آیا این از مصادیق عدالت است که سیّد شریف و مظلومی چون میرحسین موسوی که در سخت‌ترین دوران‌های این کشور مسئولیّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه‌های محارب و تثبیت انقلاب با موفقیت تمام طی نمود و تا آخرین لحظات عمر امام، عزیز و محبوب این رادمرد بزرگ بود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کیفر باشد و باید حقوقش پایمال گردد؟ حد و حدود تمامیّت خواهی شما کجا پایان می‌گیرد؟ بدرستی که دشمن شماره یک انسان نفس اوست.

پیرمرد استوار ایستاد و صراحتا به آنکه چون فرعون انا ربکم الاعلایی می کرد گفت و تذکر داد که : ((اصل جمهوری یعنی جابجایی مرتب و مکرر مدیران کشور و جامعه مدنی یعنی نقد و انتقاد مداوم برنامه‌های حکومت‌‌ و انقلاب یعنی تأمین و تضمین خواسته‌های ملت که مع‌الاسف امروز واقعیت غیر از اینها است. مصلحت کشور بعید است و آزادی که این سالها هر دو را به مسلخ و مقتل می‌بینیم. هنگامی که از وعده‌ها و قول و قرارهای اول انقلاب یاد می‌آورم، همچون بید بر سر ایمان خویش می‌لرزم. من عمرم را آفتاب لب بام می‌بینم، آردم را بیخته و غربالم را آویخته‌ام، اما از اینکه می‌شنوم تعدادی از آقازادگان و از ما بهتران که بعضاً خرقه‌پوش و دستاربند هم هستند، در سبقت از سرمایه و ثروت کشور در راه اهداف خویش با یکدیگر رقابت گذاشته‌اند، به یاد می‌آورم که ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد. آنها که اموال مردم را به غارت می‌برند، آری برای آنان که بیت‌المال مسلمین را از خود و کشور را ملک طلق و ثروت موروثی خویش می‌پندارند، عرق شرم می‌ریزم. اذا اردنا ان نهلک قریه‌ امرنا مترفیها ففسقوا فیها.))

و بعد پس از بیش از سه دهه از امامت جمعه اصفهان استعفا داد. در حالی که می توانست بنشیند و ظلم ظالم را ببیند و دم نزند. و او چه خوب به سنت دوست، یار و استادش مرحوم فقیه عالیقدر آیت الله العظمی منتظری عمل کرد. منتظری در برابر خمینی نیز چنین کرد. او شاگرد خمینی بود. اما ظلم خمینی را تاب نیاورد و در حالی که می توانست تنها چند ماهی سکوت کند تا بعد از او بر تخت ولایت بنشیند، اما از میان دوگانه حقیقت و مصلحت حقیقت را برگزید و فریاد زد و ظلم خمینی را افشا کرد. طاهری نیز چنین کرد. در سال ۸۱ و در شرایطی که هنوز دولت اصلاحات مستقر بود. ایستاد و فریاد زد. و بعد نشر نامه اش در دولت اصلاحات و توسط شورای امنیت ملی ای که حسن روحانی امروز مدعی، دبیرش بود ممنوع شد. و روزنامه ها یا منتشر نکردند و یا سفید چاپ کردند بخش نامه را به نشانه اعتراض.

