شور میاندوآب – مجید نفیسی

سه شنبه, ۲۹ام تیر, ۱۴۰۰

منبع این مطلب ایرون

نویسنده مطلب: مجید نفیسی
 

مطالب منتشر شده در این صفحه نمایانگر سیاست رسمی رادیو زمانه نیستند و توسط کاربران تهیه شده اند. شما نیز می‌توانید به راحتی در تریبون زمانه عضو شوید و مطالب خود را منتشر کنید.

به یاد روح‌الله تیموری، حمید نادروند، فرامرز عدالت‌فام

که گفته که اسب
روح سرکش آب نیست؟
این تنها قیرات، اسب کوراوغلو نبود
که زاده‌ی رود ارس بود.
سه اسب جوان
از زرینه‌رود به‌در شدند:
روحی در تهران به‌خاک افتاد,
حمید در اردبیل
و فرامرز در تبریز.

زرینه‌رود شوریده، کف به دهان می‌آورد,
چفته‌های تاک از خشکی می‌سوزند
و عاشق نومید, ساز بر سنگ می‌کوبد.

وقتی مادرم خواب خانه می‌دید
من در سراب کار گِل می‌کردم.
وقتی تلخی، طعم همیشگی پدر بود
من در مراغه کلوخه‌ی قند می‌زدم.
وقتی خواهرم در کارگاه, قالی می‌بافت
من در بناب تاک مو می‌نشاندم.

که گفته که آتش
روح سرکش آذربایجان نیست؟
این تنها چاملیبل، دژ کوراوغلو نبود
که سنگر آزادگان شد.
در جمهوری بچه‌های میاندوآب
خدیجه آزادانه با شاهرخ زندگی می‌کرد,
جوانشیر خود را ناتوان نمی‌دید
و بهایی فارس با ترک مسلمان
در زرینه‌رود یکجا شنا می‌کرد.

مویه کن ای رود من
که هرگز به سرچشمه باز نخواهی گشت،
مویه کن ای تاک من
که هرگز به غوره نخواهی نشست
و مویه کن ای ساز من
که عاشق را جز تو پناهی نیست.

هفده فوریه هزار‌و‌نهصد‌و‌هشتاد‌و‌شش

From left: Rouhollah Teimouri, Hamid Nadervand, Faramarz Edalatfam

Miandoab Rhapsody 

        By Majid Naficy

        In Memory of Rouhollah Teimuri, Hamid Nadarvand and Faramarz Edalatfam

Who has said that horse

Is not the wild soul of water?

It was not only Kirat, the horse of Koroghlu*

Who was born out of Aras River.

Three young horses

Came out of Zarineh River:*

Ruhi fell in Tehran,

Hamid in Ardebil

And Faramarz in Tabriz.

The raging Zarineh River foams at the mouth, 

The grape vines burn from being parched

And the hopeless minstrel knocks his lute on the rock.

When my mother dreamt of a house

I was a laborer in Sarab.

When bitterness was the permanant taste of Father

I worked in a sugar beet factory in Maragheh.

When my sister weaved in a carpet workshop

I planted grape vines in Bonab.

Who has said that fire

Is not the wild soul of Azarbaijan*?

It was not only Chamli Bel, the fort of Koroghlu

That was the barricade of freedom fighters.

In the Republic of Miandoab best buddies

Khadijeh lived with Shahrokh freely,

Javanshir did not see himself disabled

And Persian Bahais swam with Turkish Moslems

Together in Zarineh River.

Lament, oh, my river

That you will never return to headwaters.

Lament, oh, my vine

That you will never bear fruit

And lament, oh, my lute

That a minstrel has no refuge but you.

        February 17, 1986  

*- Koroghlu is a Robin Hood-like hero in Azarbaijani folktales.

*- Zarineh is a  river in the city of Miandoab, West Azarbaijan, Iran.

*- The word Azar in the name Azarbaijan means fire.  

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)

مطلب را به بالاترین بفرستید

این مطلب خلاف آیین نامه تریبون است؟ آن را به ایمیل tribune@radiozamaneh.com گزارش کنید
Join

دسته‌بندی‌ها: تمام مطالب, فرهنگ

برچسب‌ها: |

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.