هر گونه ستیز با غیر من ، ناشی از یک بخش از پروسه هویت یابی و یا معنی دادن به هویت یا کیستی خود است . این هویت یابی برای متمایز کردن خود با غیرخود ممکنً است کهً از ترس مایه بگیرد . ترس از دست دادن قدرت ، ترس ازدست دادن موقعیت  وترس از دست دادن ثروت و هویت.

فرقی هم نمی کند مگر ما کم ترک ستیز هستیم ، مگر کم عرب ستیز هستیم ، مگر کم افغانی ستیز هستیم ، مگر ما کم یهود ستیز و بهایی ستیز و خود ستیز هستیم ؟ ترس ما بعنوان شیعه از سنی ها ، ترس مسلمان ها از یهودی ها ، ترس آذر بایجانی ها از ارمنستانی ها ، ترس سلطنت طلب ها از کمونیست ها و …..ریشه در ترس نا خود آگاه جمعی و تاریخی

ماهم دارد.  ترک ها آمدند و ایران را گرفتند و عر ب ها آمدند و امپراطوری ما را چه کردند. افغان ها همینطور . ما خوب بودیم و لی آنها آمدند و خراب کردند و ممکن است که دوباره بیایند !؟

همه این روایت های تاریخی تبدیل به stereotypes یا رفتار و اعتقاد کلیشه ای شده اند که همه تابع یادگیری اند و همه در جهت فرار از واقعیت و سرزنش دیگران برای سرپوش گذاشتن بر کاستی هایمان است . سیاست و ایدئولوژی و مذهب بشکلی ابزاری هم بر این ترس ها سوار می شوند.

اشکبوس طالبی

درپروسه اکتساب یک هویت اجتماعی یا social identity ممکن است احترام و همدلی و یگانگی باعث این پروسه کیستی ما شود که آن هم یادگیری است. Stereotype  ها اگر با آگاهی و تجربه علمی صیقل نخورند ، به نژاد پرستی و سکسیسم و ageism…  و تبعیض فرا می رویند .یعنی از احساس به فکر و به عمل در »ی آیند.

این آموزش های اجتماعی نا آگاهانه  و گاهی آگاهانه اند و برای ما گرایش و یا attitudes می سازند و این گرایش ها هم افکار ما را وهم احساسات و عواطف ما را و هم رفتار ما را و هم خواب و آینده ما را تا حد زیادی شکل می دهند .

این ٧٠ ملیون آمریکایی که در حال حاضر آمریکا را دارند دو شقه می کنند ، تحت تاثیر همین stereotype ها و attitude ها هستند و با استدلال و تجربه که به این گرایش و یا رفتار نرسیده اند . آنها تصور می کنند نصفه دیگر دشمن آنها هستند و از ترس نصفه دیگر به اتهام زنی و پرخاشگری دست می زنند .

ترامپ و حزبش از قدرت حزب دموکرات و طرفدارانش می ترسد و فکر می کند که نصفه دیگر آمریکا بر علیه او توطئه کرده است ، لذا دست به این کار ها می زند . هویت و قدرت او توسط ٨۵ ملیو نً رای دهنده زیر سوْال رفته است و او چنین پرخاشگر و بد دهن شده است . او شدیدا ترسیده است.

 

خب چه باید کرد؟

 

همان کاری که فنلاندی ها در آموزش و پرورش کرده اند و بچه هایشان را قبل أز آموزش حساب و هندسه، یاد می دهند که با بچه های دیگر گفتگو کنند ، تعامل کنند ، و آنها را همان طور که هستند قبول کنند و با بازی با آنها لذت ببرند . مردم مالزی و مردم عمان هم همین کار را می کنند .

هیچ راهی نیست جز این که این ترس های درونی را به هشیاری و خود آگاهی بیاوریم تا بر آنها مسلط شویم یا این که قوانین اجتماع را تغییر دهیم و قوانین کشوری را مسلط کنیم .

در مسقط برای تماشا به سومین مسجد بزرگ دنیا رفتیم تا قبل از اذان ظهر، مسجد و اطراف پربود از اروپایی هاو آمریکایی ها و ژاپنی های جهانگردبا لباس ها و دوربین های خودشان بدون هیچ محدودیت .

قبل از اذان بلند گو از همه خواست مسجد را فقط برای نمازگزاران خالی کنند. فرش ها ی مخصوص نماز را آوردند و پهن کردند و نمازگزاران وارد شدند . سه دسته نمازگزار در ٣ قسمت مسجد به سه طریق مختلف نماز ظهر را شروع کردند . از راهنمای عمانی سوْال کردم که جریان چیست ؟ چرا یکجا جمع نمی شوند تا نماز بخوانند؟ گفت : طبق قوانین کشور کسی نمی تواند از مذهب مردم سوْال کند . غیر قانونی است . دستگیری در پی دارد . شیعیان ، سنی ها و عمانی ها به سه طریق نماز می خوانند و اشکالی هم نیست !

خب در چنین شرایط و آموزش اجتماعیً جنگ شیعه وسنی و مسلمان و یهودی هم کنترل شده وکم کم بی معنی می شود .

ما انسان ها بیش از آن که تحت تاثیر ژن های مان باشیم تحت تاثیر آموزش های اجتماعی مان هستیم . و آموزش های مذهبی مان و آموزش های فرهنگی مان .

اشکبوس طالبی – روان شناس مقیم مریلند ٢١ آذر ٩٩ ( زنجیران).

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)