حضور اصلاحطلبان در قدرت در برخی موارد به تسهیل فعالیت نیروهای مدنی کمک کرده بود گرچه نتوانستند تغییرات پایداری به وجود آورند.
اصلاحطلبان اکنون انسجام درونی و توان تاثیر گذاری گذشته را نداردند.
نفرت پراکنی علیه اصلاح طلبان و تلاش برای حذف آنها، پروژه دوجریان افراطی در داخل و خارج کشور بود.
نسبت نیروهای مدنی و جریاناتی که به تغییرات با اتکا به نیروهای درونی باور دارند با احزاب اصلاحطلب، نباید رابطه عشق و نفرت باشد که هر دو آسیب زننده است.
#انتخابات_۱۴۰۰ را نمیتوان با خوشباوری به بایدن به پیش برد.
تحریمها کاتالیزوری بودند که اقتصاد معیوب ایران را با سرعت بیشتری به نابودی کشاندن،با رفع #تحریم عیب های اساسی برطرف نمیشود.
فضای انتخابات فرصتی است برای تبادل افکار و پرداختن به ریشه ها،نه عرصه تولید توهم و خوشباوری.
بازی در این فضا به معنی پذیرفتن تمام این فرایند معیوب و غیرآزاد انتخابات نیست.
کسانی که اصلاح طلب روشی هستند و به براندازی باور ندارند باید تلاش کنند برای تقویت جامعه مدنی و انسجام بخشی به مطالبات و تشکلها در فضای انتخاباتی بازیگر تاثیرگذار باشند تا نیروی منفعل.
هنر نیروهای مدنی میتواند این باشد که ضمن مهیا کردن فضا برای خود،در بازی احزاب دولت-محور گرفتار نشوند و صدای مستقل صنف و گروه خود باشند و برای تثبیت حقوق قانونی و مطالبات خود تلاش کنند نه نردبانی باشند برای رسیدن احزاب به صندلیهای قدرت شوند.
فضای انتخابات ۱۴۰۰ باید عرصه حضور کنشگران مدنی و جنبشهای کارگری باشد تا فرصتی برای خودنمایی احزاب.
انبوه مشکلات و بحرانها و رنج هزارن انسان مسئلهای نیست که با انفعال و گوشهگیری بتوان نادیدهاش گرفت و منتظر منجی ماند.
رشته توییت

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.