متولد ۱۳۰۵ در یکی از محله های قدیمی اصفهان. حسین آباد در جنوب این شهر و در مجاورت محله سیچان و پاچنار. دانش آموخته دیپلمه رشته علوم انسانی به سال ۱۳۲۵ و دانش آموخته موسسه ایران و فرانسه. سید جلال الدین به عربی و فرانسه تسلط کامل داشت و شاید این دو و بخصوص دومی یعنی تسلط بر زبان فرانسه برای یک روحانی و آنهم کسی در شرایط آیت الله طاهری عجیب بود و استثنایی. اما این مرد زبان می دانست و پس می خواند و استبداد را بر او راهی نبود. هم راه نبودن استبداد، او را به یکی از مبارزین سرسخت دوران پیش از انقلاب تبدیل کرد. از پیش از انقلاب ضد سلطنتی بهمن ۵۷ به پیشنهاد خمینی که آن روز رهبری روحانی و معنوی بود و کسی نمی دانست بعد و در دهه ۶۰ و در سال ۶۷ چه می شود، در اصفهان امام جمعه شد و تا سال ۸۱ در این سمت ماند. نماز جمعه ای که در زمان شاه و در مسجد اعظم حسین آباد به واقع مصداق ان الصلاه تنهی عن الفحشا و المنکر بود. و بزرگترین فحشا و منکر در زمان حضور استبداد سکوت و همراهی با استبداد و ظلم است و مسجد و نماز طاهری سنگر مبارزه بر علیه استبداد شاهی بود.

پس از انقلاب نیز طاهری دراصفهان حضور داشت. حمایت طاهری از خمینی در تمام سالهای حکومت خمینی، عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی و رای دادن به ولایت فقیه و بعد سه دوره عضویت طاهری در مجلس خبرگان رهبری شاید چهره ای دیگر را از او تداعی کند. اما برخی از مردم آنچنان است که به آنچه معتقدند و می دانند و فکر می کنند در راه خدا و مردم است عامل اند. همین روحیه است که ایشان را حُر می کند. باز می گردند از سمت استبداد به سمت آزادی و برابری. از سمت طاغوت به سمت مردم. و طاهری بازگشت و عامل اساسی این بازگشت صداقتش بود. انسانهایی چون او اهل صداقت اند. و چون صادق اند حقیقت را می پذیرند و چون حق جو هستند، راه را نه راه قدرت که راه خدا و مردم می دانند و می بینند و پس به سوی ایشان می آیند. و طاهری بزرگ منشانه و بت شکنانه آمد به سوی مردم و علیه استبداد.

و اما همین طاهری در همان دهه ۶۰ فعال جبهه ها بود. عاشق ایران بود و با رزمندگان و مبارزان برای حفظ تمامیت ارضی این مرز و بوم همکاری کامل داشت. و بارها خود در جبهه های دفاع از مام میهن حضور داشت.

و طاهری اوج این ایستادگی را در سال ۸۱ انجام داد. آنجا که به خامنه ای نوشت : ((ایهات و هیهات! هزار وعده خوبان یکی وفا نکند. حقیر که مثل همگان سهم بسیار ناچیزی در انقلاب و تداوم آن داشته‌ام، خود را مکلف می‌دانم و از سر غیرت و درد می‌پرسم تکلیف این همه کاستی و ناراستی و قصور و فتور و فقر و فاقه [و] عصیان و نقصان و تکاثر و تفاخر و زراندوزی و مردم‌سوزی و تبعیض چیست؟ تاکی برای مردم تکراری سخن بگوییم و مرتب کنفرانس و جلسه و میتینگ برگزار کنیم و از قوت لایموت ملت دردمند و محتاج و مستمند، لقمه سفره‌های اشرافی و طاغوتی خود گردانیم و از جیب ملت نجیب به اطرافیان و نورچشمی‌ها حاتم‌بخشی کنیم و هزینه سفرهای سیاسی و خاقانی و قاآخی و تبلیغاتی و بی‌خاصیت خود را بر مردم محروم و به تعبیر حضرت امام طاب ثراه پای برهنه تحمیل کنیم! چه می‌گوییم؟))

او که از ظلم حاکم بر تخت نشسته به تنگ آمده بود و فجایع دانشگاه آزرده اش کرده بود، خطاب به خامنه ای می نویسد: ((شعبان بی‌مخ‌های وحشت‌ و رهبت که با هتاکی و سفاکی ننگ عنیف و معیف کوی دانشگاه را آفریدند و با تهاجم حیوانی مرتع دانشگاه را چریدند و با تعرضات شنیع پرده ناموس فرهنگ و علم را دریدند و در قتل‌های زنجیره‌ای مظلومان بی‌گناه و قربانیان بی‌پناه لعنت سرمدی خدا و نفرت ابدی خلق را خریدند. الذین اتخذوا دینهم لعباً و لهواً و عزتهم الحیوه الدنیا.

