چندیست که بحران اقتصادی و سپس سیاسی لبنان جزو سرفصل خبرهاست و انفجار اخیر هم که مزید بر علت شده است. طبعاً آنهایی هم که میخواهند خاورمیانه را تحت اختیار خود بگیرند، از افزودن هیزم بر آتش بحران دریغ ندارند.

شعار هایی که با شروع اعتراضات داده شد و متمرکز بود بر خواستاری تعویض یکپارچهُ نخبگان سیاسی کشور، بی معنی بود و به جایی هم نرسید. آنهایی که این شعار ها را تشویق میکردند، در اصل خروج حزب الله و به عبارتی حذف شیعیان از صحنه بودند که شدنی نیست. ولی از ورای همۀ این هیاهو، مشکل ریشه ای کار کم کم شروع به خودنمایی کرد.

سازماندهی نظام سیاسی لبنان، از ابتدا ارث فرانسه بود که این کشور را تحت قیمومت خویش داشت و از آنجا که به هیچوجه لائيسیته را مناسب مستعمرات و کشور های تحت الحمایۀ خود نمیدانست، بر اساس تعلق مذهبی صورت پذیرفته بود تا در بین گروه های عمدۀ مذهبی این کشور تعادلی برقرار سازد که هیچیک از آنها نتواند بر همش بزند.

این ترتیب کشورداری، با تثبیت تمایز های فرقه ای و با تقسیم قدرت بین سه قطب، چند دهه کار کرد ولی از آنجا که در عمل نوعی ساختار فئودال در کشور لبنان ایجاد کرده بود، بالاخره به جایی رسیده که ادامۀ حیاتش مقبول هیچکس نمینماید.

ساماندهی یک کشور بر اساس شهروندی با چنین ترتیباتی نمیخواند و تحول به سوی یکدست کردن منزلت شهروندی مستلزم حذف کردن تعلقات مذهبی است. طبعاً چنین کاری تمامی سامان سیاسی فعلی لبنان را زیر و رو خواهد کرد. البته این به معنای حذف تمایزات قومی و مذهبی نیست، ولی نقش رسمی و مرکزی آنها را در سیاست ختم خواهد کرد.

در این میان، رئیس جمهور کشور که تا به حال پایبندی خویش را به حفظ تمامیت و ثبات کشور نشان داده است، چارۀ کار را در لائیک شدن کشور دیده و رسمیت تمام بر همه اعلام کرده است. ژنرال عون با بیان صریح و شجاعانۀ این نکته، پس از مدتها دوباره این مفهوم اساسی و کارگشا را در صحنۀ سیاست خاورمیانه، مطرح کرده است و آنهم از بالاترین مقام کشوری. در شرایط فعلی، این فتح باب بسیار مبارکی است که اعتبارش بسیار از مرز های لبنان فراتر میرود و امید است که تأثیرش نیز از این حد فراتر برود.

چارۀ کار خاورمیانه که به انواع و اقسام درگیر جنگهای مذهبی بوده و هست، بستن در سیاست به روی مذهب است و لائیسیته این الزام را به روشنترین شکل بیان میسازد. هرکدام از کشور های این منطقه که به سوی لائیسیته گام بردارد، نه فقط در را بر بهروزی خویش گشوده، بل راه سعادت دیگران را نیز هموار کرده است. به هر حال، ایران کلید این منطقه بوده و هست، حلقۀ اصلی زنجیری که مذهب بر پای مردمان این منطقه نهاده، در ایران است و همانجا هم باید شکسته شود. بدون شک شاهد این واقعه نیز خواهیم بود.

۷ سپتامبر ۲۰۲۰، ۱۷ شهریور ۱۳۹۸

این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)