آیتالله جلالالدین طاهری، که چند روز پیش درگذشت، از جمله افرادی بود که حتی پیش از انقلاب نیز امام جمعه اصفهان بود. وی پس از پیروزی انقلاب نیز توسط آیتالله خمینی در این سمت ابقا شد تا محوری باشد برای نیروهای خط امامی آن زمان و اصلاحطلب بعدی.
نام آیتالله طاهری اما در ذهن عده نه چندان کمی از منتقدان و مخالفان جمهوریاسلامی به دلیل نامهی استعفایی است که از سمت خود در مقام امامت جمعه نوشته است. نامهای که تیرماه سال هشتاد و یک منتشر شد. [متن کامل این نامه و پاسخ آیتالله خامنهای به آن را میتوانید در انتهای همین مطلب ببینید.]
پس از انتشار نامه استعفای آیتالله طاهری، شورای عالی امنیت ملی، با صدور دستورالعملی، انتشار هرگونه تحلیلی پیرامون این نامه در مطبوعات را متهم کرد. طبیعتا مخاطب اصلی این نامه، نشریات اصلاحطلب بودند که بیم آن میرفت تحلیلهایی خلاف خوشآمد دیدگاه رسمی بنویسند.
این مساله از آن جهت اهمیت داشت که نامه استعفای آیتالله طاهری از مقام امامت جمعه، خطاب به مردم بود و نه رهبر جمهوریاسلامی. از سوی دیگر نامهی تند و تیز و توصیفش از وضعیت کشور، و مشکلاتی که وجود دارد، مستقیم و غیرمستقیم آیتالله خامنهای و نهادهای زیر نظر وی را هدف گرفته بود.
طبیعتا نشریات اصلاحطلب نیز از انتشار مطلب و تحلل پیرامون این نامه چشم پوشیدند. در این میان روزنامهی “نوروز” دست به ابتکار جالبی زد. این روزنامه گرچه از چاپ چنین مطالبی خودداری کرد، اما مطلب جایگزینی برای آنها قرار نداد و در ستونهای سفید، این توضیح را نوشت که این مطالب به دستور شورای عالی امنیت ملی حذف شده است.
طنز تلخ تاریخ اما میدانید کجاست؟ آنجاکه در سال هشتاد و یک، یعنی یازده سال پیش، کسی که اینگونه دستور به تحدیدمطبوعات داده بود، کسی نبود جز شیخ حسن روحانی، دبیر آن زمان شورای عالی امنیت ملی کشور و کاندیدای مورد پسند امروز برخی از نیروهای اصلاحطلب.
پینوشت: متن نامهی آیتالله طاهری و پاسخ آیتالله خامنهای
نامهی استعفای آیتالله طاهری
بسمالله الرحمن الرحیم و به نستعین الحمدلله رب العالمین و صلواتالله و سلامه علی الانبیاء و المرسلین خصّ علی خاتمهم و اشرفهم الذی قیل فی شانه لولاک لما خلقت الافلاک و علی وصیه و خلیفته علی امیرالمؤمنین و الائمه المعصومین من ولده بالاخص خاتمهم الذی به الله العرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً.
از دیرباز تاکنون میخواستم مطالبی را به طور اختصار به ملت شریف و سرافراز تقدیم کنم.
غرض از نوشتن این اوراق، هرگز نخواسته و نمیخواهم ملت عزیز و صبور را مأیوس و ناامید کرده باشم. اما هرگز نمیتوانم چشمم را بر واقعیات ملموس و حقایق محسوس ببندم و شاهد درد نفسگیر و رنج طاقت فرسای مردم باشم. مردمی که گلهای فضیلت را پایمال میبینند و افول ارزشها و زوال معنویتها را مینگرند.
جمهوری اسلامی که ثمره خون پاک فرزندان غیور ملت سلحشور و مسلمان ایران است و هنوز بسیاری از خانوادهها منتظر جنازه فرزندان شهید خود هستند، با وعده حکومت عدل علی علیهالسلام استقرار یافت تا ملت به نوایی و کشور به جایی برسد و البته ملت سامان نمیپذیرد و ملک اصلاح نمیشود مگر به جمله کوتاه پیامبر گرامی اسلام که میفرماید: صنفان من امتی اذاصلحا صلحت امتی و اذا فسدأ امتی. قیل یا رسولالله و من هما؟ قال الفقها و الامراء (خصال جلد ۱، صفحه ۳۷)دو دسته از امت هستند که اگر اصلاح شوند، امت من اصلاح میشوند و اگر فاسد شوند، جامعه اسلامی فاسد میشوند. پرسیدند ای پیامبر خدا این دو صنف چه کسانی هستند؟ فرمود: دانشمندان دینی و حاکمان.
