارد دیگری را نیز اضافه کرد اما آنچه مهم است، احمدی نژاد توان بسیج عمومی را ندارد و محبوبیت او افسانه ای بیش نیست.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)