یازدهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری در ایران روز ۲۵ خرداد برگزار می شود. انتخاباتی که به نظر می رسد نسبت به همه ی انتخابات پیشین از پیچیدگی ها و شاید حساسیت های بیشتری برخوردار است. اخبار روز پرسش هایی را پیرامون این انتخابات با عده ای از فعالین سیاسی اپوزیسیون مطرح کرده است. در زیر پاسخ های فرج سرکوهی را می خوانید.
فرج سرکوهی، سردبیر نشریه ی تعطیل شده ی آدینه، نویسنده، تحلیلگر چپ و در حال حاضر مقیم کشور آلمان است.

اخبار روز: صحنه انتخابات را چگونه ارزیابی می کنید؟ کدام یک از کاندیداها مطلوب آقای خامنه ای است؟

فرج سرکوهی: آقای خامنه ای رئیس جمهور مطلوب خود را پیش از این به صراحت توصیف کرده است. کسی که «حسن های دولت کنونی ــ دولت احمدی نژاد ــ را داشته و عیب های آن را نداشته باشد».
گفته های او در چند سال گذشته نشان می دهد که:
۱ ـ گفتمان پوپولیستی در باره عدالت اجتماعی در گفتار و حفظ نظام مسلط اقتصادی و سیاسی متضاد با عدالت اجتماعی در عمل،
۲ ـ اجرای سیاست خارجی جمهوری اسلامی در مخالفت با صلح خاورمیانه و حمایت از حزب الله و حماس،
٣ ـ ادامه غنی سازی تا رسیدن ایران به مرحله «توانائی» ساخت بمب اتمی و «نه ساخت آن»،
۴ ـ و البته واگذاری تصمیم گیری های اصلی در این عرصه ها به دفتر رهبری
حسن های دولت احمدی نژاد از منظر آقای خامنه ای است و
۱ ـ ولایت پذیر نبودن احمدی نژاد ـ از جمله مقاومت او در برابر دخالت رهبر در حوزه اختیارات رئیس جمهور،
۲ ـ مخالفت احمدی نژاد با برخورد محافظه کاران سنتی در عرصه فرهنگ و جامعه ـ از جمله سیاست های فرهنگی و حضور محدود زنان ـ
٣ ـ اعتقاد به حکومت اسلامی استبدادی بدون حاکمیت روحانیت
از عیب های او.
احمدی نژاد به دلایلی که در چند یادداشت گوناگون نوشته ام در «غیبت چپ در ایران» چون «کالای مشابه در غیبت اصل» به نیاز اکثریت جامعه، ـ (کارگران، لایه های فقیر، کم درآمد و میان درآمد، حاشیه نشینان و دیگر لایه هائی که در ساختار اقتصادی و اجتماعی شکل گرفته بر توزیع درآمدهای نفتی سهمی نداشته یا سهمی ناچیزی دارند)، پاسخی نه واقعی که پوپولیستی داد و این لایه ها نیز به ناچار و درغیبت کالای اصلی به کالای مشابه رای دادند.
احمدی نژاد در سیاست خارجی و اتمی تابع رهبر بود اما در عرصه های اجتماعی و فرهنگی در برابر روحانیت محافظه کار سنتی و در عرصه اختیارات رئیس جمهوری در برابر رهبر ایستاد.
احمدی نژاد نتوانست چالش درون حکومتی دوران ٨ ساله ریاست جمهوری خود را به چالش رئیس جمهور و نهادهای قدرت بدل کند. این چالش در قالب چالش رئیس جمهور و رهبر رخ نمود و این نمود در کنار شکست احمدی نژاد در اجرای دو شعار «مبارزه با قدرتمندان فاسد» و «شریک کردن محرومان در درآمدهای نفتی»، حمایت فعال رای دهندگان او را از او سلب کرد.
هیچ یک از نامزدهای کنونی، از آقای حسن روحانی که نماینده شبکه قدرت اقتصادی ـ سیاسی رفسنجانی و کارگزاران است تا آقای عارف اصلاح طلب مذهبی و از آقایان قالیباف و ولایتی اصول گرا تا سه گانه حداد عادل، غرضی و رضائی، که رای چندانی ندارند، گفتمان پوپولیستی احمدی نژاد را مطرح نمی کنند.
