کابینه امنیتی روحانی

گفته می‌شود انتخاب روحانی، انتخاب گزینه بد در برابر گزینه بدتر است. کابینه  این بد، امنیتی ترین مهره های نظام مقدس را در برگرفته است.

در آستانه انتخابات ۹۶ و بعد از معرفی کاندیداها از دو جناح حکومت، شائبه‌های زیادی بر سر زبانها و در فضای مجازی وجود دارد که بین دو انتخاب «بد» و «بدتر» باید به نفع «بد» رای داد تا «بدتر» در انتخابات پیش رو، روی کار نیاید.

ماهیت این پدیده چیست؟ و حکومت چه مسئله‌ای را با دامن زدن به این موضوع حل می‌کند؟ فارغ از این که اصل داستان انتخاب بین «بد» و «بدتر»  نیست و مهم اعلام حضور «میلیونی»! برای مشروعیت دادن به نظام است. باید دید «بد» کیست که باید از ترس «بدتر» به او پناه برد!

ماهیت این موضوع زمانی برای ما روشن می‌شود که از دریچه «مهندسی انتخابات» به این موضوع نگاه کنیم و بدانیم که این امر صرفا یک موضوع تصادفی نیست.

ماهیت جناح «اصولگرا» بر مردم مشخص است، همچنین سوابق و  کارنامه این جناح که منتسب به خامنه‌ای و سپاه است، اما واقعیت «بد» این انتخابات چیست؟

دولت روحانی که  در سال ۹۲ توسط خامنه‌ای مهندسی شد و از صندوق بیرون آمد و تاکنون بر کشور حاکم بوده، به رغم ادعای «اصلاح‌طلبان» تفاوتی با «اصولگرایان» ندارد.

روز دوشنبه ۲شهریور ۹۴ علوی، وزیر اطلاعات روحانی گفته بود تمامی وزیران کابینه روحانی از پاسداران، مأموران وزارت اطلاعات و عوامل «قوه قضاییه» هستند.

وی در گفتگو با تلویزیون شبکه یک حکومت گفت: «وزرایی هم که ایشون (روحانی) انتخاب کردند نوعا کسانی هستند که یا خاستگاهشون سپاه پاسداران است یا اعضای شورای مرکزی جهاد سازندگی (وابسته به پاسداران) یا این‌که از نهادهای انقلابی دیگه از دستگاه قضاییه، از بین سربازان گمنام امام زمان (وزارت اطلاعات)… هستند این ترکیب باعث شده که یک ترکیب پایبند به آرمانها به وجود آورده است…»

با گواهی آشکار وزیر اطلاعات روحانی در آن زمان، بهتر است نگاهی ولو گذرا به سوابق کابینه بیندازیم:

مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری!

پورمحمدی سالها معاون وزارت اطلاعات بود و از همین موضع عضو اصلی کمیته سه نفره مرگ بود که بالاترین نقش را در قتل عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ بعهده داشت. در سال ۵۹، بعد از آغاز جنگ با عراق، خمینی او را به سمت دادستان! انقلاب در خوزستان، هرمزگان و خراسان گمارد. در هرمزگان، او اعتراضات معلمان و دانش آموزان در بندرعباس را که بیش از یکسال تداوم داشت، سرکوب کرد.

کشتار هولناک ۱۰۰تن از دانش آموزان۱۶ تا ۱۸ساله و معلمان اخراجی بندرعباس از سوابق منتشر شده پورمحمدی است. وی پس از آن به طور مستمر بعنوان دادستان انقلاب و نظامی، در استانهای مختلف کشور به سرکوب مردم اشتغال داشت (۵۸تا۶۵). طی سالهای ۶۶تا ۷۸ در سمت معاون و جانشین وزارت اطلاعات بود.

پور محمدی در دوره ۶۹تا ۷۸ در سمت قائم مقام و ریاست اطلاعات خارجی وزارت اطلاعات در ترورهای خارج کشوری حکومت، نقش ویژه یی ایفا کرد. طراح اصلی ترورها در این دوران پورمحمدی بوده است و اجرای آن زیر نظر سعید امامی صورت می‌گرفته است.

