جراح مانند یک عاشق به بدن برهنه زن دسترسی نزدیک دارد؛ پزشک با چاقوی جراحی به اندام او که روی تخت خوابیده نفوذ میکند و مواظب و معتمد زن است.
ویرجینیا بلام در «زخمهایی بر بدن» مینویسد: «مادامی که تمایلات جنسی معمول بین دو جنس مخالف یعنی زن و مرد به صورت فیزیکی و همچنین از نظر فرهنگی، به عنوان رابطهای دیده شود که در آن یک طرف به بدن دیگری نفوذ میکند، عملهای جراحی میتوانند کارکردی به مثابه شکل اروتیک عمل جنسی داشته باشند.»۱
بازتاب رابطه جراح-معشوق را در رتوریک تبلیغاتی جراحی زیبایی هم میتوان دید: «خیلی راحت میتوان حس «زیباییشناسی» خود را به کار بیاندازم. برای جراح مرد لذت از زیبایی زنانه تلاش چندانی نمیطلبد. اما فرا رفتن از شهوت و تعریف زیبایی فیزیکی، و خلق زیبایی از طریق جراحی مسالهای دیگر است که مستلزم آموزش و تمرین است.»۲ برای جراح، مهارت هنری جراحی با جذابیتهای دگرجنسخواهانه در هم تنیده است. رابرت گلدوین که یک جراح زیبایی است، رابطه جراح و بیمار را از زاویه جنس وجنسیت توصیف میکند: عمل جراحی زیبایی ممکن است از شهوت عبور کند، اما همواره به عنوان امتدادی از میل دگرجنسخواهانه باقی میماند. در نتیجه جراحی زیبایی، امتدادی «طبیعی» از غرایز «طبیعی» به شمار میآید. در اتاق عمل، زیبایی با پزشکی مواجه میشود، سکس با جراحی و شهوت با هنر.
در سخنرانی که سال ۲۰۰۷ در انجمن جراحان زیبایی استرالیا داشتم، گفتم که فکر میکنم تصویر عمومی آنان، تصویر «شبه جنایتکاران پرزرق و برق» است. جالب است که آنها با این توصیف مخالفتی نکردند، بلکه به آن خندیدند. الکس کاشینسکی در نوشته خود درباره دورانی که هنوز اداره دارو و غذای آمریکا، استفاده از رستیلین۳ را مجاز اعلام نکرده بود، به نقل از دکتر خود به نام پاتریشیا وکسلر (یک متخصص پوست در نیویورک که بیشتر مشتریانش از ستارگان سینما و افراد مشهور بودند) میگوید:
«هیچ کس نمیگوید که از این دارو استفاده میکند، اما مطمئن باش قاچاقچیهای کوچک بسیاری آن را به این کشور میآورند… میروی دکتر و او در کمدش را باز میکند و از تو میخواهد به کسی چیزی نگویی. با این حال هیچ کس هرگز به استفاده از آن اعتراف نمیکند.»
تمایل جراحان زیبایی به واردات داروهای غیرقانونی و تزریق این داروها به بیمارانشان، بخشی از شخصیت آنان و تصویری است که خیلی از آنها میخواهند از خود ارائه دهند: افرادی پیشرو، یک قدم جلوتر از مقررات دست و پاگیر اداری، اهل ریسک و «پسرهای بد» و ماجراجوی دنیای پزشکی. این ماجرا همچنین به جراحی به صورت کلی هم مرتبط است: جون کاسل، انسانشناس مینویسد جراحان «صاحب خلق و خو، شخصیت و رفتاری … هستند که آنها را از دیگر همصنفان خود جدا میکند.»۴ بسیاری از جراحانی که او با آنها مصاحبه کرده است خود را با ستارهشناسان مقایسه کردهاند؛ او ذکر میکند که « جراح موفق خطر میکند، مرگ را به مبارزه میطلبد، تا لبه پرتگاه پیش میرود و آن را شکست میدهد.»