آقای جلیلی نیز در باره برنامه های اقتصادی و اجتماعی خود هنوز سخنی نگفته است.
همه نامزدهای رد صلاحیت شده و نشده، از اجرای سیاست های «سند ۲۰ ساله مصوب مجمع تشخیص مصلحت و رهبر» و در واقع از ادامه نظام نفتاوی سرمایه سالار رانتی غالب، سخن می گویند.
همه نامزدهای مجاز مدعی آن اند که درآمدهای نفتی را باید برای توسعه صنعتی سرمایه گذاری کرد هرچند در سی سال گذشته، و از جمله در دولت رفسنجانی و خاتمی، این درآمدها نه در توسعه صنعتی، که در توسعه شبکه رانت خواران نزدیک به قدرت، توزیع شده و بافت حاکم بر کشور نیز امکانی جز این را رخصت نمی دهد.
آقای روحانی از رابطه متعادل با آمریکا و اروپا و اعتدال در سیاست سخن می گوید اما دیگران نیز، بجز آقای جلیلی، امیدواراند که رابطه با غرب را برای کاهش تحریم ها و افزایش درآمدهای نفتی بهبود بخشند.
اصلاح طلبان مذهبی، کارگزاران و همه دولتمردان رانده شده از راس هرم قدرت قصد داشتند که سوار بر اسب رفسنجانی به هرم قدرت برگردند.
آقای روحانی بخشی و آقای عارف بخش بیش تری از این آرزو را، اگر پیروز شوند، امکان پذیر می کنند اما نه در حدی که رفسنجانی می توانست یا اگر به حکم حکومتی رهبر به صحنه بازگشته و پیروز شود می تواند.
اکثریت مردم، که نگران قطع یارانه ها، تورم، گرانی، بیکاری و نگران معیشت روزانه خود هستند، از پیروزی هیچ نامزدی نصیب نمی برند.

اخبار روز: می توان بر روند جاری انتخابات ریاست جمهوری تاثیر گذاشت؟

فرج سرکوهی: جناح های حکومتی از امکان تاثیر گذاری برخورداراند و همه گرایش های غیرحکومتی، به دلیل حذف از صحنه سیاست عملی و نداشتن نفوذ بالفعل در لایه ای از جامعه، از امکان تاثیرگذاری جدی، جز در عرصه نظری و فرهنگی، محروم اند. هرچند طیف رنگارنگ چپ داخل کشور در حد نفوذ محدود خود در محافل می تواند بر سیاست نیز اثر نهد.
رسانه های فارسی زبان پر مخاطب خارج از کشور برخی ارزش ها و مفاهیم را به مردم منتقل می کنند، اما شمار بالای مخاطبان برخی فرستنده های صوتی و تصویری ماهواره ای، لزوما به معنای آن نیست که این رسانه ها از هژمونی یا نفوذ موثر سیاسی نیز برخوردارند.
بخش مهمی از مخاطبان این رسانه ها نه برای تغذیه سیاسی و فرهنگی که برای اطلاع گیری و پر کردن اوقات فراغت خود با هنرـ کالای کلیشه ای سرگرم کننده، به مخاطبان این رسانه ها بدل شده اند.
رسانه های جدی اینترنتی خارج از کشور، مخاطبانی آگاه تر اما کم شمارتر، در داخل کشور داشته و در همین حد نیز می توانند برخی مفاهیم، ارزش ها و بحث های نظری و فرهنگی را به مخاطبان خود منتقل کنند.
نتیجه انتخابات مجلس و ریاست جمهوری بر زندگی روزمره مردم اثر می نهد. اکثریت مردم در انتخابات غیرآزاد و غیرمنصفانه شرکت می کنند و هر لایه ای، به جناحی رای می دهد که به گمان او به خواست های او نزدیک تر است.
ایرانیان خارج از کشور، از طرفداران تحریم تا مبلغان مشارکت و از هواداران بازگشت به سلطنت و مجاهدین تا سکولارهای لیبرال، چپ های لیبرال شده و چپ سنتی هنوز چپ سنتی مانده، تاثیر گذاری بسیار اندکی بر انتخابات کنونی دارند مگر آن که فضای انتخابات به فضای اعتراض عملی بدل شود.
