عنوان اصلی یادداشت: نوري شديد و بي رحم: جنبش ِ عكاسي كارگري۱۹۲۶-۱۹۳۹

نوشته دوين فور – ترجمه بهار احمدي فرد

 

در نگاه ِ اول  ، معناي اصطلاح ” عكاسي كارگري” كاملا مشخص نيست. اين عبارت روي خطي مبهم مي چرخد. با وجود اينكه  بر روي ربطي ميان دو كلمه پافشاري مي كند، در روشن ساختن ِ ذات ِاين پيوند ناكام مي ماند. با اين وجود، سوالي كه به خاطر اين اتصال عجولانه و بي دقت  مطرح مي شود، فهميدن ِ پارامترهاي تكنيكي ِ اين نوع عكاسي و آرمانهاي سياسي ايست كه باعث به وجود آمدن اين نوع مستند كاري ِ بينا جنگي براي نمايان ساختن  طبقات ِ در حال ِ شكل گيري  در دوره ِ دموكراسي توده اي  شد. آيا عكاسي كارگري، جنبشي بدون ِ برنامه ريزي قبلي بود كه ناگهان از ميان صفوف طبقه كارگر براي  مشخص كردن و نشان دادن ِ خويش برخاست؟ يا به عنوان نوعي شمايل شناسي ِ انقلابي و تماتيك از پرولتاريا تعريف شده بود؟ به عبارت ديگر، طبقه كارگر ثبت كننده عكس  ها  يا ابژه ي آنها بود؟

با  اجتناب از هر نوع پاسخ ساده انگارانه، نمايشگاهي در رينا سوفيا، با دقت، گستردگي و ظرافت ِ زياد، سه گانه اي از سازمان هاي مردمي ، آوانگاردها و  دستورهاي حزبي را ترسيم مي كند كه  باعث ظهور پروژه عكاسي كارگري شدند. نمايشگاه به سه نقطه ِ بحراني تقسيم شده است. ۱۹۲۶، وقتي كه دو نهاد ِ عكاسي كارگري و عكاسي ِ شوروي پايه گذاري شدند. ۱۹۲۹، وقتي اين پروژه از دو كشور ِ آلمان و شوروي فراتر رفت و به جنبشي بين المللي  در مجارستان، هلند، بريتانيا، چك اسلواكي و آمريكا تبديل شد . ۱۹۳۵ ، وقتي كه  جبهه ي مردمي تمركز جنبش را از نزاع طبقاتي  به ساخت جبهه اي متحد عليه فاشيسم تغيير داد.

در ابتدا، گروه هاي آماتور ِ عكاسي كارگري در آلمان و شوروي، خواهان ترويجِ ِ آگاهي ِ مشاركه جويانه ي پرولتاريا، در خارج از دفاتر حزب كمونيست شدند. رسانه هاي آلترناتيو ديگري با مركزيت اين پروژه نيز وجود داشتند: مانند هفته نامه اي با گزارشات تصويري كه توسط ويلي  موزنبرگ* راه اندازي شده بود و در زمان اوجش ، دومين هفته نامه پرخواننده در آلمان بود. يكي از نقاط  قوت نمايشگاه، نمايش  مجلات، پلاكاردها، پوستر،جلد كتاب، تقويم و …بود كه عكس ها از طريق آنها اولين بارمنتشر شده بودند. همراه با شش فيلم مستند، اين پوشش  چند رسانه اي ، يك نوع ادراك روشن از آرمان هاي  جنبش براي نمايش  نوعي تجربه زيستي متفاوت با ديدگاه هاي غالب بورژوازي مي دهد  كه در غير اين صورت بصورت جزئي ناقص و بي ربط در مقايسه با نوع زندگي بورژوازي غالب به چشم مي آمدند.

عكاسي كارگري، نمابششان از نزاع پرولتاريا را بسط دادند و به وراي  نقد اقتصادي  حزب رفتند و به گوشه و كنار زندگي طبقه كارگر براي تعريف وضعيت ساختمان جسماني و ايدئولوژي آنها پا گذاشتند. موريس انگل** زندگي در هارلم را به نمايش كشيد. هنري كارتيه برسون*** تعطيلات ساده ي كارگران فرانسوي را نشان داد ولي در هيچ جا بهتر از  مقاله ي تصويري “بيست و چهار ساعت در زندگي  خانواده كارگري در مسكو كه توسط  ماكس آلپرت، آركادي شايخت . سمن تولز اجرا شده، از حدود اقتصادي حزب پا فراتر نگذاشته شد. علاوه بر ارزش قائل شدن براي نيروي  كاري ِ مزد بگير ساده در موسكو، اين سري عكس ها  خانواده را در بيرون از محل كار مانند  فعاليت هاي آموزشي و تفريحي  و در حال كار داخل خانه ، مصرف و ورزش نيز به تصوير كشيد. به تصوير كشيدن ِ زندگي روزانه ممكن است  خارج از دسته بندي هاي اقتصادي- سياسي  قرار گيرد ولي براي حفظ  قدرت ِ نيروي كار و در نتيجه  نيروي توليد به طور كلي ضروري است.

جريان ِ نمايشگاه ، جرياني آرام از سمت عكاسي خودانگيخته  و از نظر بصري متحيركننده ي عكاسان آماتور به سوي نوعي زيباشناسي هاي  معمول تر را به بيننده نشان مي دهد. مثلا گالري عكس هاي قيافه شناسانه ي عكاس ِ مجاري  كاتا كالمن****، در حاليكه قراردادهاي پرتره نگاري را به كار مي گيرد ولي در برابر  سنت بياني صريح و بديع مي ايستد و تنشي پرمخاطره را بين  عيني گرايي علمي و يادبودگرايي شخصي حفظ مي كند. ولي در نهايت كاملا مشهود است كه زيبايي شناسي از آن انگيزش اوليه عكاسي كارگري  سبقت گرفته است. آخرين اتاق هاي نمايشگاه، مربوط به اسپانيا و فرانسه است، كشورهايي  كه برعكس آلمان هيچ وقت جنبش عكاسي كارگري خودانگيخته تنومندي نداشته اند. براي جدا كردن قسمت دوم و سوم نمايشگاه به اسپانيايي نوشته شده است :‌” مستندي سياسي در دوره جبهه ي مردمي” ولي به انگليسي نوشته شده است :‌”مستندي شاعرانه در دوره جبهه ي مردمي” . اين را نمي توان غلط  ترجمه اي صرف دانست. جابه جايي “سياسي” با “شاعرانه” نشاندهده ي تلاشهايي در نيمه دهه ي سي است  كه خواهان نوعي  قراردهاي قابل شناسايي براي عكاسي كارگري  بودند. بروي همان ديوار نوشته ده است : ‌” توليد نوعي شمايل شناسي حماسي براي پرولتاريا”

شمايل شناسي پرولتاريا ممكن است افسانه اي بصري به مصلحت ِ گالوانيزه كردن  سياست هاي  انقلابي  باشد ولي هيچ گاه نشاندهنده ي گوناگوني ِ  تجربيات ِ طبقه كارگر نخواهد بود. همانطور كه اين نمايشگاه روشن ساخت  ، اين نوع پروژه در بر گيرنده محدوده اي از ارجاعات به داخل محل كار و فراتر از آن است.

منبع:  مجله آرت فوروم/تابستان ۲۰۱۱

*Willi Muzenburg

** Morris Engel

*** Henri Cartier-Bresson

**** Kata Kálmán

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)