دو دهه پیش یک محقق فمینیست به نام کارول اشپیتزاگ، در بازدید از یک کلینیک جراحی زیبایی از پزشکان آنجا درخواست مشاوره و معاینه کرد. او این بازدید را «لرزشی خفیف که شدیدا به خودکاوی میانجامد و منجر به درونی شدن و بیرونی شدن بیماری میشود»۵توصیف کرد. پرسش اشپیتزاگ درباره جراحی پلاستیک بینی۶، منجر به دریافت مشاورهای ناخواسته درباره ترمیم پوست۷ شد. وقتی او مجبور شد در برابر سه آینه چراغدار بنشیند و راجع به «مشکل» خود توضیح دهد، بسیار شرمنده شد. بعد از اینکه مشکلاتش به درستی شناسایی شدند و او ضرورت انجام دو عمل جراحی به جای یکی را پذیرفت، دکتر برای فریب شرکت بیمه و جازدن این عملهای جراحی به عنوان درمان ضروری پزشکی، به او پیشنهاد کمک کرد. اشپیتزاگ حس کرد که او و جراح «شریک جرم هستند، مانند عشاقی که با هم خلاف میکنند.»
در طول جلسه مشاوره دکتر نزدیک او نشسته بود، دستش را پشت او گذاشته بود و حرکاتش را تنظیم میکرد. دکتر با مهارت و با استفاده از زبان تشخیص پزشکی که او را مجاب میکرد پوستش به لیزر احتیاج دارد، اعتماد به نفس او را از میان برد. بعد، قهرمانانه «راه حلی» پیشنهاد کرد؛ با قول رازنگهداری، مانند رابطهای مخفی میان زن و مرد و با وعده دستیابی به زیبایی.
برداشت اشپیتزاگ از «جراح به مثابه معشوق»، پزشکش را در جایگاه فردی سوءاستفادهچی قرار داد. قطعا شیوههای کثیفی که او تجربه کرده بود، هنوز هم وجود دارند. اما در اوایل قرن بیست و یکم شکل تازهای به خود گرفتهاند: روابط قدرت موجود در جراحی زیبایی، امروزه در فضایی اشباع شده از اطلاعات که ناشی از حضور رسانههاست شکل میگیرد. مخاطبان رسانههای جمعی خواه ناخواه هر روز به شدت در معرض دریافت اطلاعات درباره جراحی زیبایی هستند، و کسانی هم که خودشان در پی کسب اطلاعات دراین زمینه باشند، به بانکهای اطلاعاتی پزشکی-تکنولوژیکی و هزاران وبسایت و اتاق گفتوگوی مجازی دسترسی دارند. قطعا وقتی اشپیتزاگ مشاوره میگرفت، تعداد این نوع رسانهها بسیار کم بود. جراح تقریبا تنها منبع کسب اطلاعات بود. در آن دوران جراح به عنوان متخصص پزشکی، روانشناسی و زیبایی، نقشی فعال، چندگانه و مافوق دیگران داشت و در مقابل، نقش اشپیتزاگ در طول زمان مشاوره یکبعدی و منفعلانه بود؛ به بیمار زن قول داده میشود که به او در برابر اعتراف به بیماری که او را تبدیل به فردی مریض و بیقدرت میکند، زیبایی و اصلاح بخشیده شود.