هیچ گرایش یا نهاد اپوزیسیون غیرحکومتی در ایران از نفوذ و حمایت فعال و بالفعل لایه ای از جامعه برخوردار نیست و رهنمودها و فراخوان های تحریم یا مشارکت به سود این یا آن جناح حکومتی، که از خارج از کشور صادر می شوند، بر پراتیک سیاسی لایه های جامعه تاثیری جدی ندارند.
آنان که رای نمی دهند و آنان که به ناچار به یکی از جناح های حکومتی رای می دهند، نه بر فراخوان های خارج از کشوری، که بر وضعیت و نیازهای واقعی یا کاذب خودتصمیم می گیرند.
بی اعتنائی لایه های جامعه به همه فراخوان های سیاسی گرایش های غیرحکومتی خارج از کشور در یکی دو دهه گذشته دلیلی است بر این مدعا.
کسانی که خود را غیر حکومتی می پندارند اما با پذیرش چارچوب های نظام مسلط از جناح های حکومتی هواداری می کنند، بر این توهم و پنداراند که با نگاهی رئالیستی و با حمایت از جناحی که به گمان آنان راه را بر تحولات سیاسی مطلوب آنان باز می کند، بر جامعه موثراند و سیاست ورزی می کنند.
اینان که براندازی یا حرکت های اعتراضی علیه نظام را توهم، ناممکن و گاه خطرناک می دانند، خود به توهم تاثیرگذاری مبتلا بوده و گمان می کنند که با حمایت از جناح های حکومتی بر مردم و بر این و آن جناح ها اثر می نهند.
جناح های حکومتی مورد حمایت این کسان گاه از این حمایت ها بهره برداری محدود می کنند اما آن را جدی نمی گیرند، در برابر آن هیچ امتیازی نمی دهند و این حمایت ها هیچ تاثیری بر برنامه های آنان ندارد چرا که به خوبی می دانند که حمایت کنندگان بر جامعه تاثیری ندارند، حمایت آنان بر رای ها نمی افزاید، آنان را نیازی جدی بدین حمایت ها نیست و…
مشارکت از طریق حمایت از جناح های حکومتی، تحریم به قصد براندازی و نشستن به انتظار «سربازان نجات بخش آمریکائی» بیماری های مزمنی است که موضوع روان شناسی بالینی اند نه تحلیل سیاسی. رهنمودهای برآمده از این توهم ها بر جامعه اثر نمی نهد و فقط در دنیای مجازی ثبت می شوند.
سیاست عرصه عمل جمعی سازمان یافته است. سیاست ورزی مقاله و تحلیل نویسی، روزنامه نویسی، حضور در سیمنارها و رسانه ها نیست.
تاثیر گذاری بر جامعه و سیاست ورزی زمانی ممکن است که گرایش و نهاد سیاسی از نفوذ بالفعل در بخش هائی از جامعه و از حمایت عملی و بالفعل لایه ای از جامعه برخوردار بوده و برنامه و چهره ای مستقل ارائه کند.
گرایشی که بدین حداقل دست یابد، در اندازه وزن خود، جدی گرفته می شود، تاثیر می نهد و در انتخابات نیز از تحریم یا حمایت خود بهره می گیرد اما صادر کردن رهنمودهای بی مخاطب و فراخوان های بی طرفدار راه به سیاست ورزی نمی برد.
جامعه ایران نیز چون دیگر جوامع از لایه های گوناگونی شکل گرفته است. هر لایه از جامعه در جست و جوی گرایش هائی است که خواست های او را تدوین و ارائه کرده و برای تحقق این خواست ها تلاش کند.
لایه هائی از جامعه ایرانی نیز خواست های چپ دارند اما بیان کنندگان این خواست ها نه فقط از صحنه حذف شده که خود نیز خود را حذف کرده اند.
بخش مهمی از چپ سنتی ایران، پس از سرخوردگی از عقاید خود، برنامه های چپ را یک سره رها کرد و به جای تلفیق دموکراسی و حقوق بشر با سوسیالیزم، به طرفداران ساده دموکراسی و حقوق بشر، به جمهوری خواهان، یعنی به لیبرال هائی بدل شدند که گذشته ای غیرلیبرال دارند.