همان عمله‌های استبداد و چماقداران قدم به مزد نامهذب مجنون باطل اندیش و ظالم کیش که چهره بین‌المللی نظام را ملکوک و وجهه اسلامی انقلاب را مهتوک نمودند. اولئک الذین طبع‌الله علی قلوبهم و اتبعو اهوائهم و عجب اینکه در آن دادگاه حق سوز عدالت کش به آن بردگان مفلوک دست مریزاد نیز گفتند و من لم یحکم بما انزل‌الله فاولئک هم الظالمون.))

و بعد بر می آشوبد و سخنی را می گوید که خود می گوید باید در آغاز می گفت. مسئله حصر استاد را. مسئله حصر فقیه عالیقدر و مجاهد مرحوم آیت الله العظمی منتظری (رحمه الله علیه) را. زنده یاد آیت الله طاهری خطاب به علی خامنه ای در این باب می گوید: ((من در این سراشیبی عمرم که صدای هولناک خطوات مرگ را می‌شنوم و صاعقه مهیب «تجهزوا رحمکم الله فقد نودی فیکم بالرحیل» را استماع می‌کنم و مشتاقانه لقاء حق‌تعالی و وصال اجداد طاهرینم را انتظار می‌کشم. موضوعی را که باید در صدر مطالبم به رشته تحریر می‌کشیدم مطرح می‌کنم و می‌پرسم حصر فقیهی وزین و مجاهدی نستوه و مرجعی مبارز که ثانی اثنین انقلاب و از اساطین نظام و اوتاد حوزه و اعاظم فقه و افاخم کشور است با کدام عقل و نقل و آیه و حدیث و عرف و شرع و سیاست قابل توجیه است؟ سوابق مستحسن و مدارج علمی چه فقیه و مرجعی همسنگ حضرت آیت‌الله منتظری مدظله است؟

معظم‌له نیمی از حوزه است و حوزه نیمی از اسلام و براین شناخت بود که رهبر فقید و عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خمینی قدس سره القدوسی گرما بخشیدن به نظام و حوزه را به ایشان توصیه فرمودند. فاجعه نامسبوق و نامسموع حصر ارتجاعی و غیرانسانی مجتهدی چون ایشان عاقبتی شوم و نتیجه‌ای مشئوم و پایانی مذموم دارد. الملک یبقی مع‌الکفر و لایبقی مع الظلم.

عزت و حرمت و عظمت حریم مرجعیت معظم شیعه حتی در سیاه‌ترین حکومت و فرعونی‌ترین رژیم نیز استوار وپایدار و برقرار بوده است. حوزه‌های نفوذناپذیر علمیه همیشه کهف امین مردم و مراجع عظام تقلید علی‌الدوام حبل المتین ملت و روحانیت اصیل پیوسته حصن حصین کشور و منهاج حقیقت و منوار فضیلت بوده‌اند و حیات و ممات همه فقها از کلینی تا خمینی شاهد این مدعا است.

آه آه! شوقا الی رویته وا اسفا که امروز شاهد حبوط روحانیت و سقوط مرجعیت هستیم! دریغ و درد که دژ مستحکم و نفوذناپذیر مرجعیت شیعه به دست غوغائیان معرکه سیاست و بازیگران صحنه ریاست به سود استعمار ضربه ای جانکاه خورد و الی‌الله المشتکی.))

و شکایت به خدا می برد. خدای آزادی. خدایی که همه جایی و همه وقتی است. اهل پروژه است و هم زانو و هم راه. و طاهری با سنت الهی، سنت بت شکنی ابراهیمی و فرعون شکنی موسایی همراه می شود. و این یعنی بازگشت به دامان مردم. یعنی عزت طاهری و ذلت حصرکننده منتظری و ظلم کننده بر طاهری و طاهری ها.