بیست سال بعد، فمینیستها به همهگیر شدن یا حتی اجباری شدن جراحی زیبایی از خلال رسانه و فرهنگ سلبریتیها اعتراض کردند. گرچه یک اثر جانبی مهم این تراکم رسانهای این است که بیماران دیگر برای اطلاعات و تخصص، تنها به جراحان متکی نیستند. رابطه جراح- بیمار حالا در فضایی رسانهای شکل میگیرد که بسیار فراتر از فضای اتاق معاینه است. مصاحبههایی که من انجام دادم نشان میدهند که امروزه جراحان معمولا نقطه پایانی تحقیق مراجعان درباره جراحی زیبایی هستند و نه نقطه شروع آن، و خود جراحان این را میدانند. این بدان معناست که رابطه کنترلکننده و پدرسالارانه میان جراح و بیمار ملایمتر شده است: اگر بخواهیم با استعاره رابطه عاشقانه دگرجنسخواه موضوع را توضیح دهیم، میتوانیم آن ها را به خواستگار تشبیه کنیم تا عاشق و معشوق: آنها باید از مشتریها خواستگاری کنند، آنان را مجاب کنند و برای حفظ آنان بکوشند.
یک جنبه تاریک اروتیسیسم جراحی زیبایی به این مربوط است که بسیاری جراحیهای زیبایی خشن هستند. برخی مانند جراحی زیبایی پلک، مستلزم کار بسیار دقیق هستند اما بیشتر آنها اینطور نیستند. ظرافت جراحی مغز یا قلب خیلی با خشونت عمل بزرگ کردن سینه و یا برداشتن چربی زیر پوست متفاوت است. شکافهای روی سینه در عمل جراحی سینه با ابزاری که شبیه پاشنهکش هستند از هم باز میشوند، کاشتها۸ با فشار بین ماهیچه و چربی چپانده میشوند؛ جراح باید با زور و قدرت این کار را انجام دهد. سرنگهای برداشت چربی از زیر پوست شبیه نیهای آهنی هستند. آنها را مثل سیخ در بدن بیمار فرو میکنند و به سرعت میچرخانند. جراح بازوهایش را طوری هماهنگ تکان میدهد که انگار دارد یک سطل بزرگ رنگ را هم میزند. در اینجا جراح مانند عاشقی بد دهن و فحاش است. جراح اشپیتزاگ با «ملایمت» به او گفت که چهطور پیش از تراشیدن بینی او به شکلی «زنانهتر»، قرار است آن را بشکند یا از مفصل در آورد. او در حالی که از این موضوع وحشتزده بود، مینویسد: «شکستن بینی کسی باعث پدید آمدن تصوراتی خشن میشود: پزشک به مثابه آسیب بدنی، فردی جانی.»
تحلیل بعدی او نقش نوعی تلافی را بازی میکند. با این وجود، چارچوب تحلیلی متجاوزـ قربانی هم به دلیل تراکم اطلاعات درباره جراحی زیبایی در رسانهها، به چالش کشیده شده است؛ رسانههایی که بیمار را «مراجعه کننده یا مشتری» میخوانند. حالا به جای اینکه دکترها با انبوه اطلاعات پزشکی، زنان را مرعوب و وادار به عمل جراحی زیبایی کنند، باید عملهای زیبایی را به مشتریهای آگاه خود «بفروشند». الیزابت هایکن در اثر بینظیرش به نام غبطه بر ونوس،۹ اشاره میکند که تخصص جراحی پلاستیک به خاطر تقاضای بالای مصرفکنندگان بود که با جراحی زیبایی گره خورد. در نتیجه جراحی زیبایی کنونی در بازار سرمایهداری که بخشی از آن توسط مصرفکندگان تعیین میشود، ریشه دارد. کاسل نیز توصیف میکند چگونه رفتارهای اجتماعی نسبت به جراحان زیبایی از دهه ۸۰ میلادی شروع به تغییر کرد: در مدل جدیدی از رابطه پزشک-بیمار «به جای تسلیم محض در برابر پزشک به مثابه پیامبر شفادهنده، بیمار به دنبال کسب عاملیت، شراکت و تساوی است.»۴ من در کارهای قبلی خود استدلال کردهام که بازتعریف بیمار به عنوان مشتری، کمی از گیرنده عمل جراحی زیبایی ننگزدایی میکند.۱۰ به این ترتیب، بدن بیماری که اشپیزاگ مجبور به دیدن آن در آینههای مطب دکتر شده بود، تبدیل به بدن مصرفکنندهای میشود که قدرت خرید دارد.
