برخی لحظات هستند که نه تنها آینده آدمی را می‌سازند بلکه حتی گذشته او را نیز تعیین می‌کنند، چنین لحظاتی شایسته آنند که «سرنوشت‌ساز» خوانده شوند، زیرا «سر»،‌ «آغاز» یا «ازل» در «حال» تعین می‌یابد و تصمیم‌گیری در آن لحظه حیاتی تبدیل به نوشتن تقدیری می‌شود که گویی در ازل، در ابتداء و در سر، انشاء شده است. تصمیم وریا غفوری برای ایستادن کنار مردم و نه گفتن به وسوسه دعوت به تیم ملی برای او چنین لحظه‌ای بوده است: مبارک او باد و گوارای وجودش. او با این تصمیم نه کاپیتان تیم خود، و نه کاپیتان تیم حریف، بلکه کاپیتان تیم «ملی» شد، تیمی که قلب میلیون‌ها ایرانی را به همراه خود دارد. ساق‌های او اکنون در زمین برای قلب میلیونها ایرانی می‌دود، و قلب او برای دستان تهی میلیونها ایرانی می‌تپد. او خود را به شایستگی از دایره تنگ تیم خود و از زندان زمان خود بیرون کشید همانگونه که تختی و دیگر پهلوانان چنین کردند. سهراب‌های سرزمین ما هنوز زنده‌اند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)