پور محمدی همچنین از عاملان قتلهای زنجیره یی است که حتی به اقوام خودش هم رحم نکرده و از جمله در قتل فجیع و سوزاندن جسد اشرف السادات برقعی همسر پسرعموی خودش دست داشته است (اسفند۷۴).

او که از معتمدان و نزدیکترین مقامهای حکومت به خامنه ای است در سال ۸۱ به عنوان مشاور ریاست دفتر و مدیرگروه «سیاسی_  اجتماعی» خامنه ای منصوب شد و همچنان از گردانندگان دفتر ویژه اطلاعات و امنیت خامنه‌ای بوده است. اطلاعات و امنیت در دفتر خامنه ای با کد ۱۰۱، دارای ۱۹ معاونت است که کد پرسنلی مصطفی پورمحمدی در این سازمان ۱۲۲۳ است.

علی ربیعی

وزیر کار و امور اجتماعی، در ابتدای روی کار آمدن خمینی به عضویت سپاه پاسداران درآمد و از همان ابتدا از فرماندهان واحد اطلاعات سپاه شد. او اولین مدیر کل اداره اطلاعات آذربایجان غربی بود. سپس مدیر کل واحد کارگری وزارت اطلاعات شد. معاونت حقوقی پارلمانی وزارت اطلاعات را تا سال ۱۳۷۲ عهده دار بود. وی در جریان قتل عام سال ۶۷ نیز از معاونان وزارت اطلاعات بود.

علی ربیعی، متعاقبا در دروان خاتمی دبیر اجرایی شورای عالی امنیت ملی شد و با روحانی مسائل اطلاعاتی و امنیتی را دنبال می‌کرد. وی در دانشگاه وزارت اطلاعات موسوم به امام باقر استاد جنگ روانی بود. وی در پیاده کردن طرحهای ضد کارگری نقش فعالی داشته است.

علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در پاسخ به این سؤال که به عنوان کسی که فعالیت امنیتی داشته به آقای روحانی مشورت امنیتی می‌دهید؛ اظهار داشت: «من هنوز به روایتی و از زاویه دیگری هم کار امنیتی می‌کنم. همین‌جا که نشسته‌ام باید با بحران کار و بحران اجتماعی مقابله کنم. فکر می‌کنید جلوگیری از این بحران‌ها کار ساده‌ای است؟» [ویژه نامه اعتماد، گفت و گو با علی ربیعی، صفحه ۱۹]

سید محمود علوی

وزیر اطلاعات، در مجلس اول حکومت مسئول مستقیم تنظیم قانون وزارت اطلاعات بود. او عضو فعلی مجلس خبرگان رهبری و نماینده مجلس! در دوره‌های اول، دوم، چهارم و پنجم بوده است. در سالهای ۶۸ تا ۷۰ معاونت نظارت و بازرسی و معاونت روابط عمومی و تبلیغات نهاد جاسوسی و سرکوب موسوم به «عقیدتی- سیاسی» در وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح را به‌ عهده گرفته بود و در سال‌های ۷۹ تا ۸۸ نیز رئیس سازمان «عقیدتی_ سیاسی» ارتش بود که نقش بسیار مهمی در سرکوب پرسنل مردمی ارتش ایفا کرد.

حمید چیت‌چیان

وزیر نیرو، فرمانده بخش اطلاعاتی سپاه پاسداران در تبریز و دیگر شهرهای استان آذربایجان در سالهای اول حکومت بود با تشکیل وزارت اطلاعات در سال ۱۳۶۳، چیت چیان به طور رسمی به استخدام این وزارتخانه درآمد و با تداوم خدماتش در نهادهای سرکوب مدارج ترقی را طی کرد.

عباس آخوندی

وزیر مسکن، از اولین اعضای شورای مرکزی جهادسازندگی ، مسئول پشتیبانی جنگ بود که میلیاردها تومان سرمایه مردم ایران را برای شعله ور نگاهداشتن تنور جنگ هشت ساله رژیم با عراق به باد داد.

