همه شاهد هوچیگری چند‌سالۀ پهلوی طلبانی که خود را به مصداق «بر عکس نهند نام زنگی کافور»، مشروطه خواه معرفی می کنند، هستیم. داستان بسیار ساده است، می خواهند با سرخاب و سفیداب، چهرۀ قاتل را شبیه صورت قربانیش بزک کنند. کار بی عاقبت است و بیش از ایجاد مزاحمت ثمری ندارد، ولی فرصتی است برای یادآوری یک نکتۀ مهم، اینکه مشروطه خواه دیروز، جمهوریخواه امروز است.

در آن دورانی که نظام قدیم هنوز بر پا بود و آزادی خواهان که میخواستند دمکراسی پارلمانی را در ایران مستقر سازند، نه تمایلی به حذف سلطنت داشتند و نه قدرت این کار را، به محدود کردن اختیارات پادشاه و در حقیقت حذف قدرت سیاسی وی قانع بودند. اسم خود را گذاشتند مشروطه خواه و مثل بسیاری کشور های آن دوران، شاه را نگاه داشتند و حاکمیت را به ملت منتقل کردند. هدف اصلی شان از میان برداشتن استبداد سلطنتی بود و موفق هم شدند. گرفتاری بعدی از کودتای رضا خان و سید ضیأ برخاست و رفت تا انقلاب اسلامی که استبداد مذهبی را برقرار ساخت.

امروز ما با استبداد مذهبی طرفیم و میدانیم که برای از میان برداشتن این یکی، دیگر شعار مشروطه کارساز نیست تا اسم خود را مشروطه خواه بگذاریم. باید رفت دنبال لائیسیته تا بشود نتیجه گرفت. مشروطه جایی به درد می خورد که شاهی در کار بود و قدرتش باید مهار می شد. وقتی شاهی نیست، مشروطه هم کاربرد ندارد. آخوند حکومت می کند و اوست که باید از قدرت راند. شعار مناسب این کار را باید در میان نهاد.

خواستاری دمکراسی، دیگر گرفتار محدودیت های انقلاب مشروطیت نیست و دلیل ندارد که بعد از بیرون کردن آخوند ها دوباره سلطنت را برقرار کند تا باز گرفتار دردسر مشروطه کردنش بشود. آنهم با کسی که از همین حالا و از همین جا به صراحت روش پدر و پدربزرگش را روش درست حکومت می داند و کوچکترین نظر لطفی به آزادیخواهان ایران که با این دو مبارزه کرده اند ندارد.

آزادیخواهی ایرانی در ابتدای قرن بیستم، خود را بنا به موقعیت و به تناسب مانعی که بر سر راهش بود، تعریف می کرد و مشروطه خواهی نام داشت. آزادیخواهی امروز، بنا به موقعیت تاریخی امروز عمل می کند نه سیاق یک قرن پیش و در مقابل مانعی که ربطی به قبلی ندارد. بیان آزادیخواهی امروز ما جمهوریخواهی لائیک است تا هم آخوند را بیرون براند و هم راه را بر بازگشت استبداد پهلوی ببندد.

۲۰ دسامبر ۲۰۲۰، ۳۰ آذر ۱۳۹۹

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)