طاهری عامل است به این کلام رسول الله که افضل الجهاد کلمه عدل عند امام جائر. و طاهری کلمه حق و عدل می گوید در برابر تمامیت حکومت جور. بار دیگر نامه ای و بانگی موسایی در برابر طاغوتی فرعونی.

و باز بی ادبی فرعونیان و بی منطقیشان. خامنه ای طاهری را هشدار می دهد که دشمنان از نامه او سوء استفاده کرده اند! و نمی گوید که موجب بانک دیگران نه نامه طاهری که ظلم خود اوست. سید علی خامنه ای بی ادبانه به مرحوم ایت الله طاهری که هم شان سنی، هم شان مبارزاتی و هم شان و برتری علمی و فقهی بر خامنه ای داشت می نویسد: ((از همین رو، روزی که اطلاعیه ی منسوب به جنابعالی صادر شده ضدانقلاب که در زیر سایه ی آمریکا و اسرائیل با پول آنها زندگی و تغذیه می کند بیشترین سوءاستفاده را از آن کردند و آن را مقابله با سیاستهای امام راحل و نفی و رفض نظام اسلامی و شعارهای آن وانمود کردند.)) و بعد هم منت می گذارد که : ((البته بنده با سابقه ی رفاقت و آشنایی با جنابعالی و اطلاع از سوابق ممتدتان در انقلاب و نیز اطلاع از محبّتی که همواره نسبت به اینجانب ابراز کرده اید چنین برداشتی نمی کنم ولی کسانی که سخن شیطان را باور کنند و فریب آن رابخورند نیز وجود دارند. این باید موجب شود که همه ی ما در گفتار و اظهار خود هوشیاری و دقت و اخلاص بیشتری به کار گیریم و نگذاریم وحدت و انگیزه این ملت بزرگ و قهرمان خدای نخواسته با غفلت ما مخدوش شود.)) و نمی گوید که این طاهری است که السابقون السابقون است نه طلبه ای مانند خامنه ای که  اتفاقا به لطف مرحوم فقیه عالیقدر امام جمعه تهران می شود و بعد نمکدان می شکند وحرمت استادی پاس نمی دارد.

طاهری پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ نیز در سوی مردم و در برابر قدرت جبارانه طاغوت ایستاد. او به نتیجه انتخابات انتقاد کرد و گفت ((همصدا با اکثریت مردمِ رای باخته، این انتخابات را مخدوش و آن را باطل و تصدی مجدد رئیس دولت را برای دور بعد نامشروع و غاصبانه)) می‌داند. او گفت که ((من با دیده گریان و قلبی اندوه بار به عینه می‌بینم که کهنه دشمنان و مخالفان امام راحل که او را برای مبارزه و تاسیس جمهوری اسلامی تخطئه می‌کردند، امروز با تمام قوت و با همان دشمنی، تئوری پردازان قدرتمندان شده و از درون به هدم و نابودی عقاید حکومتی مرحوم امام و به موزه فرستادن عملی آن، فعالانه مشغول هستند.)) همچنین او گفت: ((آیا این از مصادیق عدالت است که سیّد شریف و مظلومی چون میرحیسن موسوی که در سخت‌ترین دوران‌های این کشور مسئولیّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه‌های محارب و تثبیت انقلاب با موفقیت تمام طی نمود و تا آخرین لحظات عمر امام، عزیز و محبوب این رادمرد بزرگ بود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کیفر باشد و باید حقوقش پایمال گردد؟ حد و حدود تمامیّت خواهی شما کجا پایان می‌گیرد؟ بدرستی که دشمن شماره یک انسان نفس اوست.))

و بعد انگار همان مردم بودند که در ۲۵ خرداد از او حفاظت کردند. خبرهایی آمد که ماموران امنیت بان رژیم قصد بازداشت طاهری را داشتند که مردمان و درد و زجر کشیدگان اصفهان آمدند و ایستادند و از این آزادمرد دفاعی جانانه کردند.