توسل به رتوریک جراح به عنوان معشوق نیز در رابطه با جراحی زیبایی نتیجه کاملی نمیدهد:
«مشکل وقتی پیش میآید که روابط پزشک-بیمار به اندازه کافی قوی نیست. برخی بیمارانی که قویترین روابط را با آنان دارید، کسانی هستند که کمترین مشکلات را دارند. ما باید مانند دو شریک با هم از پس این بربیاییم… بعضی مشکلات باید با ظرافت بررسی شوند. در این شرایط است که پزشک و بیمار نیاز به رابطهای خوب با هم دارند. آن دو باید شانه به شانه هم پیش روند و اگر نیاز به تجدید نظر در تصمیم نهایی بود، آماده باشند تا برای آن اقدام کنند.» (نقل از دکتر مایکل پاول در کتاب لرچ دیویس)۱۱
لحن دکتر پاول، رابطه پزشک-بیمار را مانند ازدواجی به تصویر میکشد که در آن زوج باید در سختیها «با هم بمانند». چنین رتوریک فریبکارانهای میکوشد که بیمار ناخرسند را از هرگونه غرامتخواهی یا شکایت رسمی منصرف کند و در عوض او را برای درمانهای بعدی، فقط و فقط به خود پزشک برگرداند. چنین لحنی، جسارت و شجاعت بیمار ــ«برای هر اقدامی آماده باش!»ــ و توانایی او برای برقراری روابط نزدیک با پزشک خود را با تحکم نشانه میگیرد. اما در کنار این زبان محاسبهگر، بیمار به عنوان «همسر- شریک» نیز شناخته میشود. در این رتوریک، بیمارو پزشک به عنوان همدست یکدیگر در نظر گرفته میشوند و نه خالقی فعال در برابر دریافتکنندهای منفعل. با نگاهی بدبینانه شاید بتوان گفت که این رتوریک در پی کم کردن پروندههای قضایی علیه پزشکان زیبایی است، اما در عین حال این نگاه، موقعیت قدرتمند زن را به عنوان مصرفکنندهای منتقد و احیانا شاکی قضایی پررنگ میکند. جراح میخواهد پتانسیل بیبندوباری مشتری را در حد امکان خنثی کند: او به دنبال تعهد و وفاداری است در حالی که بیمار دوست دارد امکانها را برای خود نگه دارد و در صورتی که پزشک وعدههایش را عملی نکرد، او را به دادگاه بکشاند. آنطور که یک جراح میگوید «درست است که ما به بیمار مشاوره میدهیم، اما واقعیت این است که در جلسه مشاوره، دو طرف همدیگررا سبکسنگین میکنند.»
مثلث اروتیک؛ «برای تو ساختمش»
معشوقی ساکت در کنج اتاق جراحی ایستاده است که دینامیک جنسی میان بیمار و پزشک را پیچیدهتر میکند. شوهر یا دوستپسر بیمار یا به طور کلی نگاهی مردانه که میتواند نقشی اساسی در تئوریزه کردن جراحی زیبایی با استعاره عشق دگرجنسخواهانه بازی کند. در حالیکه جراح کار میکند، آگاهانه، ناآگاهانه یا در سطحی فرهنگی، علایق جنسی یک مرد دیگر را در نظر میگیرد (چنین چیزی در عملهای جراحی دیگر هم بیسابقه نیست. یک متخصص زایمان را در نظر بگیرید که در حال بخیه زدن واژن زنی است و یک بخیه اضافی هم به خاطر «شوهر» زن، به او میزند.)
