روز چهار شنبه ۲۹ مرداد وزارت بهداشت جمهوری اسلامی اعلام کرد، در ۲۴ ساعت گذشته دو هزار و ۴۴۴ بیمار جدید مبتلا به کرونا در کشور شناسایی شده‌ و ۱۵۳ نفر بر اثر این بیماری جان باخته‌اند. بر اساس همین گزارش مجموع مبتلایان به کرونا از مرز ۳۵۰هزار گذشته و فوتی‌ها به ۲۰ هزار و ۱۲۵ نفر رسیده است.

در همین حال استان‌های مازندران، تهران، قم، گلستان، خراسان شمالی، اردبیل، اصفهان، خراسان رضوی، کرمان، سمنان، آذربایجان شرقی، مرکزی، یزد و گیلان در وضعیت قرمز قرار دارند و ده استان دیگر در وضعیت هشدار به سر می برند.

این آمارهای وزارت بهداشت رژیم در حالی انتشار می یابد که چند روز پیش محمدرضا محبوب ‌فر عضو ستاد مقابله با کرونا در گفتگو با روزنامه “جهان صنعت” تصریح کرد که اطلاع ‌رسانی شفاف و دقیق از همان ابتدا وجود نداشته و آمار کرونا “مهندسی” شده است. این عضو ستاد مقابله با کرونا همچنین گفت: «به عقیده بنده آمارهای اعلامی از سوی وزارت بهداشت (تعداد مبتلایان و فوتی‌ها) یک ‌بیستم آمار حقیقی و واقعی است. وی همچنین تأکید کرده بود که «دقیقا یک ماه قبل از اعلام رسمی ظهور کرونا در کشور یعنی در اوایل دی ‌ماه اولین بیمار مبتلا به کرونا مشاهده شده است. ولی آن زمان دولت به دلایل سیاسی و امنیتی پنهانکاری کرد و بعد از مراسم ۲۲ بهمن و انتخابات مجلس بالاخره دولت تصمیم گرفت وجود شیوع کرونا در کشور را اعلام کند».

روزنامه “جهان صنعت” به دلیل انجام همین گفتگو توقیف شد. البته این اولین بار نیست که از کارگزاران خود رژیم در مورد دروغپردازی های وزارت بهداشت و دیگر سران رژیم در ارتباط با آمار و ارقام مربوط به ابعاد شیوع کرونا افشاگری می کند. روز دوشنبه ۱۸ فروردین ماه حمید سوری، عضو “ستاد ملی مدیریت کرونا” در یک کنفرانس مطبوعاتی اعتراف کرد که “در کشور حدود ۵۰۰ هزار نفر به ویروس کرونا مبتلا شده اند”. بنا به اظهار نظر وی آمار مبتلایان به کرونا در ایران بیش از ۷ برابر و نیم آمارهای اعلام شده از جانب وزارت بهداشت رژیم است.

حسن روحانی بر اساس همین آمارهای جعلی فرمان عادی سازی فعالیت های اقتصادی را صادر می کند. پنهانکاری عامدانه سران رژیم در مورد حقایق مربوط به انتقال این ویروس و ابعاد شیوع آن در ایران، مقاومت در برابر خواست قرنطینه شهرها و اماکن مذهبی، ضد و نقیض گویی آشکار سران رژیم در مورد چگونگی راه مقابله با شیوع جهش وار این ویروس و راه کنترل آن، همه اینها به وضوح نشان می دهند که رژیم جمهوری اسلامی در مقابله با بحران کرونا در اوج درماندگی دست و پا می زند و هیچ راهکار و استراتژی روشنی ندارد.

