سیاست های رئیسی!

رئیسی غروب ۴ شنبه۲۰ اردیبهشت، در شبکه خبر حاضر شد و به سوالاتی در قبال برنامه‌های انتخاباتی! خود و کابینه‌اش! پاسخ داد. رئیسی با دوربین میانه خوبی دارد. رئیسی مدتی است هر جا می‌رود قبل از او دوربینها به صورت کاملا اتفاقی! در آنجا هستند و آماده‌اند تا حرکات و حرفهای او را ثبت کنند تا به مخاطب نشان دهند او چقدر جویای!  احوال مردم است.

رئیسی این‌بار در مقابل دوربین تلویزیون قرار گرفته است و مخاطبانش در ارتباط مستقیم با او نیستند، بنابراین او باید یک سویه حرفهای خود را بزند،‌ کسی نیست که از او در مورد سابقه‌اش بپرسد، بنابراین رئیسی می‌تواند از هر دری سخن بگوید. از «اقتصاد، جوانان، عقلانیت، نانوتکنولوژی، ماهواره، صنعت موشکی، سیاست خارجی و …»

رئیسی ابتدا از کابینه! شروع می‌کند و ویژگی‌های آن، رئیسی نام کابینه‌اش را «کار و کرامت» گذاشته است، کلی‌ترین مفاهیمی که درتعارض آشکار با ماهیت کل ولایت فقیه است. رئیسی مدعی می‌شود که برای کابینه باید جامعه و مردم در اولویت باشد، در نظام ولایت فقیه دولتها! چنان با مردم بیگانه‌اند که رئیسی آن را برای شعار انتخاباتی خود برگزیده و فرمان می‌دهد که باید این‌گونه باشد.

رئیسی روی کلمه «مردم» تاکید می‌کند او نیاز دارد تا خود را طرفدار مردم نشان دهد. هرچند که در در ابتدای انقلاب از زمره‌ی کسانی بود که با چماقی در دست شعار می‌دادند: «دموکراسی و ملی هر دو فریب خلق است». امروز اما رئیسی، فریبکارانه می‌گوید: «کسی که دردش درد مردم است گره از کار آنان بازخواهد کرد، کسی در کابینه دولت کار و کرامت قرار خواهد گرفت که از مردم، با مردم و در مردم باشد.»

رئیسی می‌داند که در خاطرات و اذهان مردم چیز دیگری است، مردم، دهه ۶۰ را به یاد می‌آورند که رئیسی در آن، در طول فقط چند هفته، هزاران هزار از فرزندان همین مردم را به طناب های دار سپرد.

رئیسی برای نشان دادن اعتقاد نداشته اش به جوانان خود را مثال می‌زند. وقتی او در برابر این پرسش قرار می‌گیرد که «جایگاه جوانان در کابینه» شما چیست؟ پاسخ می‌دهد: «من توفیق داشتم بعد از پیروزی انقلاب در بیست سالگی پست مدیریت اجرایی داشته باشم. امام جوانان را دوست داشت و به آنها اعتماد کرد…»

منظور رئیسی پست معاون دادستان تهران بود. معنی پست اجرایی، اعتماد امام! به جوانان و … در این عبارات فهمیده می‌شود.

رئیسی در ۲۰ سالگی و در سال ۶۷  در برابر قضاوت مردم نبود. او از همان هایی بود که پشت میز می‌نشستند و حکم صادر می‌کردند. او افراد را به سوی مرگ می‌فرستاد. رئیسی اما الان، باید در مقابل قضاوت مردم قرار بگیرد، او به رای! نیاز دارد و باید پرونده‌اش را سفید سازی! کند.

خامنه‌ای او را از صندوقچه خودش بیرون آورده و می‌خواهد او را به عنوان رئیس جمهور! به مردم بقبولاند، رئیسی خودش نیز این را باور کرده است و در مقام اظهار نظر، حتی، در مورد «استقلال قوا» هم تز می‌دهد که « اگر نارسایی و عدم وفاقی بین قوا وجود داشته باشد»‌،  «رییس‌جمهور باید ایفای نقش کند تا هر روز مردم شاهد دعوا نباشند» اما در این نقطه  گوشه دیگری از ماهیت رئیسی بیرون می‌زند، رئیسی این شیوه را در سال ۶۷ در زندان اوین بسیار به کار برده است.

رئیسی می‌گوید:«جلسات و اختلافات باید در  اتاق در بسته حل و فصل شود» او می‌داند اگر چیزی بیرون از درهای بسته انجام شود، نتیجه‌اش مانند ۸۸ خواهد بود.

رئیسی پاسخ مشکلات ولایت فقیه را در مدیریت جهادی! می‌بیند: « مدیریت جهادی و انقلابی ، مدیریتی است که هم کار می‌کند و هم کار ایجاد می‌کند. در حوزه‌هایی مانند نانوتکنولوژی، ماهواره، صنعت موشکی، هشت سال دفاع مقدس، علم و فناوری و هر کجا که خلاقیت ایجاد شده است، در آن استان یا بخش‌ها مدیریت جهادی حاکم بوده است.»

در  حوزه‌هایی که رئیسی از آن صحبت می‌کند، به وضوح مشخص است که سپاه در آن دست دارد، سپاه پاسداران که بازوی اصلی ولایت فقیه است و در تعارض با پدیده‌ای به نام «رئیس جمهور» در نظام ولایت است.

رئیسی در مورد سیاست خارجی هم اظهار نظر می‌کند و اولویتش را همسایگان و آمریکای لاتین می‌داند، دخالت و کشتار در عراق، سوریه، یمن، لبنان، فلسطین، بحرین مفهوم سیاست خارجی در مورد همسایگان را می‌رساند، اما ترجمان آمریکای لاتین به عنوان اولویت نخست سیاست خارجی رئیسی چیست؟

رئیسی با یک غیب‌گویی سعی می‌کند موضوع را توضیح دهد: «نگاه ما به وزارت خارجه، به عنوان وزارت روابط خارجی است» سپس بند را آب می‌دهد و می‌گوید: «سیاست ما باید در اقتصاد نقش‌‌آفرینی کند. وزارت خارجه دارای فعالان بسیار خوبی هم است باید در این عرصه نقش‌آفرینی کند و حتما آنها می‌توانند در اقتصاد کشور موثر باشند» درک ربط سخنان رئیسی مابین اقتصاد، وزارت خارجه، آمریکای لاتین واقعا کاری دشوار می‌نماید، اگر به دنبال یک ربط منطقی باشیم.

ترجمان سخنان رئیسی  که «اولویت نخست سیاست خارجی، کشورهای آمریکای لاتین است» را جز دخالتهای تروریستی در حیات خلوت آمریکا، در ادامه خط احمدی‌نژادیسم نمی‌توان دانست، سیاستی که از روز اول خمینی آن را با صدور انقلاب اسلامی!  و با شعارهایی مانند «فتح قدس از طریق کربلا»  اول در منطقه  و بعد در همه جهان تئوریزه کرد و با اهرم سپاه آن را پیش برد. این تئوری در سالیان بعد از خمینی هم تحت عناوینی  چون «هلال شیعی» پی گرفته شد، رئیسی اکنون نوید ادامه آن را آشکارا در تلویزیون حکومت می‌دهد، رئیسی در این زمینه تبحر دارد.

 ترور و کشتار را رئیسی از دوران جوانی اش در بارگاه ولایت فقیه به خوبی آموخته است. اما رئیسی نمی‌داند که او و نظامش به پایان خود رسیده‌اند و مردم  ایران سیاست داخلی دیگری در باره او و خامنه‌ای در پیش گرفته‌اند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)