حسین دهقان

وزیر دفاع، از جمله ‌«دانشجویان خط امام» بوده است که سفارت آمریکا در تهران را در ۱۳ آبان اشغال کردند  و ۵۲ دیپلومات آمریکایی را گروگان گرفتند. او همچنین از بنیانگذاران حزب الله لبنان است.

دهقان از ابتدای تاسیس سپاه پاسداران به آن پیوست و  تا سال ۱۳۶۱ فرماندهی سپاه تهران را عهده دار بود که در این دوران در سرکوب مخالفان نقش فعالی داشت. وی سپس به عنوان فرمانده سپاه سوریه منصوب شد. بعد از بازگشت نیروهای نظام مقدس! از سوریه، با تشکیل پادگان آموزشی سپاه در نزدیکی مرز لبنان اقدام به آموزش نیروهای لبنانی ولایت فقیه کرد. دهقان بعد از چندی وارد لبنان شد و با تشکیل پادگان «ابوالفضل العباس» در منطقه نبی شیث در بقاع اقدام به سازماندهی نیروهای حزب الله نمود (۱۳۶۱-۱۳۶۳).

دهقان از دیرباز روابط  نزدیکی با رهبران حزب الله از جمله سید عباس موسوی (رهبر سابق حزب الله که در سال ۱۹۹۲ کشته شد) و سید حسن نصرالله (رهبر فعلی حزب الله) داشت و ارتباطات خود با حسن نصرالله را همچنان حفظ کرده است. حزب الله برخی از عکسهای دهقان در لبنان در آن سالها با سید عباس موسوی را منتشر کرده است.

علاوه بر این افراد، سایر نزدیکان روحانی در کابینه نیز دست اندر کار امور امنیتی حکومتند:

حسین فریدون، برادر روحانی و دستیار ویژه او؛ سابقه کار در وزارت اطلاعات.

علی یونسی، دستیار ویژه روحانی در امور اقوام؛ وزیر اطلاعات در دولت خاتمی.

حسام‌الدین آشنا، مشاور فرهنگی روحانی؛ سابقه کار در وزارت اطلاعات.

رحمانی‌فضلی، وزیر کشور؛ عضو شورای عالی امنیت ملی.

رضا صالحی امیری، معاون وزارت اطلاعات؛ رئیس وزارت اطلاعات در استان خوزستان، همچنین رئیس کمیته اجتماعی در شورای عالی امنیت ملی.

رضا فرجی دانا؛ وزیر پیشین، عضو سپاه پاسداران، وی در جریان قیام ۱۸تیر ۷۸ و سرکوب آن، ریاست پردیس دانشکده‌های فنی دانشگاه تهران را برعهده داشته است.

محمدرضا صادق، مشاور اقلیت‌های حسن روحانی؛ عضو شورای امنیت ملی.

حسن هاشمی، وزیر بهداشت؛ عضو سپاه پاسداران.

حسن هفده تن، معاون پیشین وزیر کار؛ سابقه حضور در نهادهای نظامی و امنیتی. محمد شریعتمداری، معاون پارلمانی؛ سابقه کار در وزارت اطلاعات.

مجید انصاری، از معاونین روحانی؛ کار در سازمان زندانهای ایران.

محمدباقر نوبخت معاون روحانی و  رییس سازمان برنامه و بودجه؛ عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام.

با این  سوابق و بعد از گذشت ۴ سال، خامنه‌ای در راستای مهندسی انتخابات خود، شاید عامدانه، نبردی تحت عنوان انتخاب بین «بد» و «بدتر» در پیش گرفته تا امنیتی‌ترین کابینه موجود از سال ۵۷ تاکنون را رنگ اصلاحات بزند و با فریبکاری مردم را پای صندوق بکشاند.

باید هوشیار بود و در دام مهندسی خامنه‌ای نیفتاد، مهندسی انتخابات خامنه‌ای به شدت با اعتراض نسبت به نبود انتخابات آزاد و گسترش آن در میان مردم  به هم می‌ریزد و کنترل را از دست او خارج می‌کند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)