استیصال و درماندگی جمهوری اسلامی در مقابله با شیوع ویروس کرونا در شرایطی است که تجارب تاکنونی به وضوح نشان داده است که سیاست تهاجمی آزمایش گسترده از افراد برای کووید۱۹، جداسازی داوطلبانه آنهایی که علائم ابتلاء به ویروس را نشان می دهند، و به دنبال آن ردیابی تماس و قرنطینه کسانی که در تماس نزدیک با فرد مبتلا بوده اند و بستری کردن افرادی که به مراقبت های ویژه نیاز دارند و همزمان با آن تعطیلی و قرنطینه شهرها و رعایت دستورالعمل های بهداشتی راه مؤثر مقابله و کنترل شیوع این ویرس می باشد.

با در پیش گرفتن همین استراتژی در کشورهایی مانند کره جنوبی، تایوان، ویتنام، سنگاپور و در اروپای غربی در کشورهایی مانند، نروژ و فنلاند تا حدود زیادی شیوع ویروس کرونا به کنترل درآمده است و توده های مردم نیز چشم انداز روشنی از راه مقابله با این اپیدمی دارند. اما در ایران همین استراتژی و اجرای همین دستورالعمل ها قربانی اهداف سیاسی حقیرانه جمهوری اسلامی شده است. در ایران همه قرائن نشان می دهند که رژیم استراتژی جنگ فرسایشی با این بحران، یعنی نیل به ایمن سازی جمعیت از طریق ابتلای دوسوم جمعیت به ویروس کرونا را در پیش گرفته است.

از اینرو دولت نه تست کردن فعال افراد به منظور ردیابی و قرنطینه کسانی که در تماس نزدیک با فرد مبتلا بوده اند و قطع زنجیره انتقال ویروس را در پیش گرفت و نه قرنطینه شهرها و اماکن مذهبی را جدی گرفت و عملا راه را باز گذاشته است که با مبتلا شدن دو سوم جمعیت، جامعه مصونیت عمومی پیدا کند. البته نه کسری بودجه دولت و دزدی ها و فساد نهادینه شده، نه بحران ساختاری سرمایه داری ایران و نه سقوط درآمدهای نفتی امکان تأمین مالی قرنطینه جدی را نمی دهند.

رژیم جمهوری اسلامی به همین دلایل و به دلیل ساختار سیاسی و ایدئولوژیکی که دارد، به دلیل ضعف زیر ساخت های ضعیف بهداشتی و درمانی قادر به مهار بحران کرونا نیست. جمهوری اسلامی با دروغ پردازی سعی می کند ابعاد هولناک فاجعه را بسیار کوچکتر از آن چیزی که هست نشان دهد .

بدون تردید سرانجام با تکیه بر دستاوردها و پیشرفت های علمی بحران کرونا مهار خواهد شد و نوبت رهایی از شر کرونای جمهوری اسلامی هم فرا خواهد رسید.

روند رو به گسترش اعتصابات و اعتراضات کارگری و رشد نارضایتی های عمومی نشان می دهد که کارگران و توده های رنج دیده ایران در حین دست و پنجه نرم کردن با بحران کرونا و سنگربندی در برابر تعرض همه جانبه رژیم به کار و معیشت مردم، زمینه ها و ملزومات رهایی از شر جمهوری اسلامی را هم فراهم می کنند.

جمهوری اسلامی نه تنها در مقابله با بحران کرونا ، بلکه در مقابله با تمام بحران ها درمانده است. موقعیت جمهوری اسلامی شکننده تر شده است، نباید گذاشت جمهوری اسلامی بر سرمان ویران شود.

لازم است در دل همین اعتصابات کارگری و اعتراضات توده ای کمیته های اعتصاب، کمیته های کارخانه و شوراها و نهادهای توده ای را در کارخانه ها و مؤسسات خدماتی و محلات شهرها ایجاد کنیم.

این نهادها در شرایط کنونی می توانند به عنوان ارگان رهبری اعتصابات و اعتراضات نقش ایفا کنند و در فردای سرنگونی رژیم به مانند نهادهای حاکمیت کارگران و مردم زحمتکش وارد عمل شوند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)