چنین دینامیکی، مثلث اروتیکی را که ایو سگویک در کتاب میان مردان۱۲ توصیف کرده است، تشدید میکند؛ مثلثی که در آن زنان واسطههایی برای نزدیکی مردان در سطحی «به لحاظ اجتماعی همجنس» هستند. سگویک، بر خلاف گیل روبین، به بررسی پارادایمی که خود آن را «مبادله زنان توسط مردان» مینامد، میپردازد. او استدلال میکند که دگرجنسخواهی مردسالارانه، از زنان به عنوان «کالاهایی قابل معاوضه واحتمالا نمادین استفاده میکند که نقش عمده آنان محکم کردن همبستگی میان مردان است.»
من اینجا امکان ندارم که این ایده را بیش از این بررسی کنم، اما فکر میکنم نقطه شروع خوبی برای تحلیل جراحی زیبایی است، بهویژه از این جهت که توضیح میدهد چرا و چگونه این مثلث همواره در گفتمان جراحی زیبایی ادغام میشود؛ برای مثال، آیا این مثلث میتواند به عنوان وقفهای بر نظم موجود عمل کند؟ یا آن را مختل کند؟ بدون اینکه بخواهیم بر چارچوبی هترونرماتیو (مبتنی بر هنجار دانستن دگرجنسگرایی)۱۳ برای بررسی جراحی زیبایی تاکید کنیم یا مدل سهگانه سادهای برای فهم شبکههای درهمتنیده و پیچیده ارائه دهیم، میتوانیم بپرسیم: جایگاه زنان جراح در این مثلث چیست؟ نقش مرد بیمار کدام است؟
قطعا همانطور که سگویک هم بحث میکند، مثلث اروتیک میتواند به عنوان محکی حساس برای مشخص کردن روابط قدرت و معنا، و همچنین برای ساختن الگویی قابل فهم برای نقش غریزه و هویت اجتماعی که از خلال آن افراد برای به دست آوردن قدرت در جامعه تلاش میکنند، به کار گرفته شود. همچنین این الگو میتواند ابزاری قدرتمند برای تحلیل فمینیستی جراحی زیبایی باشد.
- ۱.Blum, V. 2003. Flesh Wounds: The Culture of Cosmetic Surgery. Berkeley, Los Angeles, London: University of California Press
- 2.Adams, A. 1997. “Molding Women’s Bodies: The Surgeon as Sculptor,” in Bodily Discursions: Genders, Representations, Technologies. Albany, NY: State University of New York Press, 59–۸۰
- ۳.Restylane نوعی ژل که برای زیبایی به لبها تزریق میشود. م
- ۴.a. b. Cassell, Joan. 1991. Expected Miracles: Surgeons at Work. Philadelphia: Temple University Press
- 5.Spitzack, C. 1988. “The Confession Mirror: Plastic Images for Surgery.” Canadian Journal of Political and Social Theory, 12(1–۲), ۳۸–۵۰
- ۶.rhinoplasty
- 7.resurfacing
- 8.implants
- 9.Haiken, E. 1997. Venus Envy: A History of Cosmetic Surgery. Baltimore: Johns Hopkins University Press
- 10.Jones, M. 2008b. Skintight: An Anatomy of Cosmetic Surgery. Oxford: Berg
- 11.Davis, K. 2003. Dubious Equalities and Embodied Differences: Cultural Studies on Cosmetic Surgery. Oxford: Rowman & Littleeld
- 12.Sedgwick, E. K. 1985. Between Men: English Literature and Male Homosocial Desire. New York: Columbia University Press
- 13.heteronormative
Jones, Meredith. “Chapter 10: Pygmalion’s Many Faces”. Cosmetic Surgery: A Feminist Primer. Ashgate Publishing Ltd: 2009. Permission to reprint granted by Ashgate Publishing Ltd.
Meredith Jones is a media and cultural studies scholar based at the University of Technology, Sydney.
Throughout her text, Jones portrays a position in which cosmetic surgery transforms beauty into medicine, sex into surgery, and lust into artistry.
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.