همچنین آیت الله طاهری فقید در نامه ای خطاب به استاد و دوست و فقیه عالیقدر مرحوم آیت الله الظعمی منتظری از مواضع استاد در باب انتخابات سال ۸۸ دفاع می کند و می نویسد: ((لازم می‌دانم مراتب قدردانی و حمایت خود و روحانیت مسئول و آگاه را از مواضع روشنگر و شجاعانه شما در مورد وقایع دردناک و حوادث تاسف‌بار ماه‌های اخیر به جنابعالی که از عالمان عامل و بنیان‌گذاران و مجاهدان زجردیده نهضت اسلامی و از یاوران اصلی قبل‌الفتح امام می باشید ابلاغ نمایم.))

آیت‌الله طاهری در این نامه عاملان سرکوب‌های پس از انتخابات را ((مهمانان ناخوانده و فرصت‌طلبی)) می خواند که به ((غارت دین و کیان ملت و کشور و نظام و خون شهیدان)) مشغول‌اند. او از آیت‌الله العظمی منتظری و همفکران و همراهانش به عنوان کسانی یاد می کند که ((روح حساس و قلم و زبان و دل و دیده نگران آن‌ها پیوسته در تکاپوی اصلاح و نجات است و مایوسانه در صدد جبران و بازگرداندن مسیر به مقصدی هستند که به مردم وعده داده‌اند)).

آخرین تصاویری که از او در ذهن است حضورش در مراسم تشییع مرحوم آیت الله العظمی منتظری (رحمه الله علیه) است و دیدارش با شیخ مهدی کروبی شجاع و مهندس میرحسین موسوی دلیر.

و بعد بیمارستان واوج گرفتن بیماری و بستری شدن در بیمارستان الزهرای اصفهان و بخش مراقب های ویژه به دلیل عارضه شدید انسداد تنفسی و بعد…

و بعد رحلت و پرواز به سوی معشوق و معبود در ۱۲ خرداد ۱۳۹۲٫

طاهری یک وزنه بود. مصداق اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمه لا یسدها شئ. این ثلمه نه تنها برای اسلام که برای ایران زمین بود. طاهری یکی از ارزشمندترینان ایران زمین بود که رفت. مصداق دقیق این آیه کلام الله مجید که : مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا.

و طاهری با عهد خود با خدایش، عهد ایستادن بر صبر و اتصال با ذات اقدس باری تعالی و دفاع از آزادی و عدالت و مردم و حقوق انسانها وفا کرد و بعد به دیدار یار شتافت. طاهری رفت اما سنتش، راهش و منش او و تمامی بزرگانمان هست. تا ما چه می کنیم و کجاییم. تمام این سخنان سخن از رفتن و مرثیه نیست. سخن از طاهری ها سخن برای آموزش نسلی است که یاد بگیرد می توان مذهبی بود، انسان بود و در راه خدا و مردم مبارزه کرد. اگر اشتباه کرد بازگشت و باز صادقانه اهل مردم شد. طاهری اهل صداقت بود. کاش از او بیاموزیم.

منابع :

۱-    http://www.rahesabz.net/story/70822/ نامه استعفای تاریخی آیت الله طاهری به رهبری و پاسخ مقام رهبری

۲-    http://www.dw.de/%D8%A2%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF/a-4721608-1 آیت‌الله طاهری در نامه به منتظری: باید به حکومت فشار آورد

۳-   http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8Cجلال الدین طاهری (ویکی پدیا)ش

۴-    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/06/090630_mg_brief_election_taheri.shtml آیت الله طاهری: تصدی مجدد رئیس دولت نامشروع و غاصبانه است

۵-    http://www.shafaqna.com/persian/other-services/biography-elders/taheri/item/43636-14-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C.html 14 تصویر از مرحوم آیت الله سید جلال الدین طاهری اصفهانی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)