روحانی کیست؟

شاید به نظر بیاید حسن روحانی نیاز به معرفی ندارد آخر او رئیس جمهور! نظام است و همه او را می‌شناسند، اما …

حسن فریدون که بعدها در حوزه به روحانی معروف می‌شود متولد  ۲۱ آبان ۱۳۲۷ در سرخه از توابع استان سمنان است. او تحصیلات ابتدایی اش را در شهرستان محل تولدش می‌گذراند، سپس تحصیلات حوزه خود  را از سال ۳۹ در حوزه علمیه صادقیه سمنان آغاز و بعد از آن در سال ۱۳۴۰ در حوزه علمیه قم ادامه می‌دهد.

او همزمان با تحصیل در حوزه در سال ۱۳۴۸ به دانشگاه تهران می‌رود و در سال ۱۳۵۱ لیسانس خود را در مقطع کارشناسی در رشته حقوق قضایی اخذ می‌کند.

روحانی در آبان ۱۳۵۶، در مراسم مرگ مصطفی خمینی در مسجد ارک تهران، برای نخستین بار لقب «امام» را برای  خمینی به کار می‌برد. امامی که نتایج امامت و حکومت او و نظامش از ۵۷ تا کنون بر همگان آشکار است.

روحانی به چند سخنرانی در مساجد مختلف می‌پردازد و پس از آن در حالی که مبارزان و انقلابیون آن دوران در زندانها و زیر شکنجه بودند به توصیه بهشتی و مطهری از کشور خارج شده و مدتی به سخنرانی و تبلیغ برای دانشجویان خارج از کشور می‌پردازد، در ماههای آخر قبل از انقلاب که دیگر جنبش همه گیر شده، پس از ورود خمینی به پاریس، به او  می‌پیوندد.

پس از انقلاب ۵۷  اولین کاری که به عهده روحانی گذاشته می‌شود اجباری کردن حجاب در ارتش و ستاد مشترک، سپس بسط آن به سایر ادارات نظامی ارتش می‌باشد. اولین خشت حجاب اجباری توسط او گذاشته می‌شود.

در سال ۵۹ و با شروع جنگی که بدون دلیل ۸ سال به طول انجامید، روحانی در مواضع گوناگون خدمتگزار ولایت فقیه بوده است. پس از پایان جنگ نیز روحانی همواره یکی از مسول ترین افراد در حفاظت از ولایت فقیه می‌باشد.

برخی از مواضعی که روحانی در آنها قرار داشته است:

«عضویت در شورای عالی دفاع»

 «عضویت در شورای عالی پشتیبانی جنگ و رییس کمیسیون اجرایی آن»

 «معاونت فرماندهی جنگ»

 «ریاست ستاد قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء»

 «فرماندهی پدافند هوایی کل کشور»

 «معاونت جانشین فرماندهی کل قوا »

روحانی در ۲۲ آبان ۱۳۶۸ به عنوان نماینده خامنه‌ای در شورای عالی امنیت ملی منصوب می‌شود، و ۱۶ سال در این منصب باقی می‌ماند.

«نماینده مجلس خبرگان رهبری»

«عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام»

«مشاور امنیت ملی روسای جمهور مختلف از ۶۸ تا ۷۶ و ۷۹ تا ۸۴»

«رییس! مرکز تحقیقات استراتژیک»

«نایب رییس اول مجلس(در دوره‌های چهارم و پنجم)»

 «رییس کمیسیون‌های دفاع (دوره‌های اول و دوم)»

 «رییس کمیسیون سیاست خارجی دوره‌های چهارم و پنجم»

 «عضو و رییس شورای سرپرستی سازمان صدا و سیما»

«ریاست کمیسیون سیاسی، امنیتی و دفاعی مجمع تشخیص مصلحت نظام»

روحانی به همراه دو نفر دیگر، در دوران جنگ با عراق، وارد گفتگوهای پنهانی با آمریکا و نماینده آن مک فارلین می‌شود، سال ها بعد این تجربه روحانی، خامنه ای را قانع می‌کند تا او را برای مذاکرات اتمی با آمریکا به کار بگیرد. در نتیجه روحانی در سال ۹۲ از صندوق های رای بیرون می‌آید.

 روحانی در سمت نماینده خامنه‌ای در «شورای عالی امنیت ملی» است که حوادث کوی دانشگاه تهران در سال ۷۸ به وقوع می‌پیوندد، روحانی ۲۳ تیر ۷۸ به میدان می‌آید، و در برابر دانشجویان معترض می‌ایستد: «دستور قاطع صادر شد تا هر گونه حرکت این عناصر فرصت‌طلب، هر کجا که باشد با شدت و با قاطعیت برخورد شود و سرکوب شوند. مردم ما شاهد خواهند بود که از امروز نیروی انتظامی، نیروی قهرمان بسیج حاضر در صحنه، با این عناصر فرصت‌طلب و آشوب‌طلب – اگر جرات بروز داشته باشند- چه خواهند کرد؟»

رحیم‌صفوی بعدها در این باره گفت: در آن زمان پس از پیش‌آمدن یک درگیری لفظی، روحانی به نفع سپاه رأی داده است و گفته است: «سپاه باید بیاید؛ برای دفع فتنه تهران»

بعد از روی کار آمدن احمدی‌نژاد، حسن روحانی در مرداد ۸۴ از سمت «دبیری شورای عالی امنیت ملی»، بعد از ۱۶ سال کناره‌گیری می‌کند.

