شاید یکی دیگر از کلیشه هایی که از طرف تمامیت خواهان مرکز به کار برده میشود، تا به تبعیض و سرکوب خود سرپوش بگذارند جمله؛ “تورک و فارس نداریم، همه مان ایرانی هستیم”، میباشد

جنگ قاراباغ و حمایت های پنهان و آشکار جمهوری اسلامی ایران از ارمنستان، حساب کار را برای تورک و فارس داشتن و یا نداشتن ساده تر کرده است!

مثلن می‌شود پرسید؛ چرا برای حمایت از آذربایجان تنها امامان جمعه چهار استان تورک نشین را جلو انداختند؟ چرا امامان جمعه شیراز و اصفهان در محکومیت جنایات و اشغالگری ارمنستان با امامان جمعه استان های تورک نشین همراه نشدند؟

    آیا تورک و فارس داریم؟

  و یا چرا بعد از گذشت ۲۵ روز هنوز آقای خامنه ای یک کلمه در ارتباط با اشغال‌گری ارمنستان به زبان نیاورده است؟ بماند که میدان داری آن چهار نماینده دینی مرکز، شوی شعوبیه در آذربایجان بوده است.

       از طرف دیگر با انتقال سپاه مازندران به منطقه آزاد شده از اشغال ارمنستان این سئوال پیش می‌آید، “مگر لشکر عاشورای آذربایجان و لشکر سپاه مازندران داریم؟ مگر همه شان سپاه نیستند؟

! نگو که این را هم داشتیم

    بی اعتمادی به لشکر عاشورای تورک آذربایجان از کجا نشأت می گیرد؟ آیا تورک بودن لشکر عاشورای آذربایجان باعث بی اعتمادی مرکز به این بخش از نیروهایش شده است؟ اگر جواب مثبت است، پس دوباره از طرف مرکز اعمال سیاست تورک و فارس داریم.

 

    اگر صرف تورک بودن پرسنل لشکر عاشورای آذربایجان باعث نزدیکی آنها به جمهوری آذربایجان می‌شود و مرکز از این موضوع با خبر است، پس برای سومین بار پیاپی و این بار از طرف نیروهای آذربایجانی نظام، بحث تورک و فارس به میان می آید که این‌گونه زنگ خطر را در مرکز به صدا در می آورد. آیا تورک های لشکر عاشورای آذربایجان در برخورد با منافع ایران فارس محور و آذربایجان تورک طرف دومی را انتخاب خواهد کرد؟

 

    آیا مطالبات بر حق چندین ساله ملت آذربایجان از مرکز، تاثیری در افکار پرسنل لشکر عاشورا گذاشته است؟ آیا صفوف این نیروها به مردم نزدیکتر شده است؟ آیا حمايت های ملت آذربایجان از جمهوری آذربایجان در ارتباط با قاراباغ و سیاست های یک بام و دو هوای مرکز نسبت به این موضوع باعث قهر در بین نیروهای این لشکر شده است؟ آیا فرستاده شدن سلاح و آذوقه از ایران به ارمنستان بخش مهمی از پرسنل لشکر عاشورای آذربایجان را ناراحت کرده است؟

 

    و اگر این احتمالات نیست، چه عواملی باعث شده است که نظام اعتمادی به نیروهای دم گوشش یعنی لشکر عاشورای آذربایجان نکند و کیلومترها دورتر از محل حادثه، سراغ سپاه مازندران را بگیرد؟

 

    می گویند امام خمینی گفته است؛ جنگ نعمت است! اگر برای شناخت دوست و دشمن باشد، باید به خمینی حق داد. چرا که جنگ قاراباغ نعمتی برای آذربایجان شد

 

افسر عباسی تقی دیزج(افشار)

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)