کتاب “آوازِ نگاه از دریچه‌ی تاریک” حاصل یک کار سترگ چند ساله از مهدی اصلانی عزیز آماده انتشار است و گمان می‌کنم اوایل هفته آینده مراحل چاپش تمام می‌شود و آماده ارسال برای کسانی است که کتاب را سفارش داده‌اند.

روایت‌های خانواده‌هایی از چهارگوشه ایران که در دهه تباهی شصت، عزیزی در زندان داشتند و درگیر زندان رفتن، ملاقات عزیز زندانی و هر بار استرس شنیدن خبری که از آن می‌ترسیدند…

معرفی مهدی اصلانی درباره کتابش؛

“آوازِ نگاه از دریچه‌ی تاریک” ۱۲۳ روایت در چهار فصل از خانواده‌هایی است که درگیر زندان دهه‌ی‌ شصت بوده‌اند. روایت پدرمادران، هم‌سران، فرزندان و خواهربرادرها. ساختِ ویدئو‌کلیپِ معرفی‌ی کتاب و طراحی و پرداخت جلد را مدیون رفیق چهل ساله‌ام امیل جانم هستم که بدهی‌ی من به او تمامی ندارد. و موسیقی‌ی رشک‌برانگیز “عمو اسفند” منفردزاده که ۵۰ سال پیش بر سرود‌ه‌ی شاعر بزرگ آزادی نوشت. برگ‌آرایی کتاب را چشمان زیباپسند جهانگیر سروری سامان داده و خوش‌نگاری‌ها از قاسم شمسی است. کتاب تا ده روز آینده توسط نشر باران منتشر و توزیع سراسری خواهد شد، و در موردش بیش‌تر خواهید شنید.”

درد‌روایت‌های «آواز نگاه از دریچه‌ی تاریک» قصیده‌های ناتمام و غزل‌پاره‌های پرپر را می‌مانند.

روایت‌ها، از غیاب می‌گویند.

درد غیاب “او” و رنج حضور جمهوری‌ اسلامی.

خانه‌های خالی، کوچه‌هایی همه تلخ و بی‌آفتاب و غیبت آواز صدای دوست.

 

 

برای پیش‌خرید کتاب به مهدی اصلانی ایمیل بزنید.
tabestan67@gmail.com

*******

 

مرا
  تو
بی‌سببی
           نیستی.

به‌راستی
صلتِ کدام قصیده‌ای
                       ای غزل؟
ستاره‌بارانِ جوابِ کدام سلامی
                                     به آفتاب
از دریچه‌ی تاریک؟

 

کلام از نگاهِ تو شکل می‌بندد.
خوشا نظربازیا که تو آغاز می‌کنی!

 

 

پسِ پُشتِ مردمکانت
فریادِ کدام زندانی‌ست
                          که آزادی را
به لبانِ برآماسیده
                     گُلِ سرخی پرتاب می‌کند؟ ــ
ورنه
    این ستاره‌بازی
حاشا
      چیزی بدهکارِ آفتاب نیست.

 

 

نگاه از صدای تو ایمن می‌شود.
چه مؤمنانه نامِ مرا آواز می‌کنی!

 

 

و دلت
کبوترِ آشتی‌ست،
در خون تپیده
به بامِ تلخ.

 

با این همه
چه بالا
چه بلند
پرواز می‌کنی!

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)