اصل جمهوری یعنی جابجایی مرتب و مکرر مدیران کشور و جامعه مدنی یعنی نقد و انتقاد مداوم برنامههای حکومتو انقلاب یعنی تأمین و تضمین خواستههای ملت که معالاسف امروز واقعیت غیر از اینها است. مصلحت کشور بعید است و آزادی که این سالها هر دو را به مسلخ و مقتل میبینیم. هنگامی که از وعدهها و قول و قرارهای اول انقلاب یاد میآورم، همچون بید بر سر ایمان خویش میلرزم. من عمرم را آفتاب لب بام میبینم، آردم را بیخته و غربالم را آویختهام، اما از اینکه میشنوم تعدادی از آقازادگان و از ما بهتران که بعضاً خرقهپوش و دستاربند هم هستند، در سبقت از سرمایه و ثروت کشور در راه اهداف خویش با یکدیگر رقابت گذاشتهاند، به یاد میآورم که ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد. آنها که اموال مردم را به غارت میبرند، آری برای آنان که بیتالمال مسلمین را از خود و کشور را ملک طلق و ثروت موروثی خویش میپندارند، عرق شرم میریزم. اذا اردنا ان نهلک قریه امرنا مترفیها ففسقوا فیها.
آیا این بود آنچه را با مستضعفین پیمان بستیم؟
ایهات و هیهات! هزار وعده خوبان یکی وفا نکند. حقیر که مثل همگان سهم بسیار ناچیزی در انقلاب و تداوم آن داشتهام، خود را مکلف میدانم و از سر غیرت و درد میپرسم تکلیف این همه کاستی و ناراستی و قصور و فتور و فقر و فاقه [و] عصیان و نقصان و تکاثر و تفاخر و زراندوزی و مردمسوزی و تبعیض چیست؟ تاکی برای مردم تکراری سخن بگوییم و مرتب کنفرانس و جلسه و میتینگ برگزار کنیم و از قوت لایموت ملت دردمند و محتاج و مستمند، لقمه سفرههای اشرافی و طاغوتی خود گردانیم و از جیب ملت نجیب به اطرافیان و نورچشمیها حاتمبخشی کنیم و هزینه سفرهای سیاسی و خاقانی و قاآخی و تبلیغاتی و بیخاصیت خود را بر مردم محروم و به تعبیر حضرت امام طاب ثراه پای برهنه تحمیل کنیم! چه میگوییم؟
در برابر این همه انحراف و اجحاف و قانونشکنی؟ تغافل و تجاهل و تساهل تا چند؟ اکنون که شاه و آمریکا در این کشور تسلط ندارند که مضایق و معایب و مشکلات را متوجه آنها بدانیم، چرا به انتقادات دلسوزانه گوش نمیدهند؟ چرا از استعدادها و مغزها کمتر استفاده میکنند. مگر پیامبر مکرم و نبیمعظم اسلام صلواتالله و سلامه علیه نفرمود: من اصبح ولایهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم.
