آدله خبر نگار یهودی الاصل ایرانی آمریکایی این روزها به خاطر حمایت از آذربایجان صفحه توئیترش مورد هجوم افراطی های ارمنی -فارسی قرار گرفته است،

می‌گوید هر روز چندین پیام شامل دشنامهای رکیک و تهدید به مرگ دریافت میکنم. اما در کنار حق خواهم ماند

زیر یکی از توییت هایش یک کاربر آمریکایی نوشته بود، ارمنی ها وقتی تنها هستند، کاری به کار کسی ندارند، آرام هستند، وفادار به کشور مقیم و همیشه مظلوم نمایی می کنند… اما وقتی جمع هستند، خیلی خطرناک می‌شوند، به هیچ کس رحم نمی‌کنند، وحشی به تمام عیار می‌شوند… تجربه های روزهای اخیر لس آنجلس این را به من ثابت کرد.

و اما برای ما که آنها را از نزدیک می‌شناسیم و تجربه تلخی از همسایگی آنها در طول این صد سال اخیر داریم، درک این خصوصیت آنها کار سختی نیست. ما صد سال پیش آنها را در اورمو، خوی و سلماس دیدیم، ما ۲۷ سال پیش آنها را در خوجالی دیدیم که چگونه روی تمامی وحوش تاریخ را سفید کردند. ما همچنین تجربه های تلخی از مظلومیت فردی همراه با وحشی گری جمعی آنها در تهران را داریم، آتیلا کیشی زاده با قمه و چاقوی ارمنی ها در تهران تا دم مرگ رفت.

دوستی تعریف می‌کرد، بخاطر مراوده چندین ساله با ارمنی ها در تبریز(جزء نادرترین افرادی هستم که به کلیسا و عروسی هایشان رفتم)، برایم مسجل شده که بسیاری از آنها کار جاسوسی برای اطلاعات سپاه انجام می‌دهند. می‌گفت؛ اولین بار احضار عمویم به اطلاعات سپاه به خاطر حمایت از آذربایجان و قره باغ را از دوست ارمنی ام شنیدم! می گفت؛ ما را به ندرت به جمع شان راه می‌دهند اما همیشه در جمع ما هستند. همیشه سرشان تو موبایل ما هست، هر عکس و ویدئویی که باز میکنیم به دقت می‌نگرند. در مورد ارمنستان و قره باغ همیشه می‌گویند به ما ربطی ندارد ما ایرانی هستیم، اما در انتخاب اسم برای فرزندانشان سراغ قاتلینی می‌روند که به علت تکه پاره کردن شکم زنان حامله آذربایجانی در خوجالی و قره باغ از طرف دولت ارمنستان قهرمان اعلام شده اند. اکثرا افراطی و وفادار به آرمان های داشناکسیون هستند، اما  ذره ای بروز نمی‌دهند.

البته اینجا موضوع خوب و یا بد بودن یک ملت نیست، اینکه هر ملتی خوب و بد داره به کنار. موضوع نگاه کلیشه وار ما به ارمنی ها در ایران است. اینکه ارمنی ها آرام هستند، مقرراتی هستند. آدمهای مهربانی هستند. صادق هستند. باهوش هستند، شطرنج باز هستند، موسیقی دان هستند، مکانیک خوبی هستند، مخ اند، دروغ نمی‌گویند. کیم کارداشیان دارند  و البته عرق سگی خوبی درست می‌کنند…

برای جامعه ارمنی امروزی که تفکرات نژاد پرستی افراطی داشناک_آسالایی اجازه رشد و نمو  سالم را نمی‌دهد و تخم کینه و نفرت به همه همسایگان خود می پرورانند، چگونه می‌توانند صاحب تنها صفات نیک بشری  باشند.

قائده ای در زندگی اجتماعی وجود دارد که غربتی ها و اقلیت ها مجبور به مراعات آن هستند تا از گزند “ضعیف چئزانی” اکثریت افراد محل زندگی شان در امان بمانند. ارمنی های ایران بر طبق این قائده تنها مراعات حال خود را کردند و می‌کنند تا خطری آنها را تهدید نکند.

از لحاظ ساختار اجتماعی ایران، ارمنی ها از اقوام سازنده ایران نیستند، مطالبه ای هم از ساختار قدرت در ایران ندارند و اگر فاکتور دین را هم به این مسئله اضافه کنیم، آیا ارمنی ها در ایران چاره ای به غير از خوب بودن دارند؟ اگر خوب نباشند، منقرض می‌شوند. باید در نظر داشت که اخلاق مبتنی بر تهدید، نه تنها فضیلت نیست، بلکه قابل اعتماد هم نیست.

و انصافن جمهوری اسلامی ایران حتی بیشتر از پهلوی ها برای ارمنی ها مایه گذاشت.

 رایزن فرهنگی ایران در ارمنستان سال ۹۴ در مصاحبه با ایسنا گفت؛ ارمنی های ایران محبت های ما را فراموش نمی‌کنند، چرا که ما در درگیری با آذربایجان، طرف ارمنستان ایستادیم.

کمتر کشوری در دنیا پیدا می‌شود که برای یک اقلیت دینی_ زبانی صد هزار نفری یک باشگاه با تمامی امکانات و بدون کمترین مداخله در کارهای فرهنگی شان در بهترین منطقه پایتخت اختصاص دهد که بعد از انفلاب هم از مصارده در امان ماند.

هنوز میلیون ها مسلمان سنی در تهران مسجد ندارند، اما ارمنی های ایران هر جا خواستند کلیسا می‌زنند.

به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موقعیت ارمنی های ایران خیلی بهتر از ارمنستان است.

بدون هیچ سؤال جوابی از طرف جمهوری اسلامی ایران برای ادامه اشغال گری خاک قره باغ آذربایجان کمک مالی جمع می‌کنند.

از صد سال به این طرف که دولت ملت نوین بوجود آمد، چند درصد ارمنی ها در سیستم فرهنگی فارس محور ایران آسیمیله (فارسیزه) شدند؟ و این را با درصد فارسیزه شدگان تورک در ایران مقایسه کنید. ارمنی ها تنها اقلیتی هستند که سیستم تحصیلی ایران آنها را از قتل فرهنگیزبانی مستثنی کرده است.

دوباره تکرار می‌کنم، صحبت از خوب و بد یک ملت نیست ولی برای قضاوت درباره هر ملتی باید از کلیشه ها عبور کرد کلی گویی را کنار گذاشت و گرنه قضاوتی از دل این کلیشه ها بیرون می‌زند، که جای ظالم و مظلوم را تغییر می‌دهد، اخلاق را می‌بازد و حق را فدای ظواهر امر می‌کند.

 

افسر عباسی تقی دیزج (افشار)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)