اصلاح طلبی بی‌ شک دارای قواعد و چارچوب خاصی‌ است. اصلاح شرایط موجود! شرایط موجود در اینجا به التزام عملی‌ به نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه در راس این هرم تعبیر میشود. بنابر این دوستان اپوزیسیون می‌بایست به کلی‌ از این دوستان اصلاح طلب در هر شکلی‌ برای بر اندازی و پایه گذاری یک نظام کاملا دموکراتیک قطع امید کنند . از خاتمی و هاشمی‌ گرفته تا نسل دومی‌‌هایی‌ که قصد دارند از ساقدوش‌هایی‌ با لباس متحد الشکل به تازه داماد‌هایی‌ در این عرصه تبدیل شوند چون عارف، روحانی ، معین و مابقی دوستان. جدا از نظر شخصی‌ نگارنده مبنی بر لزوم همگرایی هوشیارانه با این جریان تا سوریه ساختن از ایران و تجزیه ، حضور فعال در این عرصه برای قشر الیت جامعه ایران و قشر خاکستری تعیین کننده و سرنوشت ساز است. اصلاحات شرایط موجود در کوتاه مدت و بلند مدت بسیار کم هزینه تر از انقلابی دیگر و چند پاره کردن کشور و کلنگی شدن ایران است.

آخرین دور مناظره انتخاباتی شواهد و قرائن زیادی از سرنوشت ساز بودن حرکات آتی اصلاح طلبان دارد. همان طور که محسن رضائی دو بار به شکل موذیانه و هوشمندانه‌ای فاتحه ائتلاف سه‌گانه ولایتی، حداد و قالیباف را خواند، و حمله‌های عریان ولایتی به جلیلی نشان بارز چند پاره گی‌‌‌ اصول گرایان بود، همراهی و دفاع عارف و روحانی از جریان فکری همدیگر و هدفمند سازی مناظره به نفع جریان اصلاح طلبی پر رنگ تر از همیشه نشان میداد.

تجربه انتخابات‌های تاریخ جمهوری اسلامی نشان از ثابت بودن سبد رای اصول گرایان میدهد و نشان از ناتوانی اصول گرایان در بسیج و روی صحنه آوردن قشر خاکستری جامعه دارد. اصولاً اصول گرایان از پایگاه اجتماعی خاصی‌ در ایران برخوردار نیستند و برخی‌ از اصول گرایان با علم به این حقیقت تلاش در حفظ فاصله یی نسبی‌ با این جریان دارند، برای مثال قالیباف بیشتر خود را یک تکنوکرات میداند تا اصول گرا و یا رضائی با صدای بلند خود را کاندیدای مستقل میداند اما در حقیقت این دو اصول گرای ناب هستند که لباس جدید نه تنها بی‌ قواره به نظر می‌رسد بلکه بر تنشان زار میزند.

اما در جبهه اصلاح طلبان، عارف و روحانی در صحنه باقی‌ مانده اند، عارف شخصیتی با ذهن باز تر و کپی ناقصی از خاتمی به نظر می‌رسد اما روحانی با صلابت تر به نظر می‌رسد. هر از چند گاهی رگه‌هایی‌ از هاشمی‌ در او دیده میشود، گاهی خاتمی، گاهی به بگم بگم‌های احمدی نژاد هم رو می‌‌آورد. حقیقت ماجرا‌ این است که روحانی از عارف قوی تر به نظر می‌رسد، اولا آخوند بودن او مصونیت‌های فطری برای او ایجاد می‌کند و کاریزمای بالاتری از عارف دارد و دیر تر به یک تدارکات چی‌ تبدیل میشود. عارف از روز اول بعد از انتخابات به یک تدارکات چی‌ محض تبدیل میشود که اصولا قدرت اجرایی و مقابله احتمالی‌ با اصولگرایان را نخواهد داشت. اگر امروز و فردا عارف و روحانی به تفاهم برساند، تفاهم مبنی بر کنار کشیدن عارف به نفع روحانی، میشود امیدوار بود که فضای انتخابات گرم تر شود و اصلاح طلبان بعد از رسیدن به دور دوم به ریاست جمهوری برساند. و اما در پایان به کسانی‌ که بعد از ردّ صلاحیت هاشمی‌ ناامید شدند و انتخابات را تحریم کردند باید گفت که چه فرقی‌ بین هاشمی‌ و روحانی هست؟ اگر هاشمی‌ میتواند با آن سابقه منجی باشد، روحانی هم میتواند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)