مصیبت عظمای دین گریزی و سرخوردگی و بیکاری و تورم و گرانی و شکاف جهنمی فقر و غنا و فاصله عمیق و روز افزون طبقاتی و رکود و سقوط درآمد ملی و اقتصاد بیمار و فساد اداری و ضعف شدید مدیریتی و نقص فزاینده ساختار سیاسی کشور و اختلاس و ارتشاء و اعتیاد و عدم چارهاندیشی کارآمد تبعات وجیع و فجیعی دارد که همچون سیل بنیان برانداز پشت سد ایستاده و هرلحظه کیان کشور و حیات ملت را تهدید میکند. واتقوا فتنه لاتصیبین الذین ظلمو امنکم خاصه (آتش که گرفت خشک و تر میسوزد) لاف زدن و گزاف گفتن و تزویر نمودن و حریم خصوصی افراد را شکستن و تصفیه حساب خصوصی و سیاسی نمودن و آب در شیر کردن و به سخنان کلیشهای دلخوش بودن و از جمعیتهای خیابانی سان دیدن، تاکنون نتوانسته است از حجم انبوه مشکلات و معضلات بکاهد و افسردهای را با مرهمی بنوازد و یا آبی بر اضطرابی بیفشاند و جامی به تشنه کامی پچشاند و نانی به خسته جانی برساند. عدم تعهد به قانون وحضور نهادهای غیرمدنی نامسؤول، باندهای مافیایی و خلع یدمجلس و وجود اهرمهای مطلقه نامتناهی و مادامالعمر نامحدود و قدرتهای بادآورده رویینتن غیر پاسخگو و سیاستگذاریهای خارجی بعضاً ناموفق و بنیادهای مرئی و بنگاههای نامرئی غیراقتصادی و تجاری و اسکلههای غیردولتی نامتعارف و رانتخواری و یغماگری و فراری دادن مغزها و بگیر و بهبندها و حصر و حبسهای نامألوف و باب شدن چنگیزی و مردمستیزی و قانون گریزی و ایزوله کردن ارباب فکر و اندیشه و اسیر کردن منتقدان و ذبح نامطبوع مطبوعات و حبس نامشروع اصحاب نشریات و نظارت جناحی ناصواب و نامعقول استصوابی و دادگاه نامقبول روحانیت و فلج کردن دولت و بافت نامطلوب شورای مصلحت و مردم را هیچ انگاشتن و بر شیپور قدرت دمیدن و کشور را بر بال باد گذاشتن،سرانجامی نامیمون دارد که از نکبت و شقوت آن به خدای بزرگ پناه میبرم. آنان که بر شتر چموش قدرت سوارند و در میدان سیاست دو اسبه میتازند و از نردبان مقدسات و اعتقادات مردم بالا میروند و گرد آسیاب ریاست میچرخند و از پل دین میگذرند تا به دنیا برسند متأسفانه مؤید و مشوق عدهای چماق به دوش و فرقهای کفن پوش که دندان تمساح خشونت را تند و تیز میکنند و میخواهند عجوزه تندخوی و عفریته زشت روی خشونت را به نکاح دین درآورند و امور مقدس را ملوث جلوه دهند یعنی رجالهها و فاشیستهایی که معجونی از جهل و جنونند و بندنافشان به مراکز ثقل قدرت متصل است و مطلق العنان و افسار گسیختهاند و نه ملوم معاقب قضا هستند و نه محکوم معاتب قانون. هم فقیه و هم فیلسوف و هم داروغه و هم حاکم و هم مفتی و هم قاضی هستند! فعالمایشاء و حاکم ما یرید! ذوب شدگانی که ماست را سیاه میبینند! و به تعبیر زیبای قرآن «قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالاً الذین ضل سعیهم فیالحیوه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا» بگو ای پیامبر آیا با خبر کنم شما را به کسانی که زیانبرترین مردمند آنها که عمل خود را تباه کردند در این سرای و گمان میبرند بهترین مردمند از لحاظ عمل!
شعبان بیمخهای وحشت و رهبت که با هتاکی و سفاکی ننگ عنیف و معیف کوی دانشگاه را آفریدند و با تهاجم حیوانی مرتع دانشگاه را چریدند و با تعرضات شنیع پرده ناموس فرهنگ و علم را دریدند و در قتلهای زنجیرهای مظلومان بیگناه و قربانیان بیپناه لعنت سرمدی خدا و نفرت ابدی خلق را خریدند. الذین اتخذوا دینهم لعباً و لهواً و عزتهم الحیوه الدنیا.
همان عملههای استبداد و چماقداران قدم به مزد نامهذب مجنون باطل اندیش و ظالم کیش که چهره بینالمللی نظام را ملکوک و وجهه اسلامی انقلاب را مهتوک نمودند. اولئک الذین طبعالله علی قلوبهم و اتبعو اهوائهم و عجب اینکه در آن دادگاه حق سوز عدالت کش به آن بردگان مفلوک دست مریزاد نیز گفتند و من لم یحکم بما انزلالله فاولئک هم الظالمون.