این بخش نتوانست و نمی تواند حمایت لایه های خواهان لیبرالیزم در جامعه را جلب کند چرا که این لایه ها به اصل دست رسی داشته و به لیبرال هائی با گذشته غیرلیبرال، که هویت و سیاستی مستقل و متمایزی نیز ارائه نمی دهند، به کپی بی شباهت به اصل، نیازی ندارند.
کپی ها به کاریکاتور بدل می شوند وقتی که استحاله خود از چپ سنتی به جمهوری خواهان لیبرال را «گذر به سوسیال دموکراسی» می پندارد و به مردم توصیه می کند که به این این یا آن جناح حکومتی جمهوری اسلامی رای دهند.
کار این کاریکاتورهای بی شباهت دنیای مجازی همین چند روز پیش به جائی کشید که از مردم خواستند به آقای رفسنجانی، بارزترین نماینده سرمایه داری نفتاوی رانتی غالب رای دهند تا منجی همیشه مستبد راه را بر دموکراسی باز کند.
سخن اینان در مخاطبان فرضی آنان بی تاثیر است. این مخاطبان، اگر سخن آنان را بشنوند، به اصل در دسترس روی می آورند و نه به واسطه و مبلغ بدلی خارج از دسترس.
رهنمودهای بخشی از چپ سنتی هنوز سنتی مانده نیز، که بی برنامه جایگزین و بی ارتباط با مخاطبان فرضی خود، بر طبل تحریم انتخابات می کوبد، ناشنیده مانده و بر جامعه و روند انتخابات بی تاثیر است.
دعوت به تحریم، اگر شنیده شود، می تواند بر بستر حرکت های اعتراضی و حمایت بالفعل لایه های مهمی از جامعه، به برنامه ای جدی بدل شود اما بی این دو، جز واکنشی انفعالی نیست.
در یادداشتی در بی بی سی توضیح داده ام که چرا چپ غیرسنتی آمریکای لاتین بر بستر شکست نئولیبرالیزم به نیروی موثر و جدی بدل و چرا چپ ایران ناپدید شد.
با این همه تاثیر گذاری ممکن است. هر کس که سخنی می گوید، متنی می نویسد یا اثری خلق می کند، به تاثیر گذاری مخلوق خود دل بسته است.
راه تاثیر گذاری فرهنگی، راه تاثیر گذاری بر نظام ارزشی جامعه و بر بحث های نظری هنوز بر چپ کنونی ایران بسته نیست اما تاثیر گذاری سیاسی، از جمله تاثیر بر روند انتخابات کنونی، مقوله است متفاوت با تاثیرگذاری فرهنگی و لوازم خود را می طلبد.

اخبار روز: یکی از اهداف رهبری حکومت سوءاستفاده از میزان بالای مشارکت مردم در جهت پیشبرد سیاست های مورد نظر خود در عرصه داخلی و مناسبات بین المللی و همین طور ایجاد دولت مطیع ولی فقیه می باشد. این هدف را چگونه می توان خنثی کرد و روند انتخابات را درجهت خواست مردم سمت داد؟

فرج سرکوهی: مشارکت اکثریت در انتخابات خرداد ماه و بهره برداری حکومت از ان را، در مولفه های کنونی، نمی توان منتفی کرد مگر آن که واکنش آقای احمدی نژاد در برابر رد صلاحیت آقای مشائی، یا واکنش مردم در برابر رد صلاحیت ها، یا واکنش روحانیت محافظه کار، کارگزاران و اصلاح طلبان مذهبی در برابر رد صلاحیت آقای رفسنجانی، یکی یا چند تا از این واکنش ها، به شکافی در بالا و در جامعه منجر شده و فضائی هرچند اندک برای تنفس پائینی ها فراهم کند.
شورش های شهری دور دوم ریاست جمهوری رفسنجانی نیز نشان داد که امکان انفجار نارضایتی های عمومی را نمی توان همیشه با سرکوب خشن منتفی کرد.
از یاد نبریم که شرکت یا تحریم انتخابات «در چارجوب جمهوری اسلامی» فضای اصلی مبارزه چپ نیست مگر آن که این چارچوب بشکند یا فضای انتخابات به صحنه اعترض های جدی بدل شود. راه بازسازی چپ ایران از بسترهای دیگری می گذرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)