روایت ناقص و یکطرفه  یک رویداد تاریخى

فیلم روایت نیمروز بیش از آنکه راوى تاریخ باشد روایت گر یک نگاه صرف حاکمیتى است که به نظر میرسد بیشتر جهت توجیه کردن کشتارها در دهه شصت است.

فیلم بسیار خوش ساخت است و طبق روش همیشگی مهدویان با استفاده  زیاد از لنز تله و در کادرهای بسته یک حالت مستند بودن را به بیننده القا میکند که در این زمینه هنر مهدویان در قامت کارگردان ستودنی است.  

کارگردان ترورهاى سال ١٣۶٠ را با هنرمندى به تصویر میکشد و فضا را به سمتى میبرد که گوئى قبل از آن هیچ خبرى نبوده  و هیچ گاه نمیگوید که چند نفر از سازمان مجاهدین خلق آن زمان تا قبل از تیر ١٣۶٠ دستگیر و اعدام شدند و فقط با هنرمندی هر چه تمامتر به ترورهای سازمان میپردازد .

در فیلم یک بازجوی اطلاعات سپاه داریم که بسیار دل رحم است بنام مسعود با نقش آفرینی مهدی زمین پرداز که البته کمتر شاهدی بر وجود چنین تفکری در بین بازجویان یافت میشود که کارگردان به همین شخصیت نصف و نیمه هم رحم نکرده و در انتها از او فردی ابله به تصویر میکشد که تحلیلهایش غلط از آب درمیاید و در مقابلش شخصیت صادق با نقش آفرینی جواد عزتی است  که در راستای همفکری با لاجوردی خواهان برخورد حداکثری است که شخصیتی تودار و زیرک است .

خلاصه اینکه نمیگوید و نمیخواهد هم بگوید چه کسانى در درون حاکمیت وقت ، سازمان را به کمک افکار خام و دیوانه وار مسعود رجوى به دامان صدام انداختند،

هیولائى به نام اسداله لاجورى را چه کسانى به جان جوانان این مرز و بوم انداخت که حالا هیچکدام از گروه ها و افراد حاضر در نظام حتى به آن نزدیک نمیشوند ، چه رسد به قبول مسئولیت.

تعدادى از افرادى که #مجاهدین# را تبدیل به #منافقین# کردند هنوز هم زنده هستند.

سید ضیا خلیلی

 
 
 
 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)