من در این سراشیبی عمرم که صدای هولناک خطوات مرگ را میشنوم و صاعقه مهیب «تجهزوا رحمکم الله فقد نودی فیکم بالرحیل» را استماع میکنم و مشتاقانه لقاء حقتعالی و وصال اجداد طاهرینم را انتظار میکشم. موضوعی را که باید در صدر مطالبم به رشته تحریر میکشیدم مطرح میکنم و میپرسم حصر فقیهی وزین و مجاهدی نستوه و مرجعی مبارز که ثانی اثنین انقلاب و از اساطین نظام و اوتاد حوزه و اعاظم فقه و افاخم کشور است با کدام عقل و نقل و آیه و حدیث و عرف و شرع و سیاست قابل توجیه است؟ سوابق مستحسن و مدارج علمی چه فقیه و مرجعی همسنگ حضرت آیتالله منتظری مدظله است؟
معظمله نیمی از حوزه است و حوزه نیمی از اسلام و براین شناخت بود که رهبر فقید و عظیمالشأن انقلاب اسلامی، حضرت آیتاللهالعظمی امام خمینی قدس سره القدوسی گرما بخشیدن به نظام و حوزه را به ایشان توصیه فرمودند. فاجعه نامسبوق و نامسموع حصر ارتجاعی و غیرانسانی مجتهدی چون ایشان عاقبتی شوم و نتیجهای مشئوم و پایانی مذموم دارد. الملک یبقی معالکفر و لایبقی مع الظلم.
عزت و حرمت و عظمت حریم مرجعیت معظم شیعه حتی در سیاهترین حکومت و فرعونیترین رژیم نیز استوار وپایدار و برقرار بوده است. حوزههای نفوذناپذیر علمیه همیشه کهف امین مردم و مراجع عظام تقلید علیالدوام حبل المتین ملت و روحانیت اصیل پیوسته حصن حصین کشور و منهاج حقیقت و منوار فضیلت بودهاند و حیات و ممات همه فقها از کلینی تا خمینی شاهد این مدعا است.
آه آه! شوقا الی رویته وا اسفا که امروز شاهد حبوط روحانیت و سقوط مرجعیت هستیم! دریغ و درد که دژ مستحکم و نفوذناپذیر مرجعیت شیعه به دست غوغائیان معرکه سیاست و بازیگران صحنه ریاست به سود استعمار ضربه ای جانکاه خورد و الیالله المشتکی.
انشاءالله ملت شریف کاستیها و قصوری را که احیاناً مشاهده فرمودند به حساب کهولت سن از ضعف جسمانی این پیر ارادتمند که مدام دعاگوی ملت و کشور است، بگذارند.
حقیر حدود سی سال پیش در نجف اشرف با کسب اجازه از محضر مبارک حضرت امام، رهبر کبیر انقلاب به اقامه نماز جمعه در اصفهان مجاز شدم ولی با کمال تأسف در شرایط موجود از امامت جمعه کنار میروم «الفرار ممالایطاق من سنن المرسلین».
در پایان برادران و خواهران بزرگوارم را به صبر و هوشیاری و متانت اکیداً توصیه میکنم و ملت و کشور مظلوم را به صاحب اصلی ولایت مولانا و صاحبنا حضرت مهدی موعود ارواحنا فداه میسپارم و دست همه طبقات را به رسم وفا و صفا میفشارم.
ای خداوند قسط و آزادی و ای پروردگار عدالت و آگاهی و ای آفریدگار قلم و اندیشه، بر کویر تفتیده و مزرعه خشکیده ما بیش از این آب شعور و باران نور ببار و رحمت واسعه خود را از این ملت بزرگ دریغ مدار. اللهم اظهر کلمه الحق و اجعلها العلیا و ادحض کلمه الباطل و اجعلها السفلی انک علی کل شی قدیر و بالاجابه جدیر، اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبته ولینا و کثره عدونا و قله عددنا و شده الفتن بنا و تظاهر الزمان علینا، فصلّ علی محمد و آله و اعینا علی ذلک بفتح منک تعجله و بضرّ تکشفه و نصر تعزّه و سلطان حقّ تظهره و رحمه منک تجللناها و عافیه منک تلبسناها، برحمتک یا ارحم الراحمین.
اصفهان؛ سید جلال الدین طاهری
۱۷ تیر سال ۱۳۸۱، ۲۶ ربیعالثانی ۱۴۲۳
پاسخ آیتالله خامنهای
بسم اللّه الرحمن الرحیم
جناب آیهاللّه آقای حاج سید جلال الدین طاهری دامت توفیقاته
با سلام و تحیت دیروز نامه ای منسوب به جنابعالی ملاحظه کردم که در آن از برخی اوضاع کشور از جمله رواج فسادهای اخلاقی و مالی و وجود تبعیض میان طبقات مردم و استفاده های نامشروع برخی از اصحاب مناصب حکومتی یا روحانی شکوه کرده اید.
اینها مطالب حقّی است که اینجانب در چند سال اخیر بارها در اجتماعات عمومی و نیز در دیدار مسئولان ذیربط درباره ی آن هشدار داده و بسیج همه ی امکانات را برای مبارزه با فقر و فساد و تبعیض از همه خواسته ام. اکنون هم معتقدم جز با جهادی مخلصانه و برخاسته از احساس درد و احساس خطر، این شجره های ملعونه قلع نمی شود و این محتاج همکاری و همصدایی همه بخصوص صاحبان موقعیتهای حکومتی و اجتماعی است.
یقیناً از جنابعالی که سوابق ممتدی در انقلاب دارید بیشتر از خیلی ها انتظار و توقع داشته و دارم و اکنون که طبق این اعلامیه به این فکر افتاده اید آن را به فال نیک می گیرم.
امروزه برای رفع مشکلات مردم سه امر محوری وجود دارد، یکی تولید کار و اشتغال برای نسل جوان پراستعداد و پرشمار این کشور است که مشکلات زندگی را از دوش بخش مهمی از مردم ما بر می دارد، دوم مبارزه با فساد اقتصادی در دستگاهها است که اگر عزم همگانی بر آن قرار نگیرد همه ی تلاشهای دولت کنونی و دولتهای قبلی را خنثی و دستاوردهای نظام مقدس ما را ضایع می سازد و فاصله طبقاتی را عمیق و منابع محدود ملّی را به خورد متجاوزان به حقوق ملت می دهد.
سوم و از همه مهمتر وحدت ملّی و یکصدایی مسئولان و خواص است که اگر مخدوش شود هیچ حرکت سازنده به سامان نمی رسد. مردم فداکار و مؤمن ما بحمداللّه در زیر پرچم اسلام و انقلاب متحدند. نمونه ای از حضور پُرحماسه و پُرانگیزه ی مردم در دفاع از نظام اسلامی و اعلام حمایت از مبانی انقلاب را خود جنابعالی در سفر چند ماه قبل اینجانب به اصفهان شاهد و ناظر بودید و پس از آنکه عظمت و هیبت اجتماع مردم مؤمن و غیور و جوانان پرشور و مصمم را در میدان امام و خیابانهای اطراف آن به چشم خود دیدید به اینجانب گفتید که من از اوایل انقلاب چنین جمعیت متراکم و پرشوری در این میدان عظیم ندیده ام.
مردم بر خلاف تحلیل تعداد انگشت شمار اشخاص مغرض یا فریب خورده، پشتیبان نیرومند انقلاب و اسلام و امام اند. کسانی که بر اثر تلقین اطرافیان ناباب و نامطمئن پنداشته اند که نظام جمهوری اسلامی دوران ضعف وانحلال را می گذراند، خودشان در دوران ضعف و انحلالند.
دشمنان سوگند خورده ی انقلاب که یکروز هم با امام و امت دل صاف و مهربان نداشته اند با این تلقین ها می خواهند مردم را مأیوس، جوانان را گمراه، و بعضی پیران موجّه ولی بی خبر را مدّعی امام و انقلاب کنند. در چنین شرایطی حرف زدن و اقدام کردن هوشیاری بیشتری می طلبد و اندک غفلتی دشمنان داخلی و خارجی را در سوءاستفاده و سوء نیت خود گستاخ می سازد و جفای بزرگی به این ملت مظلوم است.
از همین رو، روزی که اطلاعیه ی منسوب به جنابعالی صادر شده ضدانقلاب که در زیر سایه ی آمریکا و اسرائیل با پول آنها زندگی و تغذیه می کند بیشترین سوءاستفاده را از آن کردند و آن را مقابله با سیاستهای امام راحل و نفی و رفض نظام اسلامی و شعارهای آن وانمود کردند.