روحانی هم‌چنین از مهر ۸۲ تا مرداد ۸۴ در دوران تصدی‌اش در پرونده هسته‌ای تلاش می‌کند تا نظام را هسته‌‌ای کند، و در خاطرات خود مدعی فریفتن غرب بر سر پرونده اتمی می‌شود،  بعدها در دوران افشای ماهیت پرونده اتمی و فشارهای بین‌المللی، در دوارن ریاست جمهوریش! به نفی آن می‌پردازد و به دنبال برجام و «رابطه و تعامل» با غرب می‌رود.

روحانی پس از ثبت نام درانتخابات ۹۲ اعلام می‌کند: «یک کلمه به صورت مبهم بگویم: امسال یعنی سال ۹۲، سال ۸۸ نخواهد شد، شما را از صندوق رأی دور نکنند.» با این عبارت روحانی می‌خواهد خطر گسترش اعتراضات مردمی را از سر نظام دور کند و مردم را به پای صندوق بکشاند.

 در سومین مناظره انتخاباتی ۱۳۹۲، قالیباف، در یک درگیری جناحی می‌گوید: «روحانی زمانی که شورای عالی امنیت ملی بوده است، به دانشجویان برای برگزاری یادبود کوی دانشگاه مجوز نداده است.»

پیش از این روحانی در سال ۸۸ تظاهرات عاشورای آن سال را از سوی اندکی «فریب خورده» می‌داند و می‌گوید: «آنهایی که به اموال عمومی تعرض کردند و آنهایی که قانون را زیرپا گذاشتند.»

روحانی بیش از هر فرد دیگری در نظام درگیر مسائل امنیتی بوده و خطرات متوجه کلیت نظام را، بهتر از هر کس دیگری درک می‌کند. با درک این خطر است که در سال ۹۲ و در آستانه انتخابات در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران می‌گوید: «ما باید در این انتخابات کاری کنیم که مردم به صندوق رای اطمینان پیدا کنند. هیچ خیانتی در کشور بالاتر از خیانت به صندوق ملی نیست باید تردیدها را برطرف کنیم… باید کاری کنیم که انتصابات به انتخابات تبدیل شوند.»

روحانی صحبت از انتصاب می‌کند و می‌خواهد اینگونه وانمود کند که اگر خودش از صندوق بیرون بیاید این یک انتخابات است.

در ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ و در آستانه انتخابات مجلس، روحانی در «نشست مشترک هیئت دولت و استانداران سراسر کشور» می‌گوید: «مگر مجلس اول که در آن زمان حتی شورای نگهبان وجود نداشت بهترین مجلس تاریخ این کشور نبود؟» اما به این واقعیت کوچک! اشاره نمی‌کند که در تهران و سایر شهرستان ها چه حجم عظیمی از تقلب صورت گرفت تا حتی یک نفر از اپوزیسیون نیز نتواند وارد مجلس شود.

روحانی در آستانه انتخابات ۹۲ گفته بود: «در برنامه مدون من علاوه بر راه حل‌هایی برای رفع مشکلات، راه حلهای کوتاه مدتی یک ماه و ۱۰۰ روزه برای حل مشکلات و معضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاست داخلی و خارجی پیش بینی شده است که ما می‌توانیم در یک فرصت کوتاه شاهد تحول اقتصادی باشیم»، اما بعد از گذشت ۴ سال اینک و در آستانه انتخابات ۹۶ همان سخن خود را هم به سخره می‌گیرد و می‌گوید: «مگر می شود ۱۰۰ روزه مشکلات را حل کرد؟ مگر آدم کم عقل باشد چنین حرفی بزند. ۱۰۰ سال دیگر هم مشکلات اقتصادی هست.» [جامعه نیوز ۲۱فروردین۹۶]

روحانی در سال ۹۴ برای انتخابات «خبرگان رهبری» ثبت نام کرده و از فیلتر شورای نگهبان که کاملا تحت فرمان خامنه‌ای است عبور داده می‌شود، تا به عنوان سومین نفر از تهران، وارد «مجلس خبرگان» شود و در انتخاب «ولی فقیه» آینده شریک شود.

اینک روحانی به صحنه آمده است تا بار دیگر بر کرسی ریاست جمهوری ولایت فقیه بنشیند. او یکی از دو گزینه خامنه‌ای برای این منصب است. او روش های خودش را برای حفظ نظام دارد. او می‌خواهد به سهم خودش ولایت فقیه را از بحران عبور دهد.

او می‌داند که کوچکترین اشتباه در رأس قدرت می‌تواند صحنه هایی مانند سال ۸۸ را رقم بزند. او اما نمی‌داند که روزهای آینده تا چه میزان دشوار و غیر قابل عبور خواهد بود. او نمی‌داند که از پس نزدیک به چهار دهه استبداد ولایت فقیه روزهای دیگری در انتظار ایران است. او بخشی از گذشته است که به پایان خود نزدیک می‌شود.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)