روایت متفاوت اما بدور از ذهنی در این رابطه از زبان رابرت ایمز جاسوس سازمان سیا در کتاب “جاسوس خوب” آمده است؛ آقای ایمز مدعی است که قرار بوده که امام موسی صدر به همراه مرحوم بهشتی به لیبی بروند که بهشتی به لیبی نرفته است

 

در صفحات ۲۰۴–۲۰۶ کتاب “جاسوس خوب” چگونگی‌ ناپدید شدن امام موسی‌ صدر و مرگ ایشان اینطور توصیف شده است:

 

دو هفته بعد از ناپدید شدن امام موسی‌ صدر، آیت‌الله خمینی پیامی برای عرفات فرستاد و از او خواهش کرد که در باره ناپدید شدن آقای صدر تحقیقاتی‌ انجام دهد. در همان حال، آقای ایمز پیامی برای آقای علی‌ حسن سلامه فرستاد و از ایشان پرسید که آیا هیچگونه اطلاعی در باره ناپدید شدن آقای صدر دارد یا خیر. بعد از مدتی‌، آقای سلامه گزارش کاملی را برای آقای ایمز فرستاد.

بر طبق گزارش آقای سلامه به آقای ایمز، آقای معمر قذافی رهبر لیبی‌ از آقای صدر و آیت‌الله سید محمد بهشتی‌ دعوت کرده بود که در لیبی‌ با هم ملاقات کنند و به بحث در باره یک دولت اسلامی شیعه بپردازند. آقای صدر مخالف چنین دولتی بود و معتقد بود که الهیات تشیع روحانیون را از بدست گرفتن قدرت سیاسی منع کرده است، ولی‌ مرحوم بهشتی‌، که از شاگردان و نزدیکان آقای خمینی بود، بشدت طرفدار چنین نوع حکومتی بود. کتاب ادعا می‌کند که هم مرحوم بهشتی‌ و هم آقای صدر بطور سخاوتمندانه‌ای توسط آقای قذافی حمایت می‌شدند. آقای قذافی از هر دو روحانی خواسته بود که اختلاف‌های خودرا به کنار بگذارند، و به او در تشکیل یک برنامه ضدّ غربی کمک کنند. آقای قذافی خود مسلمان سنّی بود، و هیچ علاقه‌ای به بحث در باره دولت شیعی نداشت.

 

آقای صدر و همرا‌هان وارد تریپولی میشوند، ولی‌ خبری از مرحوم بهشتی‌ نبود. آقای صدر چندین روز در هتل در تریپولی اقامت کرد، ولی‌ چون مرحوم بهشتی‌ هرگز به لیبی‌ نرفت، ایشان به آقای قذافی اعلام کرد که به لبنان بازمی‌گردد. زمانی‌ که ایشان وارد فرودگاه تریپولی شدند، ایشان و همراهان را به قسمت “وی ای پی‌” بردند. در همان حال، مرحوم بهشتی‌ با آقای قذافی تماس گرفته و از ایشان می‌خواهد که مانع از خروج آقای صدر از لیبی‌ شود، و به آقای قذافی اطمینان داد که آقای صدر یک مامور غرب است. آقای قذافی به نیرو‌های امنیتی دستور داد که خروج آقای صدر از لیبی‌ را به تاخیر بیندازند، و به ایشان بگویند که به هتل بازگردند. ولی‌ ماموران رفتار بدی با آقای صدر در فرودگاه داشتند، و یک مشاجره تند در آنجا آغاز میشود. به آقای صدر حمله شده و سپس توسط ماموران به داخل یک ماشین برده شده، و به جای هتل به زندان برده میشود.

 

بعد از شنیدن ماجرا آقای قذافی بخاطر رفتار بد ماموران با آقای صدر به شدت عصبانی میشود، ولی‌ تصور می‌کند که بدون آبرو ریزی نمیتواند آقای صدر را آزاد کند. به همین دلیل آقای صدر برای ماه‌ها در زندان باقی‌ ماند. سرانجام آقای عرفات از آقای قذافی خواست که آقای صدر را آزاد کند. در زمان این درخواست، انقلاب پیروز شده بود، و آیت‌الله خمینی به قدرت رسیده بود. بنا بر این آقای قذافی از مرحوم بهشتی‌ میپرسد که با آقای صدر چکار باید بکند. آقای بهشتی‌ هم پاسخ میدهد که صدر یک تهدید برای حکومت نوپای آیت‌الله خمینی است. به همین دلیل آقای قذافی از آزاد کردن امام موسی‌ صدر سرباز زد، و ایشان همچنان در زندان باقی‌ ماند.

منابع فلسطینی به آقای ایمز گفتند که سرانجام آقای صدر و دو همراه ایشان در لیبی‌ اعدام شده و در قبور بدون نشان در صحرا دفن شدند.

به هر جهت بعد از ناپدید شدن امام مرسى صدر، آتش بس در لبنان شکسته شد، جنگ داخلى شعله ور میشود، اسرائیل جنوب لبنان را در سایه جنگ داخلى این کشور تصرف میکند، در ایران تمام همفکران امام موسى صدر هر یک به نوعى یا از میان میروند و یا طرد میشوند .

آیت الله طالقانى به طرز مشکوکى رحلت میکند، مهندس بازرگان و همفکرانش به کل از حاکمیت کنار گذاشته میشوند،و محمد على رجائى در انفجار دفتر نخست وزیرى، مصطفى چمران در دهلاویه شهید میشود ، دکتر شریعتى هم که یکسال و قبل از خود امام موسى صدر رحلت کرده و در جائى به خاک سپرده میشود که آن مکان را امام موسى براى دفن خودش خریدارى کرده بود،

در انتهاى تحقیق تنها چیزى که به جا میماند، افسوس از بین رفتن کسى است که اگر در آن بزنگاه تاریخى حضور داشت شاید این همه اتفاق خونین در منطقه نمى افتاد و امروز شاهد این همه شکاف مذهبى و دینى نبودیم.

و لعن الله قوم الظالمین

خلیلى

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)