البته بنده با سابقه ی رفاقت و آشنایی با جنابعالی و اطلاع از سوابق ممتدتان در انقلاب و نیز اطلاع از محبّتی که همواره نسبت به اینجانب ابراز کرده اید چنین برداشتی نمی کنم ولی کسانی که سخن شیطان را باور کنند و فریب آن رابخورند نیز وجود دارند. این باید موجب شود که همه ی ما در گفتار و اظهار خود هوشیاری و دقت و اخلاص بیشتری به کار گیریم و نگذاریم وحدت و انگیزه این ملت بزرگ و قهرمان خدای نخواسته با غفلت ما مخدوش شود.
آمریکا برای عملی کردن تهدید خود در ایران تنها کمبودی که دارد وجود یک پایگاه مستحکم مردمی است که بتواند با استفاده از آن انتقام خود را از انقلاب و اسلام و امام بگیرد و برای سرکوب این ملت آزاد و شجاع، یک دیکتاتوری سیاه شبیه دیکتاتوری پهلوی در این کشور مستقر کند.
البته این خواب بی تعبیر و خیال احمقانه ی آنان مانند تحلیلهای غلط همیشگی شان نسبت به مسائل کشور، برای آنان جز خسران و یأس چیزی به بار نخواهد آورد. مهم آن است که خواص ملت نگذارند هیچ حرکت و اقدام آنان در خدمت آن هدف شوم قرار گیرد. در باب فساد اقتصادی خوب است همه از اطرافیان و منسوبان خویشاوندی و شخصیتی خود شروع کنند.
فساد را فقط در اشخاص دور دست نبینند، بلکه در نزدیکان خود و اشخاص ظاهراً مورد اعتماد خود هم آن را حس و با آن مبارزه کنند. بلای گرفتاری در مُشت اطرافیان نامطمئن موجب شد که یکی از یاران و شاگردان نزدیک امام در اواخر عمر آن یگانه ی زمان، مطرود ایشان واقع شود و او را از دخالت در امور سیاسی منع شرعی کنند و باز اگر آن شخص به این تصمیم و اخطار حکیمانه ی استاد و مراد خود عمل می کرد یقیناً مشکلات بعدی را برای خود و کشور به وجود نمی آورد.
اینجانب جفای به خودم را فراموش می کنم اما همه باید از امام راحل عظیم خود آموخته باشیم که جفای به ملت و تلاش برای سُست کردن بنیان نظام اسلامی قابل بخشش نیست.
در پایان از مردم عزیز و وفادار ومردان و زنان مؤمن و غیور اصفهانی و بخصوص از فرزندان انقلابیم می خواهم که همه ی سعی خود را در حفظ آرامش شهر و محیط نماز جمعه ی اصفهان بکار برند و از هر شعار و حرکتی که موجب تشنج و اختلاف و دودستگی شود جداً پرهیز کند. بی شک یکی از مهمترین هدفهای دشمن ایجاد هرج و مرج و آشفتگی و درگیری میان اقشار ملت است. با کمال هوشیاری از تحقق این خواسته ی دشمنان زبون و ابله و پلید، جلوگیری کنید.
اکنون که جناب آقای طاهری از امامت جمعه کناره گرفته اند مانند ماههای گذشته که ایشان به خاطر ابتلائات جسمانی در نماز حاضر نمی شدند جناب حجهالاسلام آقای حاج سید علی قاضی عسگر و جناب حجهالاسلام آقای حاج شیخ محمد تقی رهبر امامان جمعه ی موقت اصفهان، نماز جمعه را با متانت و استحکام و شکوه فراوان برگزار کنند.
اینجانب از کسی شکوه نمی کنم و به مدد الهی اطمینان دارم و به خاطر عزم مؤمنانه ی این ملت بزرگ و عظمتی که در هنگامه مشکلات از خود نشان می دهند جبهه ی سپاس بر درگاه الهی می سایم و اگر شکوه ای در دل باقی بماند به درگاه ولی اللّه اعظم (ارواحنا فداه) عرضه خواهم کرد.
والسلام علی جمیع عباداللّه الصالحین
سیدعلی خامنه ای ۲۰ تیر